۷۸۲
۰
۱۳۹۹/۰۲/۲۴

حلقه ای از مورخان اخبار خاندان آل ابی طالب

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

در این مقاله کوتاه، شرحی از یک حلقه علمی ـ تاریخی برای حفظ و روایت و تجمیع روایات تاریخی مربوط به آل ابی طالب بدست داده ام. سه تن از برجستگان این حلقه تاریخی ـ روایی، عبارتند از: علی بن محمد نوفلی، مورخ بسیار برجسته احمد بن عبیدالله بن عمار ثقفی، و مورخ بسیار مشهور ابوالفرج اصفهانی با کتاب مهمش مقاتل الطالبیین.

از یک زاویه، تاریخ اسلام، تاریخ چندین خاندان مهم است، و بدون شک اگر این طور نگاه شود، یکی از برجسته ترین آنها، خاندان آل ابی طالب و به طور خاص، آل علی است که برجستگی ویژه ای در تحولات صدر اسلام و ادوار بعدی دارند. دلبستگان به این خاندان بویژه دلباختگان شخص امام علی بن ابی طالب علیه الصلاة و السلام، بسیار فراوانند، کسانی که در برخی از مراحل تاریخ، تمام زندگی خویش را وقف ثبت لحظات تاریخ حیات امام علی و خاندان او کرده اند. عالمانی هستندکه عمری به گردآوری فضائل اهل بیت مشغول شدند. برخی هم مانند حجر بن عدی یا میثم تمار، جانشان را بر سر این گذاشتند که حاضر نشدند، لحظه ای از امام علی، بیزاری بجویند.

در این میان، حلقه ای از مورخان هست که در قرن سوم، کارش، گردآوری اخبار مربوط به آل ابی طالب بود. این کار آن زمان که اوج تسلط عباسیان بود، کار دشواری بود، اما این حلقه، در این زمینه، تلاشی شایسته اند و بسیاری از اخبار را نگاه داشتند. روزگاری که بیشتر فرزندان امام علی، در شهرهای مختلف آواره بودند، و برخی در جریان قیام های مختلف، سرکوب شده و کشته شدند، اینان به کار گردآوری اخبار آنها می پرداختند، اخباری که می توانست سبب تقویت جنبش علویان شود. حتی شاخه ای از علویان، که همانا امامان شیعه بودند، به رغم فاصله گرفتن با سیاست، همچنان زیر فشار و کنترل شدید و انزوا و حبس خانگی بودند.

در این شرایط، حفظ و روایت و احیای بخش قابل توجهی از اخبار خاندان امام علی (ع) مدیون فعالیت چند تن از مورخان بنام قرن سوم  هجری است.

بیشتر ما، کتاب ابوالفرج اصفهانی اموی شیعی زیدی را با کتابش «مقاتل الطالبیین» می شناسیم که در آن اخبار آل ابی طالب بویژه آل علی را گردآورده است. در حالی که او در این بخش، متکی به نسلی از مورخان پیش از خود است که مهم ترین و بزرگترین آنها مورخ بز رگ شیعی ابوالعباس احمد بن عبیدالله بن محمد بن عمار ثفقی کاتب ، درگذشته 314 (تاریخ بغداد 4: 252) است.

ابن عمار ثقفی کتابی با نام « المبیضه فی اخبار آل ابی طالب» داشته است که اساس کتاب ابوالفرج یعنی مقاتل الطالبیین است. مبیضه اشاره خاص به شورش علویان ـ با رهبری ابوالسرایا ـ  در حوالی سال 200 دارد (اخبار مکه ازرقی، 1/248، ، 263، تاریخ الموصل: 1/583)، و می دانیم که رنگ سفید، رنگ علویان در قیامهایشان بود. اطلاق قیام مبیضه در یک نقل، حتی به قیام نفس زکیه و برادرش ابراهیم هم شده است (طبقات: 6/340، انساب الاشراف: 3/342، 4/83). مسعودی اشاره به ذکر اخبار صاحب الزنج در کتبی دارد که به کار گردآوری «اخبار المبیضه» می پردازند. (مروج: 4/155). شاید از این بابت بود که کسانی او را هم علوی می دانستند یا می گفتند برای یک یاز طالبی ها، بیعت گرفته است. اشاره او به کسانی که «اخبار المبیضه» را گردآوری کرده اند، مربوط به جریانی از مورخان است که کار تجمیع روایات تاریخی مربوط به آل ابی طالب را دنبال می کنند.

