۴۸۷
۰
۱۳۹۸/۰۷/۰۶

از خزینه تا دوش در عرصه فقه و بهداشت

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

تقابل سنت و تجدد، و تأثیر آن در عرصه های مختلف، از عرفیات گرفته تا شرعیات، یکی از مسائل جدی ما طی نزدیک به دو قرن بوده و هست و به نظرم می رسد همچنان ادامه دارد. این جدال، یکی از سخت ترین جدالها در فرهنگ ایرانی و اسلامی است. در این باره فراوان نوشته شده، اما همچنان و به خصوص در عرصه های جزئی تر، باب تحقیق باز است. بحث خزینه و دوش به یک معنا در صد سال گذشته و به صورتی دیگر در ده سال گذشته، محل یک مناقشه بوده است. در اینجا، مروری بر این جدالها را خواهید یافت.

 

مقدمه بحث در باب خزینه و دوش 

در آستانه اصلاحات بهداشتی در ایران از دوره ناصری به این سمت، یکی از کانون های مورد بحث، حمام ها بود. این امر، هم شامل، منابع تأمین آب آنها می شد، و هم از نظر استفاده از داخل حمام و نیز فاضلاب آن، مورد بحث بود. ناگفته پیداست که وجود حمام [در کنار توالت) در ایران دوره قاجاری، و حتی پیش از آن، یکی از مهم ترین امتیازات بهداشتی در ایران و بسیاری از مناطق دنیای اسلام به شمار می آمده است. در این زمینه، بسیاری از سفرنامه نویسان خارجی، از جمله ادوارد پولاک (ایران، سرزمین و مردم آن، ص 247) نکات جالبی را گوشزد کرد، و از توجه مردم ایران به استحمام، ستایش کرده اند. راوندی در تاریخ اجتماعی ایران، گزارش های متعددی در باره حمام های ایرانی، زیبایی آنها و ویژگی هایشان آورده است (تاریخ اجتماعی ایران: 5/493 ـ 513).

یک حمام خوب در ادبیات قاجاری آن است که بزرگ، زیبا و همراه با آب های تازه ای باشد که لااقل هر چند روز در خزینه وارد می شود. در حالی که یک حمام بد، حمامی کثیف و تنگ و تعویض نشدن آب آن برای مدت طولانی بوده است.

این وضعیت، تا پیش از آغاز عصر جدید و ورود مفاهیم تازه در امر بهداشت و حفظ الصحه بود، اما به تدریج مسأله، جنبه های دیگری یافت که محل تأمل شد.

مسأله بهداشت آب، به طور کلی در دوره قاجاریه، بر اساس نظریات جدید پزشکی، مورد توجه قرار گرفت. تجربه حمام های خوب برای ایرانیان مسافر به تفلیس و یا استانبول شناخته شده بود و زمانی آخوند زاده در آثارش، از «ناپاکی حمام های ایران» سخن رانده بود (از صبا تا نیما: 1/349). این تجربه ها به تدریج به ایران رسید و در ادبیات ایرانی ها نیز وارد گردید. عنوان «حمام دوش» به جای «حمام خزینه» یا در کنار آن بکار رفته و گفته شده است «کلنل سمینو، اولین کسی است که برای نخستین بار، حمام دوش را به ایران آورده است، چنان که حمام دوش سمینو واقع در خیابان لختی سابق «اکباتان حالیه» تا مدتی پیش معروف بوده است» (مجله یادگار، سال پنجم، شماره 3 ـ 4، ص 34).

در میان پزشکان و در خصوص آب آلوده، بیشترین اطلاعات را دکتر امیر اعلم در رساله حفظ الصحه خود در اواخر دوره قاجار بدست داده است [متن کامل آن را در کتاب «از شیطان تا میکروب آورده ام.]

با ورود به دوره پهلوی، این بحث دنبال شد، و در این زمینه، تلاش می شد تا ریشه بیماری های واگیر دار که اکنون روشن شده بود آب های آلوده نقش مهمی در آن دارد، خشکانده شود. مسأله مذکور، در زمینه حمام ها و وضع بهداشتی آنها، به عنوان جایی که مردم به طور مرتب به آنجا رفت و آمد دارند و همواره بیم سرایت این بیماری ها، بویژه سوزاک و سفلیس و نیز کچلی و دیگر آلودگی های پوستی بود، به صورت جدی تر دنبال شد. شرحی از وضعیت بد حمام های این دوره را با ارائه چند ارجاع از منابع دیگر، در مقاله «بهداشت عمومی در ایران عصر قاجار از دید سیاحان خارجی» (فصل نامه تاریخ پزشکی، سال ششم، شماره 18، بهار 1393، صص 48 ـ 50) می توان ملاحظه کرد (نیز بنگرید: طهران قدیم، شهری باف، تهران، 1383، صص 345 ـ 482).

