۳۹۱
۰
۱۴۰۲/۱۲/۲۰

البدء و التاریخ مقدسی، اثری مبتکرانه در تاریخ نگاری اسلامی

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

گزارشی است در باره کتاب البدء و التاریخ مقدسی که از جهاتی اثری مبتکرانه و منحصر به فرد در میان کتب تاریخی دوره اسلامی است.

 

گزارشی از کتاب «البدء و التاریخ مقدسی»

مطهر بن مطهر (یا طاهر) مقدسى از مورخان و مؤلفان قرن چهارم هجرى است. وى مؤلف كتاب البدء و التاریخ است كه اثرى تاریخى و از جهاتى شبیه مروج الذهب مسعودى است.[1] زمان تألیف كتاب در سال 355 هجرى است[2] و خود وى این مطلب را در مقدمه كتاب خویش آورده است.[3] جزء اول این كتاب در سال 1899 توسط كلمان هوار در پاریس به نام ابوزید احمد بن سهل بلخى (م 322) چاپ شد؛ اما روى صفحه نخست جزء سوم كه به سال 1903 چاپ شد آمد كه كتاب از مطهر بن طاهر مقدسى (المنسوب تألیفه لابى زید احمد بن سهل بلخى) است. ثعالبی در کتاب غرر السیر خود از کتاب مقدسی مطالبی نقل کرده که مربوط به همین کتاب البدء و التاریخ است و معلوم می‌شود در قرن پنجم این اثر به نام مقدسی شناخته شده بوده است. [4] سزگین نوشته است كه وى این كتاب را در بُسْت سجستان تألیف كرده،[5] جایى كه به احتمال محل تولد یا زیست او نیز بوده است. آقاى شفیعى کدکنی فهرستى از مشایخ او را بر اساس آنچه در كتابش آمده، آورده است. وى همچنین مسافرتهاى مؤلف را به سیستان، مرو، سیرجان، ماسبذان، خوزستان، فارس، جندى شاپور و مكه و عراق و شام و مصر كه در مطاوى كتاب به آنها اشاره كرده یادآور شده است.[6]

از مقدمه وى بر كتاب بر مى آید كه مقدسى در ارزیابى نقلهاى تاریخى و آنچه كه در باره جهان گذشته و افكار و آراء و ادیان موجود در آن گفته شده وفادار به عقل و در واقع یک عقل گرای کامل است که روی خرافه حساسیت ویژه دارد. وى از «غرائب العجائب» هایى یاد مى كند كه «قصه خوانان» نقل كرده اند و از دید عقلانى مردود است. ترهات و اباطیل و اسمارى كه همگى باطل بوده و بهره اى از حق در آنها نیست.[7] پس از آن از شخصى بدون یاد نام او ـ كه شاید نامش در متن اصلى بوده ـ و با تعبیر «فلان» یاد كرده كه از وى خواسته است تا كتابى خالى از این ترهات و به دور از افراط و تفریط براى وى تدوین كند... منحطّا عن درجة العلو، خارجا عن حد التقصیر، مهذبا من شوائب التزید، مصفى عن سقاط الغسالات و خرافات العجائز و تزاویر القصاص و موضوعات المتهمین من المحدثین. وى هدف خود را در عین حال یك هدف كاملاً دینى مى داند و كتابش را به قصد دفاع از اصل اسلام «ذبّاً عن بیضة الاسلام و ردّاً لكید مناویه» مى نگارد.

کتاب البدء و التاریخ، با این اسم شگفت خود، یکی از آثار متفاوت در تاریخ نگاری اسلامی است. در صورت ظاهر، داستان از آفرینش آغاز می شود اما نه آنچنان که در تاریخ طبری و مانند آن که پیروی از روش تورات دارند بحث کند. این کتاب شش جلدی دارای یک طرح کلی از نظام آفرینش تا تاریخ دوره اسلامی است. وی تلاش می کند یک تصویر کلی از نظام خلقت، بدست دهد و برای همین پس از بحث از «معرفت» که کلید علمی ورود به «بحث و نظر» است، از خداوند آغاز می کند، و تا تاریخ روزگار خود زمان مطیع عباسی (م 334) را می آورد.