ذهبی در جای دیگری هم از «اشعار المبیضه» یاد می کند که اشاره به فعالیت های علویان طبرستان است (مروج: 4/250، 278).

مخالفان علویان، بعدها این کلمه را به فرقه های ایرانی مخالف عباسیان مانند مقنع هم نسبت دادند و شیوع هم یافت، اما پیداست که نوعی ظرافت در این کار بوده تا خلط مبحث هم بشود کما این که شده است. (بنگرید: العقد الفرید: 5/343). به هر روی، تعبیر المبیضه را برای علویان و قیام های آنان در کتاب «اخبار فخ و خبر یحیی بن عبدالله» هم داریم (ص 291 ـ 294، 296). بیرونی هم «المبیضه را با القرامطه با هم می آورد (الاثار الباقیه، ص 260). نوشته اند کتابی هم با همین عنوان اخبار المبیضه و القرامطه داشته است.

ابن ندیم از او و کتابش المبیضه و نیز آثار دیگرش یاد کرده است. احمد، کتابی هم با عنوان «رساله فی بنی هاشم و اولیائهم و ذم بنی امیة و اتباعهم» دارد که افشاگری علیه امویان بوده است.

کتاب المبیضه تا مدتها در اختیار مورخان بوده اما مع الاسف از بین رفته است. برای نمونه، تنوخی (م 384) در الفرج بعد الشده از آن نقل کرده است. او می گوید کتاب را در سال 345، در بصره نزد ابن الاثرم مقریء خوانده است. او می افزاید، استادش، شرح غلبه طالبیین و اصحاب ابوالسرایا بر کوفه و بصره و بیشتر سواد عراق و حرمین و یمن و اهواز را برای او گفته است. سپس خبری از احمد ثقفی به نقل نوفلی در باره وقایع بعد از پراکندگی طالبیان از بصره داده و خبری از زید بن موسی بن جعفر آورده است. (الفرج بعد الشده: 4/113) این خبر و در واقع، این چند صفحه خبر نقل شده به طور مستقیم از آن کتاب است، بسیار مغتنم است.

کتاب احمد ثقفی در باره عبدالله بن معاویة بن جعفر نیز دست ابوالفرج بوده و از آن در مقاتل و اغانی (13/188) نقل کرده است.

احمد بن عبیدالله بن عمار، شیخ مستقیم ابوالفرج بوده و با تعبیر «اخبرنی به ابن عمار» و مانند آن از وی نقل می کند. از سوی دیگر، احمد ثقفی، شاگرد علی بن محمد بن سلیمان نوفلی صاحب کتاب الاخبار است که او نیز از مورخان امامی مذهب است به گردآوری اخبار طالبیین دلبستگی داشته است.

در واقع، نوفلی، ابن عمار را تربیت کرده و او ابوالفرج اصفهانی را، و به این ترتیب، اخبار طالبیان، توسط این افراد در یک حلقه تاریخی، گردآوری شده است.

ابوالعباس احمد ثقفی، مورخی برجسته است که خطیب هم از او یاد کرده و از مقاتل الطالبیین او یاد کرده است (تاریخ بغداد: 4/7). به نظر می رسد این همان کتاب المبیضه است که دنبله آن می نویسند: و هو فی مقاتل الطالبیین (معجم الادباء: 1/366). یاقوت حموی هم شرح حال این احمد ثقفی را آورده و آثار متعدد او را یکی هم اخبار حجر بن عدی است، برشمرده است. وی کتاب هم در مساوی و مثالب معاویه داشته است: ( معجم الادباء: 1/366).

