۱۹۸
۰
۱۳۹۸/۰۸/۰۱

فرمان نصب خسرو خان گرجی به سمت سپهسالار ایران از سوی شاه سلطان حسین صفوی در سا ل1121

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

متن فرمانی است که شاه سلطان حسین طی آن، خسرو خان گرجی فرزند رستم خان گرجی را به سمت فرماندهی کل قوای ایران تعیین کرده است. این فرمان در شعبان سال 1121 نوشته شده و خسرو خان دو سال بعد، در قندهار کشته شد.

شمار زیادی از فرامین و نامه های سیاسی دوره شاه سلطان حسین را مرحوم نوایی در «اسناد و مکاتبات سیاسی ایران، سالهای 1105 ـ 1135» منتشر کرده است. شمار فراوانی از مکاتبات سیاسی و اداری مربوط به گرجستان هم در کتاب «فرامین شاهان ایران که در مخازن تفلیس بایگانی شده است» مجلد اوّل (چاپ 1995م)، به صورت دو زبانه منتشر شده است. این فرامین، بر حسب تاریخ مرتب شده و البته نشانی از حکم زیر در آنها نیست، چنان که مرحوم نوایی نیز این فرمان را نیاورده است.

فرمان زیر از شعبان سال 1121 در باره انتصاب خسروخان پسر رستم خان گرجی به سمت سپهسالار کل ایران و همزمان بیگلربیگی آذربایجان است. وی اندکی بعد در سال 1123 در جنگ قندهار برابر میرویس کشته شد (شرح آن را بنگرید در: مجمع التواریخ، «تهران، 1362» ص 2 ـ 10، وقایع السنین، ص 549).

متن زیر در جنگی از نظم و نثر که میان سالهای 1120 تا 1129 تنظیم شده، درج شده است. اگر در جای دیگری هم ثبت شده، بنده از آن ابی طلاعم. عجالتا متن زیر، از روی همین سند بازخوانی شده و دست کم دو سه مورد، کلمات خوانده شده با علامت سوال ضبط شده که نشان از آن است که در آن شک هست. شاید موارد دیگری هم باشد.

 

 

هو الله تعالی

حکم جهان مطاع شد آنکه چون به یمن عنایت خسرو عالم امکان و برکات شهریار جهان کون و مکان، ماهچه علم ظفر توام کشور گشایی این دودمان ستوده برّ و امتنان، بلند خورشید عالم آرا نورپاش ساحت ایران، و شقّه رایات نصرت آیات گیتی ستانی این خانواده عزّت و شان، بسان ضیاء بیضا روشنی بخش عرصه جهان، و طنطنه ی صولت فرمانفرمایی این خاندان، و آوای با نوای پنج نوبت سلطانی این دودمان، سرور افزای ساکنان ملاء اعلی، و گوش نوقاطنان بسیط غبرا گشته؛

ما نیز در ازاء مواهب کریم ذوالجلال، و نعمای مستدام عدیم الزوال پیش نهاد خاطر خطیر اقدس، و قرارداد نهاد مقدّس فرموده ایم که هر آن بنده صوفی نژاد جلادت آیین، و غلام مخالصت اعتیاد عقیدت گزین، که به حسن تدبیر و فرزانگی و اصابت رای و مردانگی ممتحن، و پیوسته در مضمار بندگی، گوی سربازی و سرافکندگی ربوده، در آیین لشکر آرایی و سپه داری بی همتا بوده باشد، او را از مراحم ستیغ [؟] خسروانی و مکارم بی دریغ ظلّ سبحانی بهره مند آمال ولائی و به مراتب عالیه و مناصب عظیمه سربلند و بین الامثال سرافراز و ارجمند فرماییم.

شارح این مقال حال اخلاص اشتمال سلطنت و ایالت و شوکت پناه، حشمت و جلالت دستگاه، شهامت و بسالت انتباه، عالیجاه امیر الامرایی العظام، خلف السلاطین الکرام، غلام شایسته سربلندی، نظاماً للسلطنة و الایالة و الشوکة و الحشمة و الجلالة و الشهامة و البسالة و الاقبال، خسروخان والی گرجستان کارتیل است که أباً عَن جدّ در این دوده امجد، از یکرنگان و مخالصت کیشان بوده، همواره از رهگذر خدمات شایان مشمول عواطف بی پایان بوده اند، و خود نیز از اوان صبیا، پیوسته کمر خدمتگزاری در میان بسته، و عهدی به رتبه داروغگی دار السلطنه اصفهان و زمانی به رتبه دیوان بیگی لری ایالت دار القرار قندهار و کرمان سرافراز بوده اند.