به نظر می رسد، به تدریج، دستگاه بهداشت این دوره، به این نتیجه رسید تا به مسأله خزینه ها به عنوان منبع عفونت و بیماری های مسری رسیدگی کند، جایی که به صورت یک حوض بزرگ، محل آب گرم در حمام بود (شبیه جکوزی فعلی) و افراد از آن برای شستشوی بدن در وقت ورود و خروج و نیز غسل ارتماسی استفاده می کردند. آب خزینه، می توانست با وجود ورودی و خروجی منظم، قدری بهداشتی باشد، اما در بسیاری از حمام ها، به دلیل هزینه بر بودن گرم شدن آن، و یا کم آبی و نیز پایین بودن تکنیک انتقال آب از طریق لوله، و دلایل دیگر، در این زمینه سستی صورت می گرفت و اغلب آلوده بود. همین امر سروصدای اهالی بهداشت جدید را درآورد، در حالی که در فکر سنتی اهمیتی نداشت.

مقابله با خزینه در دوره پهلوی اول، نمونه هایی از شهرهای اصفهان، خرم آباد و گیلان

از اواخر دوره رضاشاه، سختگیری در این زمینه آغاز شد، اما به دلیل نبودن جایگزین و امکانات کافی، و نیز مخالفت های محلی، با کندی پیش رفت. بدین ترتیب، دستور داده شد، خزینه ها بسته شده، و به جای آنها، دوش تعبیه شود.

در حال حاضر، تعداد زیادی گزارش در باره تاریخچه خزینه ها، و نیز مقالاتی در باره وضع بهداشت در دوره قاجاری و نیز تلاش هایی که در زمینه مبارزه با خزینه از سوی دولت صورت گرفته، در اختیار است و نیازی به تکرار آنها در اینجا نیست. آقای فلور، در کتاب سلامت مردم ایران در دوره قاجار، ذیل عنوان «بهداشت عمومی» اشارات مختصری به وضع حمام ها دارد (صص 72 ـ 78 ، بوشهر 1386). روشن است که در آن دوره، اهمیت زیادی به وضع حمام ها داده نشده، و این ماجرا، بیشتر در دوره پهلوی، مد نظر نهادهای حفظ الصحه ای یا همان بهداشت عمومی قرار گرفت.

ماجرای خزینه ها، در برخی از شهرها به صورت خود جوش و در برخی دیگر با دستور دولت و دخالت بلدیه ها، از حوالی سالهای 1307 به بعد، به تدریج مطرح شد و سال به سال بر جدیت در این کار افزوده می شد.  در برخی از شهرها، حتی از سالها پیش از آن انتقادهایی به حمام های عمومی بوده است.

در اصفهان، حمام شیخ بهایی یکی از پراستفاده ترین حمام ها بود و زمانی شایع شده بود که هر کسی از آب خزینه آن بخورد، شفا می یابد. این امر مورد تمسخر مکرم، شاعر اصفهانی قرار گرفت و در باره آن اشعاری سرود. (دیوان مکرم، اصفهان، چاپ سوم، ص 310 ـ 311). وقتی میرزا علی محمد باب به اصفهان آمد، در حالی که معتمد الدوله گرجی حاکم شهر حامی او بود و هنوز قصه او آشکارا محل اعتراض نشده بود، او به حمام شیخ بهایی وارد شد و عده ای از مردم آب خزانه حمام را که او رفته بود، برای شفا استفاده کردند (تاریخ اجتماعی ایران، راوندی، 9/460). در حوالی مشروطه، انتقاد از حمام خزینه بالا گرفته بود. سید جمال واعظ، از واعظان دوره مشروطه هم اعتراضی نسبت به کثیف بودن آب خزانه ها نقل شده است: او در یک سخنرانی گفته بود: حمام های صحیح مال اغیناست، آب های ما فقرا را می بینید؟ اگر تجزیه کنید، نصف آب کثافت است، حمام های ما را همه می بینید. یک نفر نیست به این حمامی بگوید که اقلا دو ماه یک مرتبه آب خزانه را عوض کن». (تاریخ اجتماعی ایران، راوندی: 5/512).