گذشت که ثقفی راوی مهم اخبار علی بن محمد نوفلی، و آنچه شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا از نوفلی دارد، از طریق همین احمد ثقفی است. (عیون اخبار ا لرضا  1: 69-72 و 79-80 و 85-88 ، 2: 142-143 و  224). شیخ طوسی نیز در امالی چندین خبر از نوفلی نقل کرده که همگی به نقل از ابوالعباس احمد ثقفی کاتب است ( امالی شیخ: 463-472 ، 543 ، 574-575). خبری هم در الغیبه با سند، ابوالفرج، از احمد بن عبیدالله بن عمار از علی بن محمد نوفلی نقل کرده است. خبری هم شیخ مفید در ارشاد در باره حبس موسی بن جعفر، از طریق احمد بن عبیدالله از نوفلی دارد (2/237). فکر نمی کنم جای شک باشد که احمد، امامی است، اما و متاسفانه منابع رجالی شیعه و حتی قاموس الرجال (1/508)، اصلا شناخت درستی از این احمد بن عبیدالله بن عمار ندارند.

بگویم که «کتاب الاخبار» این نوفلی را قبلا منتشر کرده ام و جزئیات زیادی در باره وی آورده ام.

 یک نکته شگفت که شیخ طوسی و نجاشی از «احمد بن محمد بن عمار» یاد کرده اند، با تعبیر «شیخ من اصحابنا، جلیل القدر، کثیر الحدیث و الاصول» و تعبیر نجاشی (ص 96) : «ثقه جلیل من اصحابنا». آثار او را برشمرده اند که یکی «کتاب ایمان ابی طالب» است. تا اینجای کار اشکال ندارد، اما طوسی از کتابی از او با عنوان «له کتاب المبیضه» که تلعکبری از او روایت کرده، یاد کرده است. ممکن است، طوسی بین آثار احمد بن عبیدالله بن عمار با احمد بن محمد بن عمار، خلط کرده باشد. طوسی او را متوفای 346 می داند  (الفهرست، ص 29) که با تاریخ احمد ثقفی ما که 314 یا 319 است سازگار نیست.

ابوالفرج اصفهانی هم، اخبار نوفلی را از احمد ثقفی روایت کرده است: «و قال ابن عمار فی خبره عن علی بن محمد بن سلیمان نوفلی». در مقاتل الطالبیین بیش از سی و اندی مورد از احمد ثقفی، روایت نقل کرده که برخی از نقلها تا چندین صفحه است. بدون شک اگر روایات ابن عمار گردآوری شود، می تواند یک کتاب مفصل در اخبار طالبیان و تحولات دیگر مربوط به مسائل سیاسی آن روزگار باشد.

در اغانی، به فراوانی، این سند را داریم که «حدثنی احمد بن عبیدالله بن عمار». چنان که گذشت، منبع اصلی ابوالفرج نه تنها در مقاتل بلکه در اغانی هم همین احمد است. در کتاب اغانی، بالغ بر دویست و ده مورد روایت از احمد بن عبیدالله بن عمار نقل می کند که بسیاری از آنها از همین نوفلی است « أخبرني أحمد بن عبيد اللّه بن عمّار قال حدّثنا عليّ بن محمد النّوفلي‏»، سندی که مکرر در اغانی آمده است.

احمد ثقفی، مشایخ دیگری هم دارد که یکی از هم ابن ابی الدنیا مورخ معروف است (اغانی: 4/264). روایات فراوانی از عمر بن شبه مورخ بصری دارد.

یکی از کسانی که در این دایره از مورخان هوادار آل علی هست، احمد بن عبدالعزیز جوهری است که کتاب السقیفه را نوشته و بخش عمده متن آن در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است. جوهری هم راوی از احمد ثقفی، و هم شیخ ابوالفرج است. ابوالفرج به طور مشترک از آنها نقل می کند. (اغانی: 6/418، 13/131).

