۵۳۶
۰
۱۴۰۳/۰۱/۲۲

ریاض الجنه زنوزی اثری دایرة المعارفی در حوزه فرهنگ و تمدن اسلامی

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

در زمستان سال 1402 موفق شدیم یک چاپ عکسی از کتاب ریاض الجنه زنوزی که اثری دایره المعرافی در حوزه فرهنگ اسلامی از اوائل قرن سیزدهم هجری است،داشته باشیم. متن ذیل، مقدمه ای است که بنده بر این چاپ نوشتم.

 

کتاب ریاض الجنه که اکنون آن را به صورت عکس برگردان ملاحظه می‏فرمایید اثری دایرة المعارفی از علامه سید محمد حسن بن عبدالرسول زنوزی متخلص به فانی (م 1172 ـ 1223ق) از عالمان بزرگ خطه آذربایجان و شهرستان خوی است. این اثر دایرة المعارفی که طی دو دهه نخست قرن سیزدهم هجری در همین شهر به انجام رسیده، چنان که از ابواب و به گفته نویسنده «روضه»هایش آشکار است، در هشت روضه، و هر روضه، بر اساس مدخل‏هایی که مولف انتخاب کرده، تألیف شده است. روضه اوّل و دوم در باره ذوات مقدسه معصومین ـ علیهم السلام ـ و چهره‏های گزیده از صحابه و تابعین است که ادامه آن شرحی هم از عتبات و مقدس دنیای اسلام بدست داده شده است. روضه سوم، در ذکر آنچه در عالم موجود است. روضه چهارم، تراجم مفصل علمای شیعه و سنی با  960 مدخل به ترتیب الفبابی است که البته شمار فراوانی را هم که در روضه هفتم به عنوان وزیران و امرا آمده، باید بر آن افزود.[1] روضه پنجم شرح حال شاعران عرب و عجم هر کدام در بخش مستقل، و جمعا قریب 800 مدخل است. روضه ششم در باره سلاطین و طبقات آنان است. این بخش، یک دوره تاریخ اسلام و ایران اسلامی تا روزگار قاجاریه به شمار می آید، و از این جهت بسیار مهم است. طبعا این تاریخ نویسی، مبتنی بر همان سبک قدیمی است، به طوری که همچنان مورخان این دوره، از اطلاعات تازه از ایران باستان، بی بهره بودند و همان سبک شاهنامه را در تاریخ قدیم ایران دنبال می‏کردند.[2] روضه هفتم در شرح حال وزیران و امیران مشهور و شماری از خوشنویسان است. روضه هشتم، در ذکر نوادر و حکایات است. در باره شرح حال و آثار مولف، به تفصیل در مقدمه جناب آقای صدرایی خویی بر همین کتاب سخن گفته شده و نیاز به تکرار نیست.

در نگاه کلی، این اثر، شباهتی با کتاب مجالس المومنین قاضی نورالله شوشتری (م 1019) دارد، جز آن که مرحوم شوشتری، بیش از همه تمرکز بر فرهنگ شیعه دارد، اما در ریاض الجنه، علی رغم توجه خاص نویسنده به تشیع، در بیان شرح احوال عالمان و شاعران و سلاطین، محدودیت مذهبی اعمال نشده و نه تنهای علمای مسلمین، بلکه شرح حال احوال بسیاری از رجال شناخته شده فیلسوف و حکیم نامسلمان هم ـ به سبک آنچه در کتب تراجم حکما معمول بود ـ در کتاب آمده است. جالب است بدانیم در ریاض العلماء میرزا عبدالله افندی نیز که صرفا شرح حال علماست، تمرکز روی علمای شیعه بود، جز آن که او بخشی به علمای اهل سنت اختصاص داد که مع الاسف همچنان چاپ ناشده باقی مانده است. در روضات الجنات که قریب صد سال پس از ریاض الجنه و البته باز و صرفا در محدوده شرح حال علما نوشته شد، ترکیبی از علمای شیعه و سنی آمده است. به هر روی، از زاویه نگاه تمدنی، این نکته جالبی است که عالمان و بزرگان شیعه، به رغم تأکیدشان بر تشیع، همواره به میراث مشترک مسلمانان توجه داشته‏اند و چنان که اشارت رفت، زنوزی پا را از این مرحله هم فراتر گذاشته است.