فصل اول کتاب(1/18 ـ 55) « فی تثبیت النظر و تهذیب الجدل» شرح شرح معیارهای معرفتی است، این که چگونه می توان حق را از باطل تشخیص داد. این بحثی است که معتزله در آغاز کتابهای عقایدی خود می آوردند. در اینجا بیش از آن که نگاهش به حق و باطل دینی باشد، بحث از «فکر، تخیل، اوهام فاسده، ظن و شک، و صحیح و باطل» را مورد بحث قرار می دهد. این بحث، اغلب در کتابهای کلامی، برای روشن کردن نوع نگاه و روش معرفتی است که بر اساس آن باید گزاره های درست را از غلط تشخیص داد. مقدسی طولانی در این باره  می نویسد (1/18 ـ 56). بحث از کمیت علوم، عقل و معقول، حس و محسوس، درجات علوم، حدّ و دلیل و معارضه و قیاس و اجتهاد، فرق بین دلیل و علت، حدود، رد سوفسطائیان یا به گفته وی «مبطلی النظر»، و ... از جمله مباحث این کتاب است. آخرین جمله وی در این کتاب این است که مسلمانان اصولی از کتاب و سنت و اجماع و قیاس دارند که ادله خود را بر آن دارند و با این  ادله، درستی اصول خویش را ثابت می کنند. البته ادیان دیگر هم همین طور هستند و آنها را برای فروع و شریعت ملت خود بکار می گیرند. یک مسلمان، یک عقل مستقل از دین ندارد و طبعا همه راهها در نهایت باید به همین جا ختم شود.

فصل دوم (1/ 57 ـ 95) و فصل سوم (1/95 ـ 109) بحث از توحید و صفات خداوند است. اولی در  اثبات وجود خداوند، نفی تشبیه، و دیگری بحث از صفات و اسماء الهی بحث می شود. بیشتر این بحث در باره اثبات خدا، نفی عقاید مخالفان از جمله زرتشیان و در نهایت بحث از جنبه های دیگر توحید است.

چهارمین فصل در باره نبوت و وحی است (109 ـ 114). طبعا بعدا در باره پیامبر (ص) سخن خواهد گفت و اینجا صرفا نفی کسانی است که باور به رسالت الهی و لزوم وحی ندارند.

پنجمین فصل (1/115 ـ 160) از «آغاز خلقت» نظریات مسلمانان، مقالات ثنوی ها و حرانی ها، نظریات اهل کتاب،  بحث و بررسی می شود. طبعا نظریات اسلامی با اتکای به احادیث است.

ششمین فصل (161 ـ 208) در ادامه خلقت، از لوح و قلم سخن گفته شده و با این بحث مجلد اول تمام می شود. علاوه بر لوح و قلم، ا زملائکه و نقش آنها در عالم خلقت، مفصل بحث شده است. دیگر مفاهیمی که در این بخش مورد توجه است، بحث از سدرة المنتهی، جنت و نار، و پدیده هایی از این دست است.

تا اینجا، منهای بحث از «نظر» بحث از خداوند تا خلقت مطرح شده و نویسنده با روش کلامی ویژه خود مرحله به مرحله بحث را پیش آورده و ذهن مخاطب خود را از نظر نوع جهان بینی که باید داشته باشد، آشنا کرده است.

مجلد دوم، با فصل هفتم (2/1 ـ 73)  آغاز می شود. اکنون که از بخش لاهوتی عالم گذشته، نوبت به بخش ناسوتی می رسد. خلق آسمان و زمین، صفت آسمان، صفت افلاک، کواکب و نجوم، خورشید و ماه، چگونگی طلوع خورشید و ماه و خسوف، بادها، ابرها، رعد و برق، شب و روز، و سپس بحث به زمین می رسد. آفرینش زمین در شش روز، زمان خلق تا آن وقت، مدت دنیا و اختلاف مردمان در باره آن، وصف دنیا، وصف آفرینش پیش از آدم، خلق جن و شیاطین، شمار جهانها، که جز خداوند نمی داند.