از چندین سند در اغانی (16/380) بر می آید که جوهری هم شاگرد احمد بن عبیدالله بن عمار ثقفی بوده است، که احتمال بعد هم شاگردی او در درس عمر بن شبه شده است. این دو یعنی ثقفی و جوهری، و گاه همراه حبیب بن نصر مهلبی (اغانی: 14/471) با هم در مجلس حدیث عمر بن شبه بوده اند، و ابوالفرج حدیثی را مشترک از آنها نقل می کند.

اینها، یعنی نوفلی و جوهری و احمد ثقفی و ابوالفرج، شبکه ای مورخان اخبار آل ابی طالب هستند که البته از منابع دیگر هم استفاده می کنند تا مجموعه خود را کامل کنند.

احمد ثقفی خود به وفور  راوی اخباری از عمر بن شبه مورخ معروف هم بوده (6/472، 15/86) است. از این ابن شبه، تاریخ المدینه المنوره را می شناسیم که مانده و از آثار بسیار مهم  است.

ثقفی، اخباری هم از یعقوب بن اسرائیل (از موالی منصور عباسی) دارد که او هم از مورخان بنام است.  وی از محضر مبرد نویسنده الکامل فی الادب نیز بهره می برده است (اغانی: 7/89).

ابن ابی الحدید نیز خبری از نوفلی نقل کرده است که سند یا به عبارتی منبع آن همین ابوالعباس ثقفی است. این خبر که بر ضد غالیان است، چنین است:« وروى أبو العباس أحمد بن عبيد الله عن عمار الثقفي عن علي بن محمد بن سليمان النوفلي عن أبيه و عن غيره من مشيخته أن عليا قال: يهلك فيّ رجلان: محبّ مطر يضعني غير موضعي و يمدحني بما ليس في و مبغض مفتر يرميني بما أنا منه بري‏ء» (شرح نهج البلاغه: 5/5).

هدف از این مقاله کوتاه، نشان دادن حلقه ای از مورخان قرن سوم هجری بود که علاقه مند به خاندان آل ابی طالب بوده و در این زمینه آثاری پدید آورده اند. روشن است که اخبار ابی طالب را دیگران هم گردآورده که یکی از برترین نمونه ها، مجلداتی از انساب الاشرف در خصوص اخبار آل ابی طالب است. ابن ابی الدنیا هم مقتل امام علی بن ابی طالب علیه السلام را نوشته که نشان می دهد، افراد یا مجموعه های دیگری هم در این زمینه تلاشهایی داشته اند. در جای دیگری در باره کتاب مقتل ابن ابی الدنیا، گزارش کوتاهی نوشته ام. (شب نوزدهم رمضان، 1441)

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

فرمان نصب خسرو خان گرجی به سمت سپهسالار ایران از سوی شاه سلطان حسین صفوی در سا ل1121

رسول جعفریان

متن فرمانی است که شاه سلطان حسین طی آن، خسرو خان گرجی فرزند رستم خان گرجی را به سمت فرماندهی کل قوای

سید جعفر مرتضی آنگونه که من شناختم (مصاحبه با مجله حوزه)

رسول جعفریان

گفتگویی است در باره مرحوم استاد جعفر مرتضی که با مجله حوزه انجام شده است. سعی کردم، به شماری از ویژگ

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

چند پرسش و پاسخ از علمای عصر صفوی در مشهد، در باره صوفیه

رسول جعفریان

متن حاضر شامل شش مورد سوال در باره صوفیه از شماری از علمای مشهد، در اواخر دوره صفوی است که مشهورترین

پیشینه درآمیختگی میان روش های معرفتی دینی و دانش تجربی در تفسیر عرش (تجربه ای از تولید علم دینی در قرون میانه اسلامی)

رسول جعفریان

زمینه های بحث در باره رابطه علم و دین در دنیای اسلام بسیار گسترده است و در این میان، داد و ستد آنها،