ابواب کتاب ریاض الجنه، نشانگر آن است که هدف نویسنده، ارائه اطلاعاتی از تمامی حوزه های مطرح فرهنگ و تمدن اسلامی است. او می‏کوشد، به سبک دایرة المعارفی و بر اساس مدخلهایی که تعریف کرده است، داده های این حوزه را در این اثر بزرگ عرضه کرده و تمامی آنچه را پژوهشگران بعدی در مقاطع خاصی به آن نیاز دارند، به صورت مدون و مبوب، در اختیار بگذارد. ما این سبک را باید به عنوان یک سبک دایرة المعارف نویسی در نظر بگیریم و برای این که این مسأله قدری روشن شود، بهتر است توضیحی بیاوریم.

قرن هیجدهم اروپا را که مصادف با اواخر قرن یازدهم و قرن دوازدهم هجری است، قرن دایرة المعارف نویسی نام می‏نهند. این سوال مهمی است که چرا کاروان تمدن بشری به نقطه‏ای رسید که نیازمند نوشتن دایرة المعارف شد. به نظر می‏رسد در این مرحله که دوران عبور از تمدن قدیم به جدید بود، غربی ها تصمیم گرفتند تمامی معارف گذشته خود را تا مرز زمان حاضر، فهرست کرده و در اختیار نسل جدید قرار دهند تا با تکیه بر آن، راه جدید خود را در تاریخ باز کند. وقتی سخن از دایرة المعارف می‏گوییم، یعنی همه علوم، آثاری در همه دانش ها، نیز همه دانسته‏ها و معلوماتی که بشر در طول سالیان تلاش کرده و آنها را کاویده و به کتابت و چاپ درآورده در یک اثر چند جلدی تدوین شود. البته دایرة المعارف نویسی در اروپا هیچ گاه متوقف نشد، و تا به امروز ادامه یافته است. حتی در روزگار اخیر، دایرة المعارف نویسی تخصصی شده و برای هر مجموعه معارفی و زمینه مشترک علمی، اثر دایرة المعارفی ویژه انجام شده و تمام معلومات آن حوزه فراهم آمده است تا اگر کسی نیازمند شرحی در باره مدخل مورد نیاز بود، همه آن معلومات یک جا فراهم باشد.

و اما در دنیای اسلام، کارهای دایرة المعارفی، در طول قرون، به صورت پراکنده وجود داشت و آثاری پدید آمد. اکنون که به گذشته مراجعه می‏کنیم، می‏بینم آثار بزرگی که در «لغت» نوشته شده، بویژه آنهایی که مفصل بوده، مانند لسان العرب، یا تاج العروس، اینها آثاری دایرة المعارفی هستند که البته محدود به دایره لغت مانده‏اند و دلیلش هم این بوده است که لغت، تابع حروف ابجد بوده و ترتیب و مرز را حفظ می‏کرده است. حتی به نظر می‏رسد، کتابهای بزرگ حدیث، در روزگاری که تصور می‏شد همه علوم و دانش ها باید از احادیث گرفته شود، نوعی ترتیب دایرة المعارفی داشتند. به کافی یا بخاری بنگرید، مدخل‏های آنها، به نوعی یک منظومه علمی فراگیر را نشان می‏دهد. این نوع نگاه در تدوین، در دوره های بعد هم ادامه یافت و تا عصر صفوی که اثری چون «بحار الانوار» نوشته شد، ادامه داشت. بحار دقیقا یک کار دایرة المعارفی بزرگ است که نویسنده آن می‏کوشد همه معارف را از دریچه علم دینی و منابع دینی بنگرد.[3] مقصود از نگاه دایرة المعارفی به بحار بر این اساس است که هر زمان  شما بخواهید در باره مسأله ای از تاریخ و جغرافی و طبی و نیز عقاید و جز اینها، حتی دنیا یا آخرت، مطلبی را بیابید، می‏توانید به فهرست بلند آن کتاب مراجعه کنید، و نیازهای خویش را برآورده سازید. نگارش های دایرة المعارفی در زمینه جغرافیا با نوشتن اثر بزرگی مانند معجم البلدان یاقوت حموی، خود را نشان داد. تواریخ عمومی بزرگ مانند طبری یا جامع التواریخ رشیدی، با نگاهی فراگیر و دایرة المعارفی نوشته شده است. طبیعی است که سنت نگارش در حوزه آثار چند دانشی گاه متمرکز روی خود علوم مانند کتاب ستینی فخر رازی یا نفائس الفنون آملی، و در مواردی متنوع‏تر و بیشتر از زاویه رجالی بود. به هر روی مسلمانان سابقه داشتن نگاه دایرة المعارفی را دارند، هرچند در دوره‏هایی ضعیف‏تر عمل کرده و در عصر جدید نیز آنچنان که باید به این مسأله نپرداختند. مقصود عصری همزمان با عصر دایرة المعارف نویسی در اروپاست که منبع و منشأ تحول فکری و علمی بود.