فصل هشتم (2/74 ـ 132) در باره ظهور آدم، یا داستان خلقت آدم است. در اینجا به بیان اختلاف فلاسفه در باره تولد حیوانات و چگونگی تکوین آنان می پردازد. او مانند بخش های دیگر، آراء مستقل از دیانات را آورده و سپس به بیان عقاید مسلمین و همین طور به نقل احادیث و طبعا در مواردی گفته های تورات می پردازد. آنچه مورد رضایت اوست، گفته های دین است که گاه تحلیل های عقلی و حسی هم در آن وجود دارد. ورود انسان به بهشت و اخراج از آن، آنچه در قرآن در باره روح آمده، عقاید اهل کتاب در این باره، کیفیت نفخ روح در آدم، سجود ملائکه، ترکیب انسان از نفس و روح و عقاید فلاسفه در این باب، و نیز گفته های سایر امم در این باره، در این بخش آمده است.

فصل نهم (2/ 133 ـ 242) در باره فتن و رخدادهای آخر الزمان و قیام ساعت و انقضای دنیا و فنای عالم و برپایی قیامت است. طبعا پروسه خلقت جهان، در یک مقطع با نابودی قرین خواهد بود و او در این بخش به این مسائل پرداخته است. عناوین این فصل، برخی روایی و دینی، اسلامی یا اهل کتابی، و بخشی در خصوص رویدادهای مشخص آخر الزمانی است. خروج ترک که در زمان وی تحول مهمی بوده است. خروج هاشمی از خراسان، خروج سفیانی، خروج مهدی، فتح قسطنطنیه، دجال، نزول عیسی، خروج دابة الارض، خروج حبشه، فقد مکه، بادی که ایمان مومنان را می برد، بالا رفتن قرآن، آتشی که از عدن بر می آید، نفحه اول و دوم، برانگیخته شدن انسان ها، تبدیل زمین، طیّ سماء، و روز قیامت از مباحث این بخش است. چنان که شاهدیم آخر الزمان و قیامت کاملا در هم تنیده و به نوعی دنبال هم است.

بخش تاریخی کتاب از مجلد سوم و در واقع از فصل دهم آغاز می شود: فی ذکر الانبیاء و مدة اعمارهم. اساس تاریخ بشر، بر پایه تاریخ انبیاء و قصه های امم آنها است که البته همان البته می گوید که به صورت موجز بیان خواهد شد. فصل دهم (3/1 ـ 138) در باره انبیاء و فصل یازدهم (3/138 ـ  211) در باره ملوک عرب و عجم از آغاز تا مبعث رسول (ص) است. در واقع، از نظر مقدسی، تاریخ به دو دوره تقسیم می شود. تاریخ قبل از اسلام و تاریخ بعد از اسلام. قبل از اسلام دو دو بخش، تاریخ انبیاء و تاریخ ملوک تقسیم و هر یک جداگانه مورد بحث قرار می گیرد.  در ابتدای بخش تاریخ ملوک برای شرح روایت ایرانی از تاریخ آغازین پادشاهی روی زمین، که درستی و نادرستی آن را به خداوند واگذار می کند، (3/138)  بخش مفصلی از این فصل، در باره پادشاهان ایرانی و قسمتی نیز در باره ملوک عرب، حیره، لخمی ها و سپس ملوک الروم است.

با پایان یافتن تاریخ ملوک، و برای ورود به دوره پس از اسلام که از آغاز مجلد چهارم است، فصل دوازدهم (4/2 ـ 49)، در باره ادیان و تاریخ آنهاست. در اینجا، سخنی از فرقه های اسلامی نیست، بکله عموما از ادیان چینی، حرانی ها، ثنوی ها، و سپس شرایع یهود و نصارا بحث شده است.

