۱۷۹۴
۰
۱۴۰۲/۰۱/۰۳

وصف شخصیت و آثار علامه مجلسی در هدایة العالمین (از سال 1142)

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

کتاب هدایة العالمین توسط یکی از نوادگان مجلسی در اصول دین و در هند نوشته شده است. نویسنده به مناسبت آثاری که در این زمینه نوشته شده از کتابهای اعتقادی مرحوم مجلسی و نقش آنها در جامعه ایران سخن گفته و به دلیل ارتباط خانوادگی روی تجربه های شخصی و شنیده های و دیده های خود تکیه کرده و شناخت تازه ای در این باره بدست می دهد. این گزارش شامل نکات تازه ای است که در باره علامه مجلسی و کتابهای ایشان و نفوذ آن در جامعه شیعی ایران در آن آمده است.

مرحوم مجلسی در 27 رمضان سال1110 هجری درگذشت، اما تأثیر او در فرهنگ مذهبی ایران تا به امروز قدرتمندانه ادامه یافته است. این تأثیر از زمان حیات او آغاز شد، چنان که فراوانی شاگردان و گستردگی اجازات وی به آنها، شاهدی استوار بر این امر است. سبک نوشته های مجلسی، چه آن ها که برای علما و طلاب به عربی نوشت و چه کتابهایی که به فارسی و برای طبقات عادی اما با سواد جامعه می نوشت، هم از نظر نظم و ترتیب و هم مباحثی که در اصول عقاید و تاریخ امامان و بحث از اخلاق و رفتارهای اجتماعی و فردی نوشته، مطالبی روان، مبتنی بر احادیث و با نگرشی تقریبا میانه رو و مسائل مورد نیاز جامعه بود. البته، این زمان، «حدیث» ارزش زیادی یافته بود و مجلسی با تسلطی که بر آنها داشت، بسیاری از مباحث خود را با عبارات احادیث می نوشت. درگیر شدن مرحوم مجلسی با صوفیه، بسا او را بین بسیاری از علما و فقها محبوب تر کرد، هرچند دشمنی هایی هم علیه او پدید آورد. بعد از درگذشت او، به دلیل اهمیت آثارش، بویژه بحار الانوار، مجلسی در حکم یک قدیس درآمد و قبر وی و پدرش که در کنار مسجد جامع بود،مزار مردم شد.

کتابی که بخشی از آن را ملاحظه خواهیم کرد، از یکی از اعضای خاندان علامه مجلسی  است که در زمان نگارش آن، در هند در شهر مقصود آباد از منطقه بنگاله و تحت حکایت حاکم آن دیار بوده است. او خود را «ابن محمد تقی المجلسی، عزیز الله» نامیده است. در متن هم، علامه مجلسی را جد خود می خواند. در واقع، چنان که می دانیم، نویسنده این رساله، عزیزالله بن محمد تقی الماسی بن عزیز الله بن محمد تقی مجلسی معروف به آخوند (پدر علامه مجلسی) است. مقصودش از جد هم، علی القاعده باید مادری [از چه طریقی؟] باشد. شرحی از این کتاب با عنوان هدایة العاملین [کذا] فی اصول الدین، بر اساس توضیح میرزا حیدر بن عزیز الله [مولف همین کتاب هدایه] در الاجازه الکبیره ی او، در باره کتاب پدرش، در ذریعه (25/184) آمده است. او می گوید، پدرش این کتاب را در سال 1142 در مقصود آباد از بلاد بنگاله هند برای موتمن الممالک [کذا. در متن ما الملک] شجاع الدین محمد خان اسد جنگ نوشته است. در متن نسخه هدایة العالمین آمده است که این رساله بر اساس حق الیقین علامه مجلسی و طبعا به زبان ساده تر نوشته شده است.

کتاب یک دوره اصول دین است و آقابزرگ می نویسد: نسخه ای از آن در اختیار فخر الدین نصیری با تاریخ کتابت 1205 بوده است. عنوان هدایة العاملین که در ذریعه آمده علی القاعده روی نسخه ای بوده اما در نسخه ما و نسخه ملی، همان هدایة العالمین ضبط شده است. مرحوم معلم حبیب آبادی هم در باره خاندان مجلسی و از جمله کتاب هدایة العالمین نوشته است (مکارم الاثار: 2/530 ـ 531).