یکی از کارهای دایرة المعارفی دوره صفوی، کتاب سُلّم السماوات از ابوالقاسم بن ابی حامد کازرونی است که در سال 1004 یا 1114 نوشته شده است. ابواب این اثر، تقریبا مشابه ابواب کتاب ریاض الجنه بوده و گفته شده، مورد استفاده مرحوم زنوزی قرار گرفته است.[4]  کتاب یاد شده در سال 1386 با تصحیح مرحوم عبدالله نورانی توسط میراث مکتوب در 466 صفحه منتشر شده است. آنچه مسلم است، اثر یاد شده یکی از آثار چند دانشی است که مسلما حاکی از وجود و استمرار سنت مزبور بوده است.

ما در اینجا و در باره ریاض الجنه، با یک اثر دایرة المعارفی به سبک نوشته‏های پیش از دوره جدید روبرو هستیم که البته ارتباطی با جریان دایرة المعارف نویسی اروپایی نداشته و در فضایی خارج از آن و در واقع در چارچوب سنتی نوشته شده است. به عبارت دیگر، نویسنده ما در این زمان، و به رغم این که هنوز باد تجدد در ایران وزیدن نگرفته بود، در اندیشه نوشتن چنین کتاب جامعی برآمد. ما می‏دانیم، تحولات نگارشی عصر جدید در ایران، و تغییر سبک‏ها، از بعد از دوره ناصری است و تا پیش از آن، ما همچنان روش سنتی خود را در کارهای علمی دنبال می کنیم. نامه دانشوران[5] تدوین جمعی از علمای عهد ناصری و زیر نظر اعتضاد السلطنه، از نخستین نشانه‏های نگارش در زمینه چنددانشی‏ها و دایرة المعارف‏ها به سبک جدید است، چنان که در حوزه جغرافی، مرآة البلدان ناصری از محمد حسن اعتماد السلطنه همین وضعیت را دارد. کتاب ریاض الجنه اثر زنوزی (1172 ـ 1223)، طی دو دهه نخست قرن سیزدهم هجری نوشته شده و متعلق به پیش از دوره ناصری است.

از سوی دیگر، آگاهیم دوره زندگی زنوزی، دوران رکود فرهنگ و دانش در ایران است، هرچند نشانه‏هایی از حیات علمی، در گوشه و کنار ایران به چشم می‏خورد. در این دوره، علوم شیعی، بیش از همه، در حوزه فقه و اصول، پیشرفت‏های قابل ملاحظه‏ای در عراق و برخی از نواحی جنوبی ایران داشت، اما در بسیاری از رشته‏های علمی، عموما به دلیل رکود اقتصادی، نیز آشفتگی‏های سیاسی زمانِ میان سقوط صفویه و روی کار آمدن قاجار (1148 ـ 1210ق)، تضعیف شدند. روشن است که حیات علم، بستگی به حیات مدارس و موقوفات آنها داشت، و با نابود شدن بخش اعظم این منابع در اصفهان و بسیاری از شهرها، و درگیر شدن کشور در جنگ‏های داخلی، این مدارس از انجام وظایف علمی خویش باز ماندند. در این دوره، وجود عالمان بزرگی مانند میرزای قمی در قم، یا وحید بهبهانی و شاگردانش در کربلا، و همین طور عالمانی در نجف، نشانگر حوزه های علمی محدود و پراکنده اما نسبتا نیرومند است. زنوزی ما، در شهر کربلا بالیده است، جایی که در یک مقطع تاریخی، و دقیقا همان زمان، رهبری حیات فکری شیعه را در اختیار داشت. او زمانی از عُمر خویش را پس از بازگشت از کربلا، در مشهد و سپس در اصفهان سپری کرد و در نهایت به موطن اصلی خود، خوی باز گشت. با این حال، مقایسه میان آنچه او فراگرفت، با آنچه در آثار او و مهم‏تر از همه ریاض الجنه آمده، نشانگر آن است که زنوزی مردی فراتر از زمان خویش بوده و مانند برخی از استثناءات در تاریخ علوم شیعی، در یک فضای نسبتا سخت و صعب، خود را به مراتب والای دانش وقت رسانده است. همه می‏دانیم عصر صفوی، عصر کتاب و کتابخانه و مدرسه بود، اما بعد از حمله قندهاری ها در سال 1135، شهر اصفهان که در نیمه اخیر دولت صفوی مرکز سیاسی و فرهنگی ایران بود، آسیب جدی دید. شهری با نزدیک یک میلیون جمعیت، در اواخر قرن دوازده و اوایل قرن سیزدهم تنها جمعیتی حوالی یک صد و پنجاه هزار نفر داشت. بسیاری از مدارس این شهر از میان رفت و مردمان زیادی از آن به روستاها و شهرهای دیگر مهاجرت کردند. در چنین دوره سختی، ظهور مردی با عظمت زنوزی نشان از آن دارد که او در شمار همان موارد استثنایی است که ذکرش رفت. کسی که فرهنگ شیعی را دارد، اما و همزمان می‏کوشد، در افقی وسیع‏تر راه پیشرفت علوم اسلامی و دانش‏های شیعی را باز کند. جالب است که اغلب، از اصفهان و مشهد به عنوان مراکز علمی این دوره در حوزه ایران یاد می‏شود، اما اثر حاضر، توسط نویسنده‏ای نوشته شده است که برخاسته از خطه آذربایجان است، منطقه‏ای که بعد از انتقال پایتختی از تبریز به قزوین در زمان شاه طهماسب، و مشخصا در سال 953ق، از فعالیت علمی آن کاسته شد و بسیاری از علمای این خطه به قزوین و اصفهان مهاجرت کردند. بعدها با سقوط صفویه، و طی دهه‏های بعد از آن طالب علمان آذربایجان، به عتبات روی آوردند و شمار زیادی از آنان به تدریج، به مراتب علمی بلندی دست یافتند.