عبدالمهدی رجایی مقاله ای با عنوان «بهداشت عمومی در دوره معاصر و نقش شهرداریها «مطالعه موردی اصفهان» نوشته، و بسیاری از نکات را در این باره از مآخذ مربوطه آورده است (پژوهش نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، بهار و تابستان 1393، سال سوم، شماره اول، صص 47 ـ 71). یکی از نخستین موارد اعتراض به آب خزینه ها، توسط میرزا تقی خان حکیم باشی، پزشک و فارغ التحصیل دارالفنون در دوره قاجاری بود (همان، ص 48، از فرهنگ اصفهان، 26 صفر 1298ق، ص 2). در مطبوعات دوره مشروطه و حتی صحبت های مطرح شده در انجمن مقدس ملی اصفهان در ربیع الاول 1325ق از مسدود شدن حمام های آلوده بحث شده است. (همان، ص 54).گزارشهای مقاله «بهداشت عمومی» در گردآوری مطالبی در نقد خزینه ها، از اوائل دوره پهلوی، فراوان است.

یک مشکل ویژه در اصفهان چنان که اشارت رفت، در خصوص حمام شیخ بهایی بود که به گزارش یادداشت هایی که در روزنامه اخگر آمده، همراه با باورهای خرافی در باره شفا آمیز بودن آنها بود (همان مقاله، ص 53). این مشکل، در اصفهان، حتی تا سالها بعد، یعنی سال 1327 ش هم ادامه داشت. گزارش های دیگر نشان می دهد، از حوالی سال 1307 حمام های دوش دار هم بوده و البته اغلب، اینها در کنار خزینه بوده است. حرکت جدی در این زمینه در اصفهان، از سال 1311 آغاز شده است. (روزنامه اخگر، 26 خرداد 1311، ص 4). بر اساس داده های مقاله یاد شده، جسته گریخته اعتراضاتی هم می شد که «غسل در زیر دوش درست نیست و باید در خزینه صورت گیرد». (از مکتب خانه تا دانشگاه اصفهان، عباس ادیب، ص 110. در مقاله مزبور نمونه دینی ـ شرعی دیگری در مخالفت دیده نشد). این اقدام با سرعت پیگیری شده و حمام های اصفهان تا 1313 دوش دار شده اند. بیشتر این اطلاعات در روزنامه اخگر ثبت شده است. (برای نمونه بنگرید: اخگر، 1315، 18 آبان، ص 2).

از گزارشهای مربوط به اصفهان، چنین بدست می آید که بیش از همه، حمّامی ها با این امر مخالفت داشته اند و بسا از وجه دینی هم استفاده کرده اند. وجه مخالفت نیز می توانست مربوط به مخارج این کار باشد. نکته دیگر، اصرار برخی از مراجعین، در استفاده از خزینه بود که سبب می شد، پنهانی، حمامی ها، در خزینه را که گاه قفل آهنین هم داشت، باز کنند (همان مقاله، ص 61). منازعات پس از شهریور 1320 در باره خزینه، خود حکایت طولانی دیگری است که اسناد و گزارش های آن در مقاله یادشده آمده است.

در این زمینه، اسنادی در باره شهرهای دیگر هم وجود دارد. اصولا کار خزینه ها، توسط بلدیه ها که این زمان به شهرداری تغییر نام داده بود، دنبال می شد. نمونه ای از آن را که در باره خرم آباد است، نقل می کنیم:

در کتاب سرگذشت خرم آباد (فرید قاسمی، تهران، 1394) ص 444 ـ 445: روزنامه های سال 1318 آمده: به قرار اطلاع شهرداری خرم آباد تصمیم گرفته است هرچه زودتر حمام های عمومی را به دوش مبدل نماید، و به همین منظور به مالکین و مستاجرین حمام ها ابلاغ شده است که برای این منظور و مذاکرات لازم در اداره شهرداری حاضر شده و پس از اتخاذ تصمیم شروع به این کار نمایند. روز اول فروردین تمام گرمابه ها از طرف شهرداری بسته شد که تبدیل به دوش نمایند، ولی چون وسایل لازمه لوله کشی در خرم آباد یافت نمی شد، و بایستی از اهواز یا تهران وارد شود، پس از تعهد و التزام قرار شد که وسایل لوله کشی را هر چه زودتر تهیه نمایند. در سال 1318 دولت استحمام در خزینه را ممنوع کرد، و پس از چندی 10 دوش جایگزین خزینه شد و راه حمام را به مسجد مجاور بستند، و محل اقامه نماز را با سجاده و مهر سنگی در بینه ساختند.

