۱۱۷۵
۰
۱۳۹۹/۰۹/۰۹

حکم جمله های کفر آمیز در فقه حنفی (از کتاب فتاوی الحسامیه)

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

شماری از جمله های کفر آمیز در ادبیات عامه به زبان فارسی وجود داشت که مورد توجه فقهای حنفی قرار گرفت و در باره آن بحث کردند. موارد این یادداشت، از کتاب فتاوی الحسامیه ابن مازه بخاری از قرن ششم هجری است.

حکم جمله های کفر آمیز در فقه حنفی (از کتاب فتاوی الحسامیه)

ده سال پیش، سه مقاله در باره کلمات فارسی در متون فقهی حنفیان نوشتم. نخست «ادبیات الفاظ کفر در فقه فارسی» که شامل فارسیات موجود در فتاوای تاتارخانیه بود. دیگری «یکصد و پنجاه و شش کلمه نوشته علمای بلخ» و سوم «تعابیر فارسی در الفاظ سوگند و طلاق در متون فقه حنفی». بخش اول که کفریات زبانی است، شامل شماری از جملات فارسی است که در نگاه حنفیان، بوی کفر می دهد و علما در باره این که آیا گفتن آنها کفر هست یا خیر، اظهار نظر کرده اند. همه این مقالات در دفتر نخست مقالات و رسالات تاریخی (صص 527 ـ 658) [تهران، نشر علم، 1391] منتشر شد. امروز نسخه ای خطی از کتاب فتاوی الحسامیه از عمر بن عبدالعزیز بن عمر بن مازه (کشته شده در حمله غزها به بخارا در سال 536) دیدم. سابقا، به مناسبت لطائف الاذکار، مقاله مفصلی در باره این خانواده که اوج شهرتشان در قرن پنجم و ششم است، نوشته ام. در این دو صفحه، تعدادی از تعابیر فارسی ضمن ادبیات «کفریات زبانی» آمده بود که خواستم آنها را هم در اینجا بیاورم. چنان که از آن مقالات و نیز موارد زیر آشکار است، کتاب عربی است، اما جملات فارسی و مربوط به عامه مردم است. جمله آورده شده، و گفته می شود که آیا کفرآمیز است یا خیر، و چرا. طبعا فارسی قدیم است و لذا کلمات به شکل قدیم آن مانند «خذای» آمده است.