در مقطعی که زنوزی زندگی می‏کرد، از این جهت که آذربایجان گرفتاری‏های جدی داشت، و بویژه دهه اخیر عمر نویسنده که مصادف با جنگ اول ایران و روس (1218 ـ 1228ق) بود، فشارهای مستمری بر مردم این ناحیه وارد ‏شد، با این حال، زنوزی همچنان حلقه وصل آذربایجان، کربلا و اصفهان بود. او تلاش کرد با استفاده از ذخیره‏های پیشین، کتابها و کتابخانه‏ها و بقایای دانشی که از گذشته برجای مانده بود، اثر سترگ خود ریاض الجنه و آثار دیگر خویش را پیش از آغاز جنگ اول ایران و روس، یعنی در سال 1216 ق تألیف و تدوین کند. نگاهی به بخش تراجم علمای ریاض، همین طور شرح حال شاعران، و انتخابی که او از آنان و نمونه اشعارشان دارد، وسعت اطلاعات و دامنه چشمگیر آگاهی او را در اقتباس از آثار گذشتگان و کسب معلومات در باره معاصران نشان می‏دهد.

در باره عالمان شیعی که چنین آثار فاخر و جامعی را تألیف می‏کنند، باید یک پیش فرض داشت و آن داشتن بینشی همراه تسامح و روحیه علم دوستی، فارغ از هر امر دیگری است. البته که ما در اینجا، با یک عالم و فقیه شیعی مواجهیم که حساسیت های مذهبی خود را دارد، و نمونه آن روضه دوم کتاب است ـ که مانند شماری از مجلدات بحار ـ در مطاعن مخالفان شیعه است و انتشار آن در شرایط امروزی به مصلحت مسلمانان نیست، و اما، اگر از این مسأله عبور کنیم، شاهد توجه او به  کلیت واساس فرهنگ و تمدن اسلامی در افق وسیع هستیم و این را با ملاحظه نگارش شرح حال عالمان اهل سنت، و نیز توجه او به معارف عمومی اسلامی که محصول خلاقیت تمامی مسلمانان از هر دسته و گروه است در می‏یابیم. مسلّماً داشتن نوعی نگرش عرفانی نیز در این تسامح بی‏نقش نبوده است. توجه وی به علم و دانش بشری نیز در چارچوب نگاه سنتی است و او ضمن مباحث این کتاب و نیز در اثر دیگرش «محبره» یا «محفره»، چنان که آقای صدرایی شرحی از آن در مقدمه خود در همین کتاب آورده، به مباحث علوم غریبه و مسائل جهانشناختی هم توجه دارد. بخشی از آن کتاب با عنوان «در ریاضیات و نجوم و هندسه و علم العقود و علوم غریبه و...» نامگذاری شده است. جالب است که عناوین همان اثر نیز که کشکول مانند است، به نوعی مشابه دسته بندی ریاض الجنه بوده و نگاه همه جانبه فرهنگی ـ علمی او را بر اساس همان روش‏های سنتی معمول نشان می‏دهد. طبیعی است که دایره معلومات او، آثار و کتبی است که تا آن وقت در کتابخانه وی وجود داشته است. بنا به نوشته نواده وی ـ بر اساس نقل آقای صدرایی از آن ـ او هفتصد کتاب در کتابخانه داشته و برای نگارش این کتاب، نیازمند سیصد کتاب دیگر هم بوده که  است که آنها را از «بلاد محروسه عراق و فارس و خراسان و آذربایجان و عتبات به زحمات کلیه و مشقات عدیده تحصیل کرده، بعد به تحریر مشغول شدند». این عدد، برای آن روزگار، آن هم در خوی، بسیار با اهمیت است و نباید شرایط وقت را با روزگار امروز قیاس کرد.