در همان منبع (سرگذشت خرم آباد، ص 448) آمده است: نخستین کسی که حمام خانگی را باب کرد آیت الله روح الله کمالوند بود. پس از او متمکنین به تقلید از ایشان به مرور حمام خانگی ساختند و دهه چهل ساخت حمام خانگی عمومیت پیدا کرد.

در این زمینه گزارش های مشابهی در باره بسیاری از شهرهای ایران در دست است. در باره گیلان هم نوشته شده است: در سال 1335 بقایای حکام های خزینه دار یکی بعد از دیگری توسط واحد مهندسی بهداشت اداره بهداشت یکم (گیلان) تعطیل و یا تبدیل به حمام های عمومی دوش دار بهداشتی گردید (کتاب گیلان: «تهران، 1374» 3/582). به نظر می رسد، از سالهای 1310 به بعد، و شاید حتی پیش از آن، تلاشهایی در این زمینه برای تحریک دولت به اقدام علیه خزینه ها صورت می گرفته است. در باره بوشهر، در گزارشی در باره اقداماتی که برای سلامت مردم لازم است، چنین آمده: حمام های شهر است که آب خزانه آنها سه ماه یک مرتبه عوض نمی شود، وقتی که در آب خزانه می روی، بوی تعفن از آب آن احساس خواهید کرد، و هر اشخاصی که مبتلا به مرض مسری هستند، بدون مانع در آن حمام ها داخل می شوند، و کسی جلوگیری نمی نماید... همین حمام های حالیه به صاحبانشان امر نمود که دوشی نمایند، جزئی مخارجی نیز بر می دارد و در هر حمام یک خزانه هم به قرار امروز باقی بگذارند برای غسل که مردم از خطر ایمن باشند (گزیده مقالات و اخبار روزنامه های مهم در باره خلیج فارس «تهران، 1387»، ص 507). این عبارت هم به نوعی نشان می دهد که مردم ترجیح می داده اند، غسل در خزینه باشد نه زیر دوش.

سیاسی ـ مذهبی شدن بحث خزینه و دوش

در سالهای اخیر، کار مخالفت با تخریب خزینه ها، به متدینین نسبت داده شده است، در حالی که در شرح حال شماری از علمایی که کارهای مردمی مانند ساختن مسجد و حمام داشتند، از فعالیت آنها برای تأسیس حمام های بهداشتی که مقصود حمام های دوش دار است، یاد شده است. برای مثال از دو نمونه اینها می توان در گنجینه دانشمندان: 3/318، 5/300 یاد کرد.

به بحث ما مربوط می شود، روشن کردن، مواضع علما در قبال این تحول است. زمینه این بحث به مقابله سنت گرایی با تجدد باز می گردد که در بسیاری از زمینه ها خود را نشان داده است. جوامع سنتی، فارغ از دین و آیین، در برابر تغییرات مقاومت کرده و حتی تا به امروز نیز، این امر به صورت یکی بحث مهم در تغییرات اجتماعی مطرح است. این چالش، ممکن است به نام هویت ملی، ارزش های قومی، یا ارزشهای دینی باشد و پدیده شگفتی هم نیست. مهم گرایش این جوامع به حفظ سرمایه های ملی است که می تواند در مسیر غلط یا درست تفسیر و توجیه شود. در جامعه ایران هم این وضعیت وجود داشت، گرچه حضور فقه در کنار سنت های محلی، همواره، می توانسته کفه ترازو را به نفع تغییر آماده کند، گرچه گاه، عکس آن هم اتفاق می افتاده است.

آنچه از مجموعه شواهد تاریخی در این باره در دست است، بخشی در باره مدارس جدید، و شماری هم در باره دیگر مظاهر تمدن است که از پیش از مشروطه آغاز شد و بویژه در دوره رضاشاه به صورت جدی تر مطرح شد. این مخالفت ها، در مواردی، در شرایط سیاسی خاصی هم قرار می گرفت که سبب می شد فارغ از جنبه های مذهبی یا هویتی، به ابزاری برای مبارزه سیاسی با حکومت هم باشد. در دوره رضاشاه، این مسأله بروز بیشتری داشت و این به دلیل، محور شدن مجادله میان روحانیون و دولت رضاشاه بود که عامل اصلی آن هم، اصرار دولت در حذف روحانیون از صحنه تصمیم گیری های اجتماعی بود. به هر  حال، داستان خزینه و حمام هم، کما بیش در این مسیر قرار گرفت، هرچند اهمیت آن در مقایسه با آنچه در باره مدارس جدیده بود، بسیار بسیار اندک بود.

