برچسب ها: تمدن اسلامی

۲۱ مقاله

مقالات

خلاصه

کتابی با نام تدین تمدن در سال 1330 ق / 1290 ش در کاظمین به فارسی و برای ایرانیانی که در دبستان اخوت این شهر درس می خوانده اند نوشته شده که هدف آن روشن کردن رابطه تدین و تمدن، و توضیح علل انحطاط مسلمین و ذلتی است که در آن گرفتار آمده اند. در این کتاب، هم علل توضیح داده شده و هم سعی شده است تا راه حل رها شدن از آن وضعیت برای کودکان دبستانی شرح داده شود. مقاله حاضر گزارش آن کتاب است.

خلاصه

نویسنده کتاب برهان المسلمین که در سال 1307 خورشیدی نوشته و منتشر شده است، می کوشد تصویری از اسلام ارائه دهد که اصول و فروع آن با تمدن جدید و جنبه های مثبت آن سازگار است. اگر هم مواردی اختلاف وجود دارد، نویسنده سعی می کند ثابت کند اسلام دلایل موجه تری برای آن موارد دارد. کوشش های مسلمانان ایرانی برای نشان دادن این تصویر از اسلام، بیشتر از پس از مشروطه جدید شد و تاکنون و در منازعه طولانی اسلام و غرب، تاکنون ادامه داشته است. این کتاب، یکی از آن دست آثار است که گزارش تعدادی را در کتاب گفتمان تمدن اسلامی در دوره پهلوی آوردم، اما این مورد را پس از آن یافته و گزارش آن را در اینجا تقدیم می کنم.

خلاصه

ماموران ساواک، گزارش سخنرانی شماری از منبرهای پیش از انقلاب را می نوشتند. سخنرانی های آقای مکارم شیرازی یکی از آن موارد است. این گزارش ها در سال 1399، در دو مجلد با عنوان «آیت الله ناصر مکارم شیرازی به روایت اسناد ساواک» منتشر شده است. مقاله حاضر بر اساس آن گزارش ها، با محور قرار دادن انتظارات ایشان از مدل جامعه و تمدن اسلامی تهیه شده است. سعی کرده ایم چیزی از خودمان نیفزاییم و توقعات یک منبری اهل قلم و خطابه را در آن دوره مرور کنیم.

خلاصه

کتاب The Preaching of Islam توسط مستشرق انگلیسی سر توماس آرنولد، در سال 1913 منتشر شد. این کتاب، با عنوان یاد شده و در باره سیر انتشار اسلام در سرزمین های اسلامی، توسط سه تن از محققان مصری به عربی ترجمه گردید. بعدها در دهه پنجاه، حبیب الله آشوری (1315 ـ اعدام شده در 28 شهریور 1360) آن را به فارسی ترجمه و مجلد اول آن را منتشر کرد. آنچه در پی می آید شرحی در باره این کتاب، و گزارشی از مقدمه مترجم بر این کتاب است که با نام علل گسترش اسلام در حوالی سال 1358 منتشر شده است.

خلاصه

سالهای 1345 تا 1356 را دهه تمدن نگاری اسلامی نامیده ام. در این دوره، چندین کتاب و دهها مقاله در باره تمدن اسلامی نوشته شد. در این باره در کتاب گفتمان تمدن اسلامی شرحی آورده ام. آنچه ذیلا ملاحظه می کنید، گزارشی است از کتاب «دانش مسلمین» از محمدرضا حکیمی که تمدن اسلامی را از دریچه معرفی «دانش مسلمین» تعریف کرده است.

خلاصه

یکی از کسانی در دهه چهل خورشیدی به بحث از تمدن اسلامی نشست، مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب بود. این کتاب آن هم پس از نگارش دو قرن سکوت می تواند دیدگاههای آن استاد را بهتر روشن کند.

خلاصه

گفتمان تمدن اسلامی در دوره پهلوی اول و دوم در ایران رونق زیادی داشت و متفکران متعددی در این باره اندیشه های خود را مطرح کردند. یکی از جذاب ترین آنها نوشته های سید حسین نصر بود که هم خود در این باره می نوشت هم دیگران را تشویق به نوشتن می کرد. کتاب علم و تمدن در اسلام او به علاوه چندین کتاب و مقاله دیگر در این باره نوشته شده است. در اینجا مروری بر اندیشه های ایشان خواهیم داشت، مروری که صرفا جنبه گزارشی دارد.

خلاصه

افکار دو تن از اندیشمندان شبه قاره در حوزه بررسی تمدن اسلامی و مواجهه آن با غرب، در ایران موثر بود. یکی ابوالاعلی مودودی و دیگری ابوالحسن ندوی. افکار اینان، در مصر، روی نسل جدید اخوان المسلمین هم تأثیر گذاشت. افکار دو نفر، تقریبا ساختار یکسانی داشت، هرچند مواضع مودودی تندتر و بنیادگرایانه تر بود. کتابهای این دو نفر به فارسی ترجمه شد و روی استدلالهای جاری در میان متدینین در بررسی گذشته مسلمین و مواجهه با غرب تأثیر زیادی گذاشت. در اینجا ترجمه کتاب ابوالحسن ندوی با عنوان ما ذا خسر العالم بانحطاط المسلمین را که دهها بار در عربی منتشر شد، و با عنوان «با ضعف مسلمین دنیا در خطر سقوط» ترجمه شد، مرور کرده ایم.