آنچه سبب شد این کتاب را معرفی کنیم مقدمه این کتاب در باره علامه و آثار او و گواهی بر آن است که این آثار تا چه اندازه گسترده بوده است. تاریخ تألیف این رساله 1142 یعنی 32 سال بعد از درگذشت علامه مجلسی و در خارج از ایران بوده است.

به هر روی ، با این که بنده قبلا یادداشتی در باره این نسخه نوشته بودم (کلک و کتاب: 3/276 ـ 279) مجددا متن جدید را با افزوده هایی تقدیم می کنم، هرچند نکاتی در آن یادداشت هست که اینجا نیامده است.

در مقدمه ملاعزیز الله، چند نکته قابل توجه هست:

نکته اول این که نویسنده در ستایش علامه مجلسی، از اسامی کتابهای معروف علمی در حوزه های فقه و تفسیر و حدیث و حتی علوم عقلی استفاده کرده است. برخی از اینها، اسامی کتابهای معروف دیگران و شماری هم از اسامی کتابهای خود مجلسی است. نویسنده گزینش و چینش زیبایی از این اسامی در این ستایش نامه انجام داده است. این سبک، موارد مشابه دارد.

نکته دوم آن است که نویسنده متن زیر که اخباری مسلک بوده و روش او مانند مکتب خود علامه مجلسی است، دو جریان را برابر هم قرار داده است. او از کسانی که «قدم بر قدم مشائیان یونان» گذاشته اند، به عنوان افراد گمراه یاد کرده و نقش علامه مجلسی را در احیای مواریث حدیثی، چنین می داند که او بعد از روزگاری که طلاب رغبت در فلسفه خوانی داشتند، به احیای کتب حدیث پرداخت: «...اکثر کتب احادیث از چهار صد اصل مشهور و غیر آنها که در این اواخر به سبب رغبت طلبه بیشتر علوم حکمی و اقوال فلسفی مندرس و متفرّق بلکه از میان رفته بود» آنها را با زحمت گردآوری کرد.

نکته سوم این که در کنار اشاره به تلاش مجلسی در تدوین کتابها و این که آثار او در همه خانه ها هست: «در جمیع ولایات عالم از بلاد موافق و مخالف از عرب و عجم منتشر و متواتر است، و در کم قریه و دهی است که اکثر آنها نباشد»، از تلاش او برای گردآوری آثار حدیثی یاد کرده است. این نکته دقیق و درستی است و می توان گفت، به خاطر بحار، شمار زیادی کتاب قدیمی و به قول خود مجلسی، نسخه های عتیق توسط شاگردان وی که روحیه گردآوری کتاب داشتند، یافت و در اصفهان تجمیع شد.

نکته چهارم این که نویسنده در باره تأثیر آثار او، به مسأله فارسی نویسی علامه مجلسی اشاره کرده  و می نویسد: «کتب فارسیه اش از عین الحیاة و حیاة القلوب، و جلاء العیون و حلیة المتقین و حق الیقین و زاد المعاد و تحفة الزائر و مقباس المصابیح و ربیع الاسابیع و مشکوة الانوار و غیر اینها از رساله هایی که به خصوص نامی ندارد، و از مختصر و مبسوط زیاده بر آن است که محصور و مضبوط شود، بحمد الله تعالی باعث معرفت و بینش اکثر خواص و عوام بلکه کافه انام است». انصاف را این که در میان آثار اجتماعی و اخلاقی و عمومی در باره مسائل دینی، هیچ کتابی را نمی توان با این سری آثار علامه مجلسی مقایسه کرد. طبعا مطابق روایات و عرفیات شناخته شده نوشته است.