فصل سیزدهم (4/49 ـ  105) خلاصه ای از جغرافیای عالم از صفت زمین، مقدار آبادی آن، اقالیم، دریاها و عجایب المخلوقات است. این قسمت شامل همان ادبیات عجایب المخلوقات هست و از کشورهای معروف، مرزها، مساجد، مردمان آنها و آبادی و ویرانی شهرها یاد می شود.

فصل چهاردهم (4/105 ـ 131) در باره انساب عرب و شرحی از رؤسای مکه و مدینه در پیش از اسلام است.

فصل پانزدهم  (4/131 ـ 177) عملا وارد سیره نبوی شده و از مولد رسول (ص) آغاز کرده، رویدادهای تا هجرت را بر اساس نظم و ترتیب اخبار سیره می آورد.

فصل شانزدهم (4/177 ـ 242) باقی اخبار سیره، شامل غزوات و سرایا و تا غزوه تبوک و سریه خالد بن ولید است.

مجلد پنجم، با فصل هفدهم (5/1 ـ 69) در باره اخلاق رسول، و اطلاعات شخصی زندگی پیامبر آغاز می شود. در این بخش، علاوه بر اطلاعات شخصی و خانوادگی، از معجزات، دلائل نبوت رسول، خلاصه ای احکام اسلام از نماز و زکات و روزه و حج و جز آن، و در پایان خبر وفات رسول و بیعت با ابوبکر را آورده است.

فصل هیجدهم (5/70 ـ 120) در شرح حال صحابه بزرگ از مهاجر و انصار و اطلاعاتی در باره آنهاست. در واقع این بخش، نوعی صحابه نگاری است.

فصل نوزدهم (5/121 ـ 150) فرقه های اسلامی است که با فرق شیعه آغاز شده از خوارج، مشبهه، معتزله، مرجئه، مجبره، و صوفیه و اصحاب حدیث، یاد می کند.

فصل بیستم (5/151 ـ  238)، دوباره نوعی رجوع به تاریخ اسلام است، و این بار از تاریخ خلافت، از ابوبکر به بعد سخن گفته می شود. این فصل، صرفا تاریخ خلفای اولیه تا ابتدای خلافت اموی است.

مجلد ششم کتاب شامل دو فصل بیست و یکم (6/1 ـ 55) در باره تاریخ امویان و بیست و دوم (6/56 ـ 127) در باره عباسیان تا خلافت مطیع لله و بیعت با او در 334 است.

یکی از فصل های قابل توجه کتاب، فصل نوزدهم در باره فرق اسلامی است «فی مقالات اهل الاسلام» که چنان که اشاره شد، بحث با فرقه های شیعه آغاز می شود. مقدسی در این فصل شرحی از اولین اختلافاتی که میان مسلمانان پیش آمده سخن گفته است. بارها اشاره کرده‏ایم که «مقالات» در این متون، عنوان ملل و نحلی با تأکید روی دیدگاهها و عقاید گروه‏ها و فرقه‏هاست. او از نسلی از افراد جاهلیت یاد می‏کند که در پی دین جدیدی بودند، کسانی مانند ابوالهیثم بن تیهان، اسعد بن زراره، ابوذر غفاری، سلمان فارسی، و ابوقیس صرمة بن ابی‏انس. کسانی از اینها مانند اینان، چون زید بن عمرو بن نفیل در جاهلیت مردند و اسلام را ندیدند، اما شمار دیگری مسلمان شدند. وقتی رسول در مکه ظهور کرد، مردمان به دو گروه مومن و کافر تقسیم شدند. به مدینه که آمد دسته سومی به عنوان منافق ظهور کرد. گروهی هم «مرتد» شدند، مانند عبدالله بن سعد بن ابی سرح و مقیس بن صبابة الفهری و مسلیمه کذاب. وقتی رسول رحلت کرد، در «امامت» اختلاف کردند و سعد بن عباده گفت هرگز با یک قریشی بیعت نخواهد کرد. در باره مرتدین هم میان مهاجر و انصار اختلاف افتاد. این بود تا اختلافی که بر سر عثمان پیش آمد و گروهی «عثمانیه» درست شد. بعد هم در جمل، اختلافات تازه‏ای برآمد. در اینجا، شیعیان برآمدند و مقدسی شروع به شرح فرقه‏های شیعه می کند. فهرست بلندی از آنان می دهد، و می گوید، شیعیان در همان زمان امام علی، از خواص وی و اهل موالات با او بودند، کسانی مانند عمار بن یاسر، سلمان، مقداد، جابر، ابوذر غفاری، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر، جریر بن عبدالله بجلی و دحیه کلبی، و برخی شبیه آنان از صحابه. در باره آنان جز حق نمی شود گفت و اصلا موضع تهمت نیستند. اما فرقه ای در باره عثمان  علو کردند.»[8] این گزارش ها در باره شیعه، ائمه اثنا عشر و سپس دیگر فرقه‏ها ادامه می‏یابد و بدین ترتیب شاهدیم که این قبیل آثار منبع مهم و گاه اخبار و تحلیل های تازه در باره فرقه های اسلامی هستند.