یک صد سال بعد از زنوزی، مرحوم شهید ثقة الاسلام تبریزی (م 1330ق) با نگارش اثر گرانسنگ مرآت الکتب، نشان داد که آذربایجان همچنان برای نگارش آثار برجسته زنده و پویاست. این سنت، با کار عظیم مرحوم علامه میرزا محمدعلی مدرس خیابانی تبریزی (1296 ـ 1373ق) که با نگارش دو اثر مهم قاموس المعارف [اثر چهار جلدی که به همت موسسه امام صادق (ع) انتشار یافت]  و ریحانة الادب همان سبک دایرة المعارف نویسی معارف اسلامی و شیعی را دنبال کردند، ادامه یافت.

در باره این چاپ، لازم است اشاره کنم، سالها قبل، روضه چهارم کتاب ریاض الجنه، در پنج مجلد، به کوشش صدیق درگذشته، مرحوم استاد علی رفیعی علامرودشتی (که پس از حدود چهارده سال رنج و بیماری، در 5 تیر ماه 1402ش درگذشت) ضمن منشورات کتابخانه آیت الله نجفی مرعشی انتشار یافت. در انتهای مجلد پنجم این کتاب، فهارس مجلدات پنج گانه بود که دوست گرامی جناب آقای صدرایی خویی به خوبی و دقت آن را تهیه کردند. در یکی دو سال اخیر، چندین بار سرور مکرّم و معزز حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ جعفر سبحانی، از بنده خواستند، در باره نشر این کتاب اقدامی انجام دهم. روشن بود که کاری از من ساخته نیست، بنابر این، با جناب صدرایی خویی مشورت کردم و نظر بر این شد که به دلیل حجم بالای کتاب، بهتر است یک نسخه خوب و عالی از این کتاب، همراه با فهارس آن، به صورت عکس برگردان منتشر شود تا در درجه اول، کتاب به طور کامل در اختیار پژوهشگران قرار گیرد، و پس از آن، سر فرصت، کسانی که علاقه مند به تحقیق و نشر کتاب هستند، به این کار اقدام کنند. برای این کار نسخه‏ای از کتابخانه ملک انتخاب شد. قرار شد آقای صدرایی که شرح حال مختصری هم در پایان مجلد پنجم نوشته بودند، شرحی در باره مرحوم زنوزی و کتاب ریاض بنویسند که این زحمت را متقبّل شده و نوشتند. به علاوه، حضرت آیت الله العظمی سبحانی نیز مقدمه‏ای نوشتند. در این میان بر بنده، و به رغم این که آشنایی با این فضای فکری نداشتم، فرض شد مقدمه‏ای کوتاه بنویسم که همین سطوری است که ملاحظه می‏فرمایید. در اینجا، اوّلا از حضرت آیت الله سبحانی که بانی خیر برای این امر شدند تشکر می‏کنم. ثانیا از جناب آقای صدرایی خویی بابت انتخاب نسخه و نگارش مقدمه‏ی ممتّع‏شان تشکر می‏کنم. ثالثا از جناب آقای صادق برزگر ـ یار دیرین ـ که زحمت آماده سازی کتاب را همراه با استخراج فهارس متقبل شدند سپاسگزارم. قرار شد این مقدمات، همراه با فهرست اجمالی ریاض، در آغاز کتاب، و فهرست تفصیلی در پایان کتاب درج شود. در اینجا باید یادی از مدیریت وقت کتابخانه ملک مرحوم دکتر محمدرضا رضوان طلب کنم که با در اختیار گذاشتن تصویر نسخه ما را در این کار یاری دادند. در این مدت، حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علیرضا سبحانی نیز مرتب پیگیر کار بودند و هزینه های مربوط به استخراج فهارس و طبع کتاب را از سوی ابوی بزرگوارشان مقبّل شدند. خداوند یار و همراه همه این همراهان گرامی باد، و آخر دعوانا ان الحمد للّه ربّ العالمین.