مقدمه کتاب هدایة العالمین

اما بعد چنین گوید المهتدی بهدایة محمّد و آله و أوصیائه، ابن المولی محمد تقی المجلسی، عزیز الله ـ منّ اللّه علیهما باتمام نعمته و هُداه ـ که چون اکثر خلق عالم، و بنی نوع آدم، بنابر متابعت وساوس شیطانی، و دواعی نفسانی، و میل به طریقه ی معتاد و پیروی آباء و اجداد، دست از مقتضای عقل و دانش، و دلالت فهم و بینش برداشته، از جاده ی مستقیم روشن حق دور، و در تیه ضلالت و غوایت حیران و کور مانده اند؛ پاره ای مانند هنود و امثال ایشان، یکباره دست از پرستش موجد و خالق و منعم و رازق خود که اکثر مقرّند که وجود و حیات و جمیع نعمتها و خیرات را از او دارند، برداشته، به عبادات جمادات چند که بیشتر را خود به سعی و مدد فکر و اندیشه و معاونت آلات تبر و تیشه ساخته اند پرداخته، و بعضی مثل مشرکین نصارا و اشباه آنها، انسانی چند را که علم به ولادت و وفات و مبتلا شدن به حوادث و آفات و احتیاج به امور بسیار و کمال افتقار و اضطرار و تسلّط ظلمه و کفّار بر هر یک دارند، شریک خداوند جبّار و قادر مختار و پروردگار قهّار یا فرزند او یا بلکه عین ذات ذو الجلال او می دانند ـ تعالی الله عمّا یقولُ الظّالمونَ عُلُواً کبیراً ـ و جمعی به محض تعصّب و عناد و مجانست اهل کفر و الحاد از معجزات باهرات و حجج واضحات پیغمبران خدا و ائمه هُدی چشم پوشیده اند، و قلیلی که به راه حق رفته اند  اکثر جاهل از سبب و دلیل حقیّت، کورانه قدمی بر می دارند یا ترک متابعت سالکان منهج رسالت و هدایت و هادیان مسلک امامت و وصایت کرده، قدم بر قدم مشائیان یونان و امثال ایشان می گذارند، با وجود آن که اگر اندک چشم بصیرتی باشد طریقه ی نجات و راه دین و مذهب حق و یقین، چون آفتاب تابان روشن و نمایان است، و اکثر علما در ردّ اهل بطلان و اثبات حقایق ایمان، کتابها نوشته اند، خصوص افضل فضلاء متقدمین و متاخّرین و اعلم فقها و محدثین مهبط فیوضات و مواهب خاصّه ی الهی معدن فضایل و حقایق و معارف نامتناهی قدوه ی اهل فضل و اجتهاد، هادی طریق حق و رشاد، علامه ی علمای جهان و یگانه افاضل دوران، جامع فروع و اصول، حاوی معقول و منقول، کشّاف مبهمات قرآن که ذهن منیر صافیش هر یک از آیات احکام را به تفسیر کبیر در هر مجمعی بیان نموده، و حلاّل مشکلات فرقان که علم کثیر وافیش محکمات و متشابهات کلام را به بیان جامع بیضای منیر کشف آیات و تفسیر و در تبیین و ضیاء چون منهج صادقان فرموده، فقیهی که لمعه ای از لمعات مطالعه دروس، و معالمش برای ارشاد به شرایع اسلام و تهذیب قواعد ایمان اهل استبصار و یقین کافیست؛ و حکیمی که شربتی از مفرّحات مخازن علوم و حقایق و اشارات و نکت و دقایش جهت شفاء قلوب و تجرید اعتقاد و ایصال به منتهای مطلب و غایت مراد طالبان نجات و هدایت به صراط المستقیم دین شافی، معلمی که به برکت تعلیم و دلالتش سفاین قلوب تیره دلان جهل و ضلالت در بحار انوار معرفت