بدین ترتیب ما با كتابى تاریخى سرو كار داریم كه از دو جهت بر سایر نوشته ها ممتاز است. نخست داشتن مبحثى اعتقادى در ابتداى كار و دیگر نگاهى به آینده جهان از دید روایات ملاحم و فتن. این شیوه در كتابهاى مشابه آن روزگار وجود ندارد، گرچه بعدها ابن كثیر ضمیمه اى در این باب بر كتاب البدایة و النهایة خود تألیف مى كند. شاید کاری را که بشود با این کتاب تشبیه کرد، کتاب الزینه ابوحاتم رازی باشد که با این نویسنده معاصر است و ساختار مشابهی از نظام عالم به همین ترتیب دارد، گرچه آن کتاب مفهومی است، اما ترتیب کلی آن مشابه همین کتاب است.

در كتاب البدء و التاریخ، كمتر از اسناد یاد شده است. در مواردى، در بحثهاى عقلى، از برخى از آثار معتزله استفاده شده است. به عنوان مثال بحث مفصلى از كتاب اوائل الادلة ابوالقاسم كعبى بلخى آورده است. در مباحث فلسفى از بسیارى از آثار منسوب به دانشمندان یونانى نقل كرده است. از آثار دیگرى كه یاد شده مى توان به النقض على الباطنیة ابن رزام و رسالة فى وصف مذاهب الصابئین احمد بن طیب سرخسى اشاره كرد.[9]در یك مورد آمده است:«حدثنى احمد بن محمد بن الحجاج المعروف بالسجزى بالشیرجان سنة 325»[10] که همان سیرجان است.

در این كتاب، از میان مورخان، نام واقدى بیش از هر كس دیگر آمده است. در موردى در باره پیامبر (ص) می نویسد:« فلما بلغ عشرین سنة، هاجت حرب الفجار فى روایة ابن اسحاق و الواقدى و روى ابوعبیدة... »[11]

نام ابن اسحاق نیز در صفحات فراوانى از مجلد دوم و سوم و چهارم آمده است. مقدسى بیش از همه از كتاب المبتدأ ابن اسحاق كه ابن هشام آن را از سیره حذف كرده استفاده كرده است. وى در موردى مى نویسد: «اما محمد بن اسحاق یقول  فى كتابه ـ و هو اول كتاب عُمِل فى بدء الخلق ـ ...»[12]

در مجلد نخست ص 169 مطالبى به نقل از ابن اسحاق از اهل كتاب آورده است.[13] در مقدمه فصل هفتم كتاب كه در باره خلقت آسمان و زمین است مى نویسد كه مطالب این بخش را از ابن عباس، مجاهد، ابن اسحاق، ضحاك، كعب الاحبار، وهب بن منبه، السندى، كلبى، مقاتل و دیگران كه در این علم دستى دارند آورده است. او ادامه مى دهد: «فلنذكر الاصحّ من روایاتهم و الاقسط للحق و الاشبه بالصواب». پس از آن مى گوید: «ما مطالب اهل كتاب را مى آوریم و جز در آنچه خلاف آن را از قرآن یا اخبار صحیحه مى یابیم تكذیب نمى كنیم.»[14] این اعتماد وی را همانند ابن اسحاق به منابع یهودی نشان می دهد.