و اما در خصوص این بحث، ادعا شده است که نسبت به تغییر خزینه به دوش، موضعگیری روحانیون منفی بوده است. برای این مسأله باید شرح کوتاهی بدست دهیم.

به طور کلی باید گفت، مباحث فقهی مربوط به نجاسات و طهارت، و آنچه که به آب و غسل و وضو مربوط می شود، در اغلب رساله های علمیه بر اساس معیارهای شرعی مطرح بوده است. این معیار، تمرکز روی نجاست و پاکی دارد، و طبیعی است که بحث آلودگی و  عفونت، آنچه عامل بیماری شناخته می شود، مساوی با نجاست نبوده است. از نظر شرعی، اگر آب کری، با رسیدن نجاست، گرفتار تغییر رنگ یا بو یا طعم شود، نجس خواهد شد [جزئیات مسائل آن را در رساله ها بنگرید]. جدای از این مورد، این که آب خزینه یا موارد مشابه، متعفن به نظر آید یا از نظر بهداشتی آلوده باشد، اگر با شرایط فقهی منطبق نباشد، یعنی آب کر باشد، یا به کر وصل شود، نجس نخواهد بود. البته چنان که آشکار است در مواردی،  احکام شرعی و عرف متجددانه بهداشتی بر یکدیگر منطبق می شده است، اما قاعده بر این نبوده است.

یادداشتی از صفر سال 1304 در فرهنگ اصفهان، سعی می کند بگوید: «هرگاه از روی انصاف ملاحظه کنیم، آب حمام ها، غالبا نه رنگ طبیعی، و نه بوی طبیعی، و نه طعم طبیعی دارند. در این صورت یقین است که موافق تعیین شرع مطاع نیست، و هیچ وقت رؤسای ملت محمدیه و اثناعشریه، این چنین آبی را در استعمال، صحه نخواهد گذاشت». (به نقل از: بهداشت عمومی در دوره معاصر، ص 50). ناگفته پیداست که نجاست چنین آبی، تنها در صورت اتصال نجاست با آن، همزمان با تغییر رنگ و .... محل توافق است نه بیشتر.

شاید منظم ترین فعالیت علمی برای انطباق طهارت شرعی و بهداشت جدید، بر محور عفونت و رابطه آن با نجاست، کاری باشد که مرحوم بازرگان در کتاب مطهرات در اسلام انجام داد که شرح آن را در کتاب «از شیطان تا میکروب آورده ام».

نیز بی مناسبت نیست اشاره کنیم، در ادبیات دینی ـ سیاسی دوره مشروطه، به تدریج مفاهیم دینی، در سایه تجدد، معنای خود را عوض می کردند. یک بار، سید جمال واعظ، روی منبر، در باره احکام نجاسات گفت: «اول نجاسات ظلم است». (شهید آزادی سید جمال واعظ اصفهانی، «تهران، 1347» ص 229). این گرچه معنای استعاری داشت، اما نشان از تغییری داشت که در این مفاهیم پدید می آمد.

طهارت و نجاست، در فقه و بهداشت (ابعاد توضیح المسائلی)

یکی از محور های مستقل بحث، کر بودن است که طبعا از نظر علم جدید، اهمیتی به آن داده نمی شود، در حالی که فقه آب، از نظر طهارت و نجاست، متمرکز روی کر بودن و عکس آن، قلیل بودن آب، احکام ویژه خود را دارد. در واقع، ازاله نجاست از بدن یا لباس، با آب قلیل، دشوارتر از آب کر و جاری است، و کر بودن نقش مهمی در توجیه شرعی از تطهیر دارد.

نکته دیگری که باید توجه داشت این است که وقتی در کتابهای فقهی، از احکام نجاست و طهارت بحث می شود، به صورت قاعده، حکم کلی بیان شده و از مصادیق بحثی نمی شود. این که مثلا غسل ارتماسی چگونه است، بحث می شود، اما این که باید در خزینه باشد، یا چشمه، یا دریا یا رودخانه، سخنی به میان نمی آید. با این حال، از آنجایی که از قدیم، بخشی از مسائل رساله های عملیه با استفتاء از موارد خاص سوال می شده و شکل می گرفته، گاه و بیگاه، نامی از این موارد در رساله ها دیده می شود.