و ایقان جریان یافته است، و مرشدی که از یمن ارشاد و هدایتش قوافل فروماندگان بی توشه و عریان به وادی ظلمانی غفلت و حیرت به حلیه متقین آراسته با زاد معاد به پرتو مقباس مصابیح لمعات فیوضش به راه حق و یقین شتافته، به قطره ای از عین الحیاة نصایحش حیات قلوب مرده دلال عالمی تا ابد برپا؛ و به ذرّه ای از کحل الجواهر مواعظش جلاء عیون کور قلبان مردمان جاوید مهیّا، زبدة الابرار و ملاذ ا لاخیار الذی کان قلبه القدّوسی مرآت العقول و مشکوة  الانوار، جدّی المرحوم المغفر المبرور، الغریق فی بحار رحمة ربّه الغفور، مولانا محمد باقر مجلسی ـ قدّس الله رُوحَه الشریف  و طیّبَ  ضریحه المنیف ـ  که مسلّم است که از فضلای عالَم و علمای متأخّر و متقدّم مثل ایشان کم کسی سعی در ترویج و تحددی مذهب و دین و توضیح و تبیین طریقه ی حق و یقین و ضبط و جمع و انتشار ا خبار و آثار ائمه طاهرین ـ صلوات الله علیهم اجمعین ـ نموده، و بیان و تحقیق مشکلات و مشتبهات آنها به تأیید ربّ العالمین فرموده، بلکه اکثر کتب احادیث از چهار صد اصل مشهور و غیر آنها که در این اواخر به سبب رغبت طلبه بیشتر علوم حکمی و اقوال فلسفی مندرس و متفرّق بلکه از میان رفته بود، حسب المقدور از بلاد و امصار بعیده به سعی و تصدیعات بلیغه بدست آورده، در بیست و پنج مجلّد کتاب بحار الانوار جمع و توضیح و بیان کرده اند، چنان که هر کس رتبه مطالعه و غواصی آن بحر بی پایان را داشته باشد، می داند و از غرایب اتفاقات، تاریخ ولادت آن معدن کرامات با   با جامع کتاب بحار الانوار موافق آمده، و بعد از جمع و تألیف کتاب مزبور یکی از تلامذه ی آن جناب به آن مُلهم شده، و الاّ همگی تا به حال از میان رفته بود، چنان که در این مدّت قلیلی که از رحلت آن مرحوم گذشته، نزدیکست که باز اکثر از میان برود، خصوص در این زمان که اصل طلب علم و تحصیل متروک است، و اگر کتب آن مغفور نبود، کار بر اکثر مردم مشکل بود، چنان که بغیر از تصائیف عربیش از کتاب مرآت العقول و ملاذ الاخیار در شرح کتاب کلینی و تهذیب، حدیث و فوائد طریفه در شرح صحیفه ی شریفه و امثال آنها که مرجع و محتاج الیه علمای عظام و فضلای فخام است، کتب فارسیه اش از عین الحیاة و حیاة القلوب، و جلاء العیون و حلیة المتقین و حق الیقین و زاد المعاد و تحفة الزائر و مقباس المصابیح و ربیع الاسابیع و مشکوة الانوار و غیر اینها از رساله هایی که به خصوص نامی ندارد، و از مختصر و مبسوط زیاده بر آن است که محصور و مضبوط شود، بحمد الله تعالی باعث معرفت و بینش اکثر خواص و عوام بلکه کافه انام است، بلکه در این وقت بنای مذهب و عقاید و احکام و مسائل دین بر آنهاست، و بفضل اله و کرامات آن مؤیّد من عند الله، در جمیع ولایات عالم از بلاد موافق و مخالف از عرب و عجم منتشر و متواتر است، و در کم قریه و دهی است که اکثر آنها نباشد، و نادر کسی است که آن را ندیده بلکه ندارد.