تمامى موارى كه در آنها از كلبى نقل شده مربوط به مجلد دوم است[15] كه به كتاب المبتدأ مربوط مى شود. نامى هم از مسعودى برده مى شود كه با توجه به مورد نقل شده بعید است كه از مسعودى مورخ باشد. وى پس از عبارت «قال المسعودى فى قصیدته المحبرة بالفارسیة» دو بیت شعر فارسى نقل مى كند:

نخستین كیومرث آمذ بشاهى/گرفتش بگیتى درون بیش گاهى

چو سى سالى به گیتى پادشا بود/كى فرمانش به جایى روا بود

وى به دنبال آن مى نویسد:«این اشعار را آوردم، زیرا كه مى دیدیم كه فارسیان این اشعار را بزرگ مى شمرند و آن را بمانند تاریخ خود مى دانند.»[16] پس از آن در ص 173مى نویسد: مسعودى در پایان قصیده فارسى خود مى گوید:

سپرى شذ نشان خسروانا / چو كام خویش راندند در جهانا

مقدسى باید سنى معتزلى غیر متعصب یا چیزى نزدیك به آن باشد، زیرا از مكتب اعتزال انتقادهایى نیز دارد. در عین حال گرایشهاى ضد باطنى از خود نشان مى دهد، آنجا كه زندقه را در زمان خودش با نام «علم الباطن و الباطنیه» مى خواند.[17] در جاى دیگرى هم از «هذه الشرذمة الخسیسة الموسومة بالباطنیة» یاد مى كند.[18] وى فصلى را به «مقالات اهل الاسلام» اختصاص داده است. وى از صفحه 124 مجلد پنجم تا صفحه 134 در باره فرقه هاى شیعى بحث مى كند، اما ضمن آن موضعگیرى خاصى ندارد. در این بخش آگاهیهاى فرقه شناسى كوتاه اما بالنسبه مهم درج شده است. وى نخستین فرقه شیعى را عبارت از عمار، سلمان،  مقداد،  جابر، ابوذر و عبدالله بن عباس دانسته كه در حیات امام على (ع) اظهار موالات نسبت به آن حضرت مى كردند.[19]پایان جزء چهارم كتاب با تعبیر «و صلواته على سیدنا محمد النبى و اله الطاهرین الطیبین» خاتمه یافته است.

كتاب البدء و التاریخ در شش مجلد به صورت افست توسط دارصادر بیروت چاپ شده است. عبدالله جبورى مجلدى مستقل با عنوان فهارس كتاب البدء و التاریخ در سال 1965 در بغداد چاپ كرده است. كتاب البدء والتاریخ به نام آفرینش و تاریخ به فارسى توسط استاد شفیعى كدكنى به فارسى ترجمه شده و در شش جزء، در دو مجلد انتشار یافته است.

 


[1] . در باره اين كتاب، محمد كردعلى مقاله اى با عنوان «مطبوعات و مخطوطات كتاب البدء و التاريخ» در مجله «المقتبس» مجلد سوم (1326 ـ 1908) نوشته است. آقاى شفیعى كدكنى هم در مقدمه ترجمه البدء والتاريخ، در باره مقدسى و كتاب وى به تفصيل سخن گفته است.

[2] . در ص 17 مقدمه در بيان مطالب آخرين فصل كتاب وى مى نويسد كه نام خلفاى عباسيان را تا سال 350 خواهد آورد.

[3] . البدء و التاريخ، ج 1، ص 6

[4] . در باره علت احتمالى اين انتساب خطا، نكـ : آفرينش و تاريخ، ج 1، ص 36. نسخه‌ای از این کتاب با تاریخ 662 در یکی از کتابخانه های ترکیه بوده که روی آن کتاب به ابوزید بلخی منسوب شده و همین منشأ خطاهای بعدی است. گویا ابوزید بلخی هم کتابی با نام البدء و المآل داشته که بسا همین منشأ اشتباه شده است.