  1. اذا قال عند الخصومة بالفارسیة: : من روزی از کلّه صد چون تو بکَنَم، إن اراد به علته لحما و دماً یکفر. [همین عبارت در منابع دیگر: اگر شخصي در خصومت شخصي را گويذ: من روزي ده چون تو بکنم از کِل، يا بگويذ: از کُل، اگر مراد او خلقت باشد، کافر شوذ، و اگر مراد ضعف آنکَس بوذ، کافر نشوذ].
  2. و لو قال له: اعطی حقی و الا لآخذنّک یوم القیامة؛ فقال بالفارسیة: مرا در آن انبوهی کجا یابی؟ لایکفر، لانه لایجده بل الله یظفره.
  3. و لو قال بالفارسیة: اگر فلان پیغامبر بودی، من به وی بگروندی، یکفر، لانّه قصد انکار امر مفروض من اوامر الله تعالی فیکفر من ساعته.
  4. لو قال: لو أمرنی الله بعشرة صلوات لا أفعل، و لو قال: لو کانت القبلة من هذه الجهة لم أصلی الیها، او قال لرجل کفر به: از این کار کی تو گردی، قال یکفر
  5. و لو قال لرجل اسمه محمد: یا بن الزانیة و هرچه خذا ترا چنین نامست، لایکفر، لانه لایتبادر اوهام الناس الرسول و لا ینصرف الیه.
  6. لو قال: هر زمان کافر شوی، قال: یکفر [در منابع دیگر: و لو قال:‌ هر زمان کافر شوم. و فی التخبیر: یا گوید: نزدیک است کافر شوم، یکفر].
  7. و لو قال بالفارسیة: حال باید کی بسیار سوذ چه از حلال و چه از حرام، قال: کلّ من استخف بمحارم الله یخاف علیه الکفر و لا یحکم بکفره. [در منابع دیگر: اگر گويذ: مال بايذ بدست، چه حلال و چه حرام. خطر کفر است].
  8. رجل قال: تا حرام یابم گرد حلال نگردم، لایکفر هذا و هو  عاص.
  9. و لو قال: اگر او خذا استی من ازو بستانم، یکفر، لانه اعتقد انه یقهر الله تعالی.
  10. و لو قال: اگر پیغامبر است! لا یکفر
  11. و قد ارتدّ رجل وقع بینه و بین آخر خصومة، فقال له رجل: حکم خذا بود. فقال: من حکم چه دانم، فهذا استخفاف منه بحکم الله فیکفر.
  12. و لو قال عند المشاجرة : الله حاکم بیننا، فقال ذلک الاخر: خذای حاکم نشاید، فهو مرتد.
  13. رجل قال لرجل بالفارسیة: بار خذای من! لاشک انه یأثم، اما یکفر؟ إن کان لایعرف معناه و اراد به یکفر، و معناه: بزرگ خذای.
  14. امرأة أرادت أن یخرج من بیتها، و کان الزوج منعها عن ذلک، فقالت بالفارسیة: کافرم اگر بروم، و هذه یمین فی عرف دیارنا. امرأة اخذت بولدها فقالت: همین یکی داذی و باز استندی، لایکفر، لانه وصفت الله بالاخذ و الاعطاء.
  15. رجل قال لامرأته: ترا طلاق کی فلان کار کنم، و هذا تنجیز مطلق فی الحال.
  16. رجال قال بالفارسیة: اگر ما دروغ گوییم خدا دروغ گویذ؟ لا یکفر، [لانه] لأنزه الله عن الکذب. [در منابع دیگر: اگر گويذ: من دروغ مي‌گويم، خذاي دروغ نمي‌گويذ [خطر عظيمست]]
  17. المرأة اذا قال لزوجها: تو نیز خدای، کی سر دانی؟ فقال: نعم، یکفر، لانه ادعا علم الغیب لان السر بمعنی الغیب، و مدعی علم الغیب یکفر.
  18. رجل قال لاخر: ای بار خذای من. قال ابوالقاسم الصفار: یکفر و قال ابونصر الدبوسی لایکفر و هو الصحیح.
  19. رجل قال لآخر عند المشاجرة: نردوان بنه تا آسمان بَرای با خذای جنگ کن، و انه یکفر أثبت الله مکانا و أثبت له قوة مقابلة علی الله تعالی و الله منزه عن المکان، و العبد عاجز عن مقاتلته.
  20. قال الامام ابومنصور الماتریدی: من قال فی هذا الزمان السلطان عادل، فانه یکفر لانه یعلم انه جایر، و من اعتقد الجور عدل، یکفر.
  21. لو قال: الخوارزمی [ای] یا مغ! فقال: مجیبا له: مغ. ثم قال: اردت بذلک الجواب، إن لم یعتقدها لا یکفر، و ان اعتقد کفر.
  22. رجل تزوج امرأة و لم یحضره شهود، قال: خذای را و پیغامبر را گوا نهاذیم، لم یکفر، لانه اعتقد أن الرسول یعلم الغیب.

fEdDH1606602083.PNG

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

اسدالله ممقانی و گزارش رساله دین و شؤون، و طرز حکومت در شیعه

رسول جعفریان

اسدالله ممقانی (1264 ـ 1349 ش) از تحصیل کردگان نجف و از شاگردان آخوند خراسانی بود که در جریان انقلا

کارنامک خودنوشت (فهرست آثار تا نهم تیرماه 1396)+فایل PDF

رسول جعفریان

اگر دست به نشر این کارنامک زدم، بر این بود تا اگر کسانی به هر دلیل قصد مراجعه به آثار بنده را داشتند

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

حجاب، از استدلالهای دینی تا استدلالهای اجتماعی (سیری از بازتاب مباحثات مربوط به حجاب از مصر در ایران، و گزارش آرای فرید وجدی در باره آن)

رسول جعفریان

سالها پیش مقاله ای با عنوان «مسأله حجاب و تأثیر اندیشه های قاسم امین مصری در ایران» نوشتم که در همین

اسدالله ممقانی و گزارش رساله دین و شؤون، و طرز حکومت در شیعه

رسول جعفریان

اسدالله ممقانی (1264 ـ 1349 ش) از تحصیل کردگان نجف و از شاگردان آخوند خراسانی بود که در جریان انقلا