 

سوم بهمن ‏ماه 1402 خورشیدی

 

 

 

[1] . یکی از بخش های جالب این کتاب، شرح حال علمای یونان است که در بخش اخیر روضه چهارم، (مجلد پنجم چاپی از این کتاب) آمده و نشان می دهد نویسنده در حد منابع موجود در آن زمان، تلاش قابل توجهی در این باره کرده است.

[2] . آخرین گزارش تاریخی وی در باره فتحعلی شاه است که معاصر با او و در واقع، کمتر از دو دهه از عمر سلطنت او را درک کرده است. او پس از شرحی از چگونگی به سلطنت رسیدن این پادشاه می نویسد:

«و در این مدت قلیل، آثار خیری که از آن حضرت ناشی شده است عمارت اساس فیض کریاس حضرت معصومه قم و تذهیب قبه متبرکه آن جناب است؛ و دیگر چون عمارت اساس روضه مبارکه کربلای معلی را خاقان گیتی ستان [آقا محمد خان] به استعجال تمام به اتمام رسانیدند، لهذا شکست فاحش یافت، آن حضرت مقرر فرموده اند که بالمره آن عمارت برداشته از نو بنا می کنند و الان مشغول عمارت هستند؛ و دیگر بنای باغ و عمارتی است که در خارج قلعه طهران ساخت به قصر قجر موسوم ساخته اند. امیدوارم که امتداد زمان ابد مدت این دولت به زمان قائم آل محمد صلّی الله علیه و آله اتصال یافته، از گزند چشم زخم سپهر کج رفتار در کنف حراست حضرت کردگار باد بمحمد و آله الامجاد. تمّت الروضة السادسة من کتاب ریاض الجنة. ریاض، نسخه عکسی، ص 829

[3] . بنگرید به مقاله این بنده خدا با عنوان «وجه دایرة المعارفی بحار الانوار» (مقالات تاریخی، دفتر دوازدهم) که در مقدمه آن به معرفی آثار دیگر و البته با تأکید بر سبک بحار الانوار پرداخته ام،

[4] . در این باب، بنگرید: اوراق پراکنده، کیوان سمیعی، ص 345. حجم داده‏های ریاض الجنه، به هیچ روی با این اثر قابل مقایسه نیست، چنان که بخش شعرای کتاب سلم السماوات، شامل 82 نفر و اما ریاض، تنها در بخش شعرای عجم، شرح حال بیش از 500 نفر آمده است.

[5] . منتشره در تهران، به صورت سنگی، میان سالهای 1296 تا 1324 (و البته تا حرف ش).

 

bAIC21712768972.PNG

نشر مورخ

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

مکتب درفرایند تکامل: نقد و پاسخ آن

آنچه در ذیل خواهد آمد ابتدا نقد دوست عزیز جناب آقای مهندس طارمی بر کتاب مکتب در فرایند تکامل و سپس پ

نقد کتاب اسلام: تاریخ و گنجینه‌های یک تمدن کهن

علی‌اصغر شیرازی ـ زهرا عبداله

کتاب «اسلام: تاریخ و گنجینه‌های یک تمدن کهن» از سری مجلدات شناخت تمدن‌های باستانی است که انتشارات و

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

مرز غلو و اعتدال در عقاید شیعه از دید یک دانشمند عصر صفوی «محمد یوسف بیک»

رسول جعفریان

نوشته حاضر، مقدمه این بنده خدا برای کتاب «معرفة الابرار و نور الانوار فی معرفة الائمة الاخیار ع (تأل

دو رساله اعتقادی صریح السنه و التبصیر فی معالم الدین از محمد بن جریر طبری مورخ و مفسر (224 ـ 310)

رسول جعفریان

طبری بیش از همه به تاریخ و تفسیرش شهرت دارد. چندین اثر حدیثی هم دارد که یکی تهذیب الاثار است. در دهه