غرض هرچه در مدایح و محامد او گفته شود کم، و زبان از بیان فضایل و مفاخر او ابکم است، و اظهار فضل و جلالت و شکر ارشاد و هدایت او بر همه عالم از اقارب و اباعد فرض و لازم، خصوص از برای تحریص و ترغیب قلوم! [قلوب] امم به تألیفات و تصنیفات او و به برکات و فیوضات آنها از ضلالت و گمراهی نجات و هدایت یافتن که مقصود اهم و مطلب اعظم است، پس بدان که آنجناب از جمله در اصول دین و ردّ بر مخالفین و معاندین کتاب حق الیقین را که حقّاً هر سطری از آن طریق مستقیم است به منزل عرفان و یقین، و به یقین هر فقره اش دلیل حقّی است بر اصول ایمان و دین، تصنیف نموده، و طریقه ی تحصیل معرفت را بر همه کس سهل و آسان فرموده است.

و چون آن کتاب حقایق نصاب، مشحون بذکر اکثر حجج و ادلّه از آیات و اخبار و آثار، و به سبب عدم قابلیّت فهم یا اطّلاع بر حقایق و مآخذ آنها مورد اقرار و انکار و قبول و ردّ عوام و جهّال متعصّبین و اشرار است، این حقیر خواست که آنچه از دلایل واضحه و حُجج بیّنه طاهره که موافق عقول کافّه ی خواص و عوام بلکه نزدیک به افهام بهایم و انعام باشد، در هر یک از آن ابواب و رفع بعضی از شبهات و شکوک که در اذهان و خواص اکثر ناس می خَلَد، در هر باب، به عبارات ایان! [عیان] واضح لایق و شواهد مناسب مطابق موافق احادیث و اخبار معتبره ی مرویّه ی از ائمّه ی اطهار و مخبران صادق ـ علیهم السلام ـ تحریر نماید تا بر طالبان راه حق تحصیل معرفت اسهل و اسلم، و بر معاندین حجّت اکمل و اتم باشد.

و چون کتاب مزبور و هیچ یک از کتب دیگر در این باب مطلق در نظر نیست، و بنابر این است که با وجود کمال تشویش بال و کثرت مکاره و امراض و اختلال احوال آنچه در خاطر باشد بیان شود، هرگاه سهو و نسیان یا غلط و اشتباهی واقع شود، از ناظران امید عفو و تصحیح و اصلاح دارد. و در این مقام به سبب زیادتی توضیح و تبیین مرام و تفهیم قاصرات الافهام از تکرار سخن و طول کلام که خلاف طریقه ی بلاغت است احتراز نمی نماید.

و چون توفیق تألیف این رساله و تحریر این مقاله در بنگاله از برکت ظهور دین و ایمان و اختفای اهل عصبیّت و طغیان در بلاد کفر و عدوان، به یُمن دولت و اقتدار و حکومت و اختیار نوّاب مستطاب فلک جناب، معلّی القاب نامدار، کامکار گردون وقار، نصفت و معدلت شعار، صاحب صُوبه ی اقالیم عظمت و ابّهت و اجلال فرمانفرمای ممالک شهامت و حشمت و  اقبال مشیّد ارکان دین و دولت ممهّد اساس ملک و ملت، اعنی نوّاب مؤتمن الملک شجاعُ الدولة اسد جنگ ـ خلّد الله دولتَه بعزّه و جلاله [در حاشیه: مخفی نماند که اینها همه القاب و خطاب از جانب پادشاه است. منه] بهادر فیروزی نشان اعلا مکان ـ اَقام اللهُ سمآء حشمته و اِجلاله ـ شجاع الدین محمد خان  ـ اَدام اللهُ ظلالَ اِقباله ـ که از جلایل عنایت خاصّه ی یزدانی به آن نظر کرده ی انظار فیوضات تامّه ی سبحانی خطابها، و القاب سامی و نام نامی او هر یک در عدد با عبارات دعا به تمامی موافق، و دو عبارت وسط هر یک از القاب و دعا، با تاریخ حکومت و ایالتش مطابق، و الحق چنین کرامتی چنان قدوه ی گرامی را لایق واقع گردید، و فی الواقع این نیز یکی از فیوضات آن معدن فیض است که به ظهور رسید، لازم دید که به اسم مبارک گرامی تزیین داده، تحفه ی عالی مجلس خلد آیین آن حامی ملّت و دین و ماحی کفر و کین سازد.

امید که به فیض نظر خورشید اثر قبول علم اعتبار و اشتهار بر افرازد. و چون امیدوار است که باعث هدایت اکثر عالمیان بشود، آن را به هدایة العالمین موسوم نمود، و نقاب خفا از چهره ی شاهد مطالب معروضه در ضمن مقدمه و پنج باب و خاتمه گشود، و من الله التوفیق و الهدایة و التأیید و الاعانة.