لهذا ذرّه ای از شفقت بی غایت شاهنشاهی شامل حال او فرموده، از ابتدا پنج ماهه و نیم اودی ئیل، عالیجاه مشار الیه، به رتبه سپهسالاری ایران و بیگلربیگی آذربایجان سرافراز و بدان مرتبه ممتاز، و تیولاتی که در ازاء خدمات مذکوره در وجه مرحوم رستم خان سپهسالار سابق مقرر بوده، به دستور در وجه عالیجاه مشار الیه عنایت و مرحمت فرمودیم که چنانچه باید و شاید به لوازم و مراسم امور مذکور قیام و اقدام نموده، دقیقه ای فوت و فروگذاشت ننماید، و جهت ضبط و نسق در بی وقتی مهمات و معاملات ولایات و وجوهات، به دل خود نایبان معتمد تعیین، و قدغن نماید که در امنیّت محال و ضبط مالیات مساعی جمیله به منصه ظهور رسانیده، در هیچ باب کوتاهی ننمایند، و با عساکر نصرت نشان، در تنبیه و تادیب و رفع سایر سرکشان و معاندان ملت قوی بنیان پیوسته ساعی بوده، حُسن سعی و اهتمام خود را در هر باب بر نواب کامیاب همایون ما ظاهر سازد؛

و هر کس از هر حکّام و یوزباشیان و مین باشیان  و غلامان الکاء خاصه ...، و امرایی که مأمور به سفر باشند، کوتاهی در خدمات یا تهاون در مجادله یا تقصیری در هر باب ظاهر شود، چنانچه باید و شاید او را تنبیه و تادیب نموده، آنچه درباره او از اخراجیت و عزل وغیره امور مناسب داند، به عمل آورده، خدمت او را به هر کس که مناسب داند مرجوع و حقیقت عرض نماید که رقم مطاع در این باب شرف صدور یابد.

بیگلربیگان و امراء عظام و عمال عالیمقام و قورچیان و آقایان و غلامان و سایر عساکر ظفر فرجام ممالک محروسه، به تخصیص جمعی که به سفر مأمور باشند، عالیجاه مشار الیه را سپهسالار بالاستقلال دانسته، لوازم امر مزبور را مخصوص او شناسند، و اطاعت و انقیاد او را به تقدیم رسانیده، از سخن و صلاح حالی او که مقرون به صلاح دولت ابد مدّت باشد بیرون نروند؛ اوامر و نواهی او را مطیع و منقاد باشند، و خود را به عزل او معزول و به نصب او منصوب شناسند؛ و مستوفیان عظام کرام دیوان اعلی رقم این عطیه را در دفاتر خلود ثبت نموده، و از شائبه تغییر و تبدیل مصون و محروس شناسند، و تصدیقات عالیجاه مشار الیه را درباره مامورین سفر مزبور معتبر دانند، و تیولنامچه به قیود لازمه مسوده نمایند، و آنچه از جمله تیولات مزبوره در وجه دیگری مقرّر شده باشد، سوی خوانسار مقطوع دانسته، در وجه عالیجاه مشار الیه مقرّر دانند، و رسد خوانسار را از سایر وجوهات آذربایجان عوض دهند، و در عهده شناسند.

تحریرا فی شهر شعبان المعظم سنه 1121

ATUUO1571836613.PNG

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

شـــــرح نُسَــــخ یادداشت دوم: كهن ترین نسخه احتجاج طبرسی

علی صدرایی خویی

كتاب الاحتجاج على أهل اللجاج، اثر معروف و مشهورى است كه مؤلف در آن گفتگوها و مناظره هاى حضرت پیامبرا

قلم‫انداز (۳)‬‬؛ یادداشت‫هایی در تاریخ، فرهنگ و ادبیات

سهیل یاری گلدره

از دیرباز باورهای جالبی دربارۀ سمت راست و چپ در ملت‌های مختلف وجود داشته است، به این صورت که سمت راس

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

انیس الحجاج، سفرنامه ای کم مانند از سال 1087 / 1677 با اطلاعاتی خواندنی

رسول جعفریان

صفی فرزند ولی قزوینی، در سال 1087 / 1677 از هند راهی حج می شود و سفرنامه ای کم مانند می نگارد. این س

از کربلا تا کاشان (داستان آمدن صفیه دختر مالک اشتر به کاشان و حکایت پنجه شاه)

رسول جعفریان

داستان ساختگی آمدن ابولولو به کاشان، تنها داستانی نیست که در قرن های ششم و هفتم ساخته شد، بلکه بعدها