خلاصه

سید حسین عرب باغی (م 1329ش) از روحانیون پر نفوذ ارومیه در دوره رضاشاه است که آرای وی در خصوص تحولات نوگرایانه، به عکس بسیاری از روحانیون وقت، در موافقت با اقدامات پهلوی بود. او از مواضع رضاشاه در باره حجاب، انتقاد داشت اما نسبت به بیشتر تحولات نگاه موافق داشت و در این باره رساله های فراوانی نوشت. این نوشته که بخشی از کتاب «گفتمان تمدن اسلامی در دوره پهلوی» این بنده خداست، مروری بر مواضع اوست.

خلاصه

تمدن اسلامی، گرایش جدیدی است که از قرن نوزدهم به این سوی باب شده است. اروپایی ها در باره تمدن اسلامی نوشتند و آثارشان میان عربها و هندی ها و ایرانی ها ترجمه شد. به تدریج تألیف در این زمینه در میان خود این اقوام اسلامی هم رواج گرفت و به آرامی گرایشی با نام دانش تمدن اسلامی درست شد. اینجا گذری بر این ماجرا خواهیم داشت.

خلاصه

چطور می شود حمام را اسلامی کرد؟ آیا می توان توصیه هایی را در باره حمام مطرح کرد که در این مورد مشخص، نوعی زیست متفاوت با آنچه که مثلا در غرب یا شرق هست، تعریف شود؟ اگر عبادات را منها کنیم، در امری مثل حمام، چه تفاوتی میان زیستی که در مدنیت اسلامی هست، با آنچه میان یهود و نصارا یا غرب هست وجود دارد؟ رساله دلاکیه، با این انگیزه نوشته شده است تا نظر اسلام در باره شغل دلاکی و آنچه در حمام می گذرد معلوم شود. البته حاج محمد کریمخان شیخی که آن را نوشته، از معلومات خود در طب سنتی و فیزیک یونانی هم استفاده کرده و یکجا در باره دلاکی از نظر عقل و شرع و عرف و حتی به اعتبار یک صنعت از آن سخن گفته است. نوشتن در این باره، این یک تجربه تاریخی است، تجربه ای که هنوز بسیاری به آن فکر می کنند.

خلاصه

مطهر بن طاهر مقدسی که کتاب البدء والتاریخ را در سال 355 نوشته، نمونه ای از یک متفکر برجسته اسلامی است، متفکری که نه اهل حدیث است، نه معتزلی و نه اشعری، اما به اهمیت عقل و تفکر در شناخت بهتر و درست تر واقف است.

خلاصه

دو انقلاب با عنوان مشروطه و انقلاب اسلامی، در فاصله تقریبی هفتاد سال در کشور ما رخ داد (1285 و 1357ش). این دو رخداد انقلابی، چه نسبتی با «حس تمدن خواهی» ما ایرانیان داشته است؟ در محل نگارستان امام خمینی شهر اصفهان، مطالبی تحت عنوان «انقلاب اسلامی ـ تمدن اسلامی» ارائه کردم که از نظر می گذرانید.

خلاصه

این هفته آخرین جلسه درس تاریخ و فرهنگ تمدن اسلامی بود. فقط دو شاگرد آمد بوده بودند که تازه یکی مهمان بود. بحث بنده در باره یاقوت حموی و تحلیل قدرت نقادی وی در حوزه دانش جغرافی بود.

خلاصه

بحثی است در ادامه مباحثی که در باره مفهوم علم در تمدن اسلامی داشته ام. این هم درس گفتاری است که روز دوشنبه گذشته در کلاس درس فرهنگ و تمدن اسلامی داشتم. این بحث در باره طرح «علوم خفیه» در تمدن اسلامی، و ایجاد یک توقف گاه دیگر برای حرکت علمی در تمدن ما به بهانه سرّ بودن این علوم و دور از دسترس نشان دادن آنهاست.

خلاصه

روز دوشنبه هشتم دی ماه، به همت خانه اندیشمندان علوم انسانی، و با حمایت شهرداری تهران، سومین نشست دو سالانه اساتید علوم انسانی دانشگاه های تهران در برج میلاد برگزار شد. این افتخار نصیب بنده شد تا یکی از سخنرانان این جمع محترم باشم. آنچه در پی می آید گزارشی است که برای ارائه در این نشست ارجمند نوشته و ارائه شد.

خلاصه

گفتگویی است در باره مجموعه مقالاتی از این بنده خدا که تحت عنوان «مقالاتی در باره مفهوم علم در تمدن اسلامی» منتشر شده است.

خلاصه

ناصر خسرو: و بعلّت کافر خواندن این علما لقبان مر کسانى را که علم آفرینش دانند، جویندگان چون و چرا خاموش گشتند و گویندگان این علم خاموش ماندند و جهل بر خلق مستولى شد...از بهر آنکه فیلسوف، مَر این علما لقبان را بمنزلت ستوران انگاشت، و دین اسلام را از جهل ایشان خوار گرفت؛ و این علما لقبان، مر فیلسوف را کافر گفتند، تا نه دین حقّ ماند بدین زمین و نه فلسفه، و تا فیلسوف متدیّن نباشد

خلاصه

نوشته حاضر به مرور و بررسی برخی از مهم ترین دیدگاه های موجود در تمدن اسلامی در باره احکام نجومی یا همان تنجیم پرداخته است.

خلاصه

نوشته حاضر مروری است بر کاربرد کلمه خرافه در متون کهن اسلامی و شرح این نکته که تعبیر «خرافه» در قرنهای چهارم و پنجم هجری چه اندازه کاربرد داشته و به چه معانی بکار می رفته است.

خلاصه

تا وقتی با مفهوم واقعی علم در تمدن اسلامی آشنا نشویم نمی توانیم دشواری های مربوط به حوزه فهم را که ریشه در اعماق دارد درک کنیم.