مقدمه در بیان بعضی تحقیقات و تنبیهات و تمثیلات که اولا ضرور است.

باب اول: در توحید و متعلق آن و در آن سه فصل است...

باب دویم در عدل و در آن سه فصل است...

باب سیم: در نبوت و در آن سه فصل است...

باب چهارم: در امامت و در آن سه فصل است...

باب پنجم در معاد و در آن سه فصل است...

خاتمه در ضابطه یافتن بطلان سایر مذاهب مبتدعه و اعمال مخترعه و طریقه نجات از آن مهالک متنوعه است.

[مقدمه نویسنده، طولانی است و مطالبی به صورت تمثیل در باره خدا و رسولان او در تشبیه به پادشاه و فرستادن رسولان در شهرها، به صورت طولانی در باره انحرافاتی که در ادیان سابق سخن گفته و و در پایان آن، به اختلاف در میان امت اسلامی بر می گردد و این که چگونه مردمان راه خطا رفتند. در نهایت، به جدال بین اخباری ها و تابعان فلسفه یونانی می پردازد که نقل آن سودمند است. عبارت او این است:]

و بعض دیگر که از این مهالک نجات یافته اند در طریقه ی تحصیل معرفت غلط کرده با وجود کمال ظهور و اعلان راه حق از برای طالبان آن، و بودن ادلّه ی آیات واضحات قرآن و احادیث و کلام صادقان اهل بیت اطهار ـ علیهم السلام ـ به تفکّر و تدبّر در سخنان اهل شبهات و ضلالات و مطالعه و مباحثه شفا و اشارات و تتبع عقاید اهل یونان و امثال ایشان از حکما و متکلمان عمر گرانمایه را صرف نموده، اکثر آن است که بعد از سالها فکر و ریاضت و تعب و اجتهاد آخر بغیر از درافتادن به مهالک کفر و الحاد و مضایق حلول و اتحاد و انکار مبدأ و معاد یا تزلزل در دین و اعتقاد به شبهات اهل عناد چیزی حاصل نمی کنند، و کم مسأله ای است که آخر بنای آن را بر جایی گذاشته و مسلّم دانسته باشند، و با یکدیگر در آن در معارضه و جدال و قیل و قال نبوده، حیران و سرگردان نباشند، مگر باز رجوع به احادیث و اخبار اهل بیت نبوت و معادن علم و حکمت نجات بیابند. و اکثر نیت و مطلبشان این است که در مجالس در بحث و جدال بر دیگران فایق آیند، و افضل و داناتر از همه به قلم روند.

و بسیاری از قبیل مستضعفین و اکثر عوام الناس و لاقیدان هر امّت و فرقه، مطلقاً به دلیل و برهان تحقیق مذهبی نکرده، و هر کس هرچه گوید، اطاعت می کنند، و اکثر به مقتضای «الناس علی دین مُلُوکهم» بر دین پادشاه و بزرگ و مالک و آقای خودند، و اکثر این فرق و ملل چون ملاحظه شود، به متابعت آباء و اجداد خود و این که مذهب خود را به سبب محبت و اُنسی که به آن دارند، و از طفولیت به آن خو کرده اند، و اغلب آن، مذهب مادران ایشان است، چون معاشرت با آنها کرده و از آنها تربیت یافته اند، و می خواهند آن را از دست نگذارند، از قبیل میلی که هر یک از اصناف ناس به کسب و پیشه و هنر آباء و اجداد خود دارند، و اکثر آن را بهتر از همه ی کسب ها می دانند، هرچند بسیار خسیس و پست مانند حجّامی و امثال آن باشد، و تا ممکن است دست از انکار بر نمی دارند، اگرچه بهتر از آن به مراتب میسّر شود، همچنان در مذهب و ملّت در متابع ایشان بیشتر اصرار دارند، بلکه سعی در اثبات حقیّت آن به دلایل واهیه ی باطله، به محض خواهش نفس و جهالت و تعصّب می کنند و در مهالک و بوادی ضلالت و غوایت برقرار مانده اند، و به زودی بغیر حسرت و ندامت و خسران دنیا و آخرت چیزی نخواهند یافت، و ان شاءالله تعالی اثبات مذهب حق و بطلان هر یک از این مذاهب و فرق را به ابلغ وجهی می نمایند، و از برای هر که چشم بصیرتی داشته باشد، پرده خفا از روی شبهات و تشکیکات معاندین در هر یک از اصول دین به اثبات و اظهار بطلان آنها می گشاید، و به سبب کوری باطن خفاش سیرتان ظلمت نهاد از اهل عصبیّت و عناد نقصی از برای خورشید تابان حق و ایمان در درخشندگی و ظهور و ضیای آن لازم نمی آید. أعاذَنَا الله و جمیع المؤمنین عن متابعة النفس و الهوی، حفظنا و ایّاهم عن مخاطرة الجهل و الغوی، بفضله و رحمته، بحرمة محمد و آله اهل الرشاد و الهدی.