[5] . تاريخ التراث العربى، التدوين التاريخى، ص 187

[6] . آفرينش و تاريخ، ج 1، تا ص 47

[7] . وى پس از نقل خبر مربوط به خيبر، مى نويسد: «اين است روايت درست، و آنچه قصه پردازان مى گويند ما نمى شناسيم». البدء و التاريخ، ج 4، ص 227، نكـ : آفرينش و تاريخ، ج 1، ص 51

[8] . البدء و التاریخ، ج 5، ص 121 ـ 125

[9] . آفرينش و تاريخ، ج 1، صص 69 ـ 70

[10] . البدء و التاريخ، ج 2، ص 181. شيرجان همان سيرجان كرمان است و تأييدى بر اين كه كتاب در ديار سجستان تأليف شده است.

[11] . البدء و التاريخ، ج 4، ص 135. نام واقدى در مجلد دوم (ص 154) و مجلد سوم (ص 53) و مجلد چهارم (صص 135، 137، 139، 145، 146، 155، 159، 161 ـ 163، 166، 171، 175، 182، 183) و مجلد پنجم (صص 16، 33، 58، 59، 61، 67، 72، 73، 80 ـ 84، 86، 87، 91ـ 93، 97، 98، 100، 110، 113، 114، 116، 160، 191) و مجلد ششم (ص 58) آمده است. عمده اين موارد در باره پيامبر (ص) و اصحاب است كه يا از مغازى و يا از كتاب طبقات واقدى گرفته شده است.

[12] . البدء و التاريخ، ج 1، ص 149

[13] . نيز نكـ : مجلد دوم، صص 1، 5، 11، 52، 80، 81، 83، 93، 99. مجلد سوم صص 16، 20، 26، 30، 36، 37، 79، 99، 126. آنچه در مجلد چهارم آمده اخبار مربوط به انساب واديان عرب و دوران اسلامى است.

[14] . البدء و التاريخ، ج 2، صص 1 ـ 2

[15] . صص 1، 3، 6، 86، 89، 96، 156، 223، 232

[16] . البدء والتاريخ، ج 3، ص 138

[17] . البدء و التاريخ، ج 3، ص 157

[18] . البدء و التاريخ، ج 5، ص 45. بايد توجه داشت كه اگر عنوان باطنيه مربوط به اسماعيليه باشد، اين مطالب به قرن پنجم و ششم مى ماند نه قرن چهارم. طبعاً مؤلف از قرن چهارم است و بايد خطر اسماعيليه را خيلى زود دريافته باشد. نكـ : البدء والتاريخ، ج 5، صص 133 ـ 134

[19] . البدء و التاريخ، ج 5، ص 124

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

مکتب درفرایند تکامل: نقد و پاسخ آن

آنچه در ذیل خواهد آمد ابتدا نقد دوست عزیز جناب آقای مهندس طارمی بر کتاب مکتب در فرایند تکامل و سپس پ

کتاب‌شناسی متنبی در ایران

فاطمه اشراقی - سیدمحمدرضا ابن‌الرسول

به منظور سهولت کار پژوهشگران، کتاب‌شناسی‌ای از تألیفاتی که درباره‌ متنبی این شاعر نامی عرب انجام گرف

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

ریاض الجنه زنوزی اثری دایرة المعارفی در حوزه فرهنگ و تمدن اسلامی

رسول جعفریان

در زمستان سال 1402 موفق شدیم یک چاپ عکسی از کتاب ریاض الجنه زنوزی که اثری دایره المعرافی در حوزه فره

مرز غلو و اعتدال در عقاید شیعه از دید یک دانشمند عصر صفوی «محمد یوسف بیک»

رسول جعفریان

نوشته حاضر، مقدمه این بنده خدا برای کتاب «معرفة الابرار و نور الانوار فی معرفة الائمة الاخیار ع (تأل