پس ای عزیز! دمی از خواب غفلت بیدار و از مستی جهل هشیار شو، و چشم بصیرت و گوش هوش بگشا، و در آنچه بیان می شود، از روی انصاف تأمل نما، که امید هست که اگر دست از تعصّب و عناد و متابعت آبا و اجداد برداری به راه حق و رشاد هدایت یابی. و اللّه یَهدی من یشاء الی صراط مستقیم.

و اما نسخه ای که این یادداشت بر اساس آن تنظیم شده است، به شماره 10174 در کتابخانه مجلس نگهداری می شود. متاسفانه نسخه هدایة العالمین در این نسخه، از آخر افتادگی دارد. این نسخه که به خط مولف است، در مواردی، شخص دیگری صفحاتی را بازنویسی کرده  است. علاوه بر هدایة العالمین، نسخه ای از ابصار المستبصرین، رساله ای ناقص در اثبات معاد که شاید ادامه نسخه هدایة العالمین بوده، رساله حق الیقین، رساله احکام میت، و کتاب الانوار البدریه لکشف شبه القدریه در آن هست. نسخه دیگری از هدایة العالمین در کتابخانه ملی به شماره 4091 هست که عجالتا به آن دسترسی نداشتم.

 

(چاپ شده در «آینه پژوهش» شماره 198 (بهمن و اسفند 1401)، صص 205 ـ 214

 

7uxhR1679547965.png

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

مکتب درفرایند تکامل: نقد و پاسخ آن

آنچه در ذیل خواهد آمد ابتدا نقد دوست عزیز جناب آقای مهندس طارمی بر کتاب مکتب در فرایند تکامل و سپس پ

کتاب‌شناسی متنبی در ایران

فاطمه اشراقی - سیدمحمدرضا ابن‌الرسول

به منظور سهولت کار پژوهشگران، کتاب‌شناسی‌ای از تألیفاتی که درباره‌ متنبی این شاعر نامی عرب انجام گرف

منابع مشابه بیشتر ...

ریاض الجنه زنوزی اثری دایرة المعارفی در حوزه فرهنگ و تمدن اسلامی

رسول جعفریان

در زمستان سال 1402 موفق شدیم یک چاپ عکسی از کتاب ریاض الجنه زنوزی که اثری دایره المعرافی در حوزه فره

مرز غلو و اعتدال در عقاید شیعه از دید یک دانشمند عصر صفوی «محمد یوسف بیک»

رسول جعفریان

نوشته حاضر، مقدمه این بنده خدا برای کتاب «معرفة الابرار و نور الانوار فی معرفة الائمة الاخیار ع (تأل

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

ریاض الجنه زنوزی اثری دایرة المعارفی در حوزه فرهنگ و تمدن اسلامی

رسول جعفریان

در زمستان سال 1402 موفق شدیم یک چاپ عکسی از کتاب ریاض الجنه زنوزی که اثری دایره المعرافی در حوزه فره

مرز غلو و اعتدال در عقاید شیعه از دید یک دانشمند عصر صفوی «محمد یوسف بیک»

رسول جعفریان

نوشته حاضر، مقدمه این بنده خدا برای کتاب «معرفة الابرار و نور الانوار فی معرفة الائمة الاخیار ع (تأل