برای مثال، تعریف کر بودن آب خزینه، جهت تطهیر، می توانسته مورد سوال باشد و در رساله های عملیه وارد شود. از این رو، نامی از خزینه در رساله های عملیه و استفتاءآت وجود داشته و این هم به اعتبار کر بودن برای تطهیر از نجاست یا برای  غسل ارتماسی در آن بوده است. خزینه به دلیل بزرگی، و داشتن آب کر، و قرار گرفتنش در حمام جایی که مردم هم برای نظافت و هم تطهیر می روند، یک مورد ویژه برای تطهیر به حساب می آمده است.

در مجمع  الرسائل با حواشی صاحب جواهر آمده است: آب جارى در اثر ملاقات با نجاست نجس نمى‌شود مگر آنكه رنگ يا طعم يا بوى آن به سبب نجاست متغيّر شود، چه به مقدار كر باشد و چه نباشد، و حوضهاى كوچك حمّام كه متّصل به خزينه مى‌باشند كه در عراق و حجاز متعارف مى‌باشد، در پاك نمودن و نجس نشدن بمجرد رسيدن نجاست به آنها، در حكم آب جارى مى‌باشند، به شرط آنكه به خزينه متّصل باشند، و آبى كه در خزينه است به مقدار كر باشد، ليكن در صورت تغيّر آب حوض، در طهارت آن، شرط است كه آب خزينه بعد از بر طرف شدن تغيّر، به مقدار كر باشد، و در آنچه ذكر شد، فرقى ميان حمّام و غير حمّام نيست (مجمع الرسائل، ص 26، قم، 1415) مشابه همین مورد در «مجمع المسائل» (ص 11) مرحوم میرزا حسن شیرازی هم آمده است.

برای مثال، در یک متن رساله ای به صورت متن و سوال و جواب از رساله های عملیه چند مرجع تقلید، از جمله آقا سید محمدتقی شیرازی، شیخ عبدالکریم حائری، سید ابوالحسن اصفهانی و آقا سید محمد فیروزآبادی آمده است: بدن تماما یا بعض بدن، هرگاه نجس باشد، و داخل در آب کر مثل خزینه یا جاری مثل چشمه شود، بعد از ازاله نجاست، بیرون آمدن از آب می خواهد یا نه؟ جواب: احوط رعایت تعدد است... (تهران، کتابخانه علمی، 1341ق).

در باره آلودگی آب کر، می دانیم که در فقه، نظر مشخصی جز این که از نجاست منجر به تغییر رنگ، بو یا طعم باشد [تعفن عادی جزو اینها نیست]، یا تبدیل به آب مضاف شود، وجود ندارد. یعنی تنها در این دو صورت است که به دلیل «نجاست» یا «مضاف» بودن، از حالت آب مطلق پاک خارج می شود. در رساله شیخ مرتضی انصاری  (چاپ سنگی، 1291ق، ص 5) به صراحت آمده است: آب کر که متعفن شده ، بغیر نجاست، نجس نمی شود». همچنین در مجمع المسائل از میرزای شیرازی آمده است: آب کر که متعفن شده بغیر نجاست، به مقالات نجاست، نجس نمی شود و پاک کننده هم هست. (مجمع المسائل، ص 19). ایضا در رساله شیخ مرتضی انصاری (و همراه رساله آقا سید محمد تقی شیرازی، چاپ 1326ق، ص 22) و نیز رساله آقا سید محمد کاظم طباطبائی آمده است: آب حوض یا خزینه که در آن استنجا کنند، از غساله استنجا حساب نمی شود (رساله آقا سید محمد کاظم طباطبائی، چاپ 1321ق، ص 25)

نمونه ای دیگر در یاد از خزینه در رساله های عملیه دوره قاجاری مطلبی است که در مجمع المسائل میرزای شیرازی به عنوان سؤال و جواب آمده است: «سوال: در غالب بلاد که حمامها، آب چاه است، در سر چاه حوض دارند و کر است،و از آن حوض، آب به تدریج داخل خزینه می شود، نه به یک دفعه، اگرخزینه نجس باشد، پاک می شود یا نه؟ جواب: با استواء سطح با صدق وحدت و امتزاج پاک می شود. سوال: در بلدی بعضی حمامها دهن شیر دارد، از دهان شیر آب می ریزد به زمین نجس، ولی بدهان شیر متصل است. آب جمع شده، پاک است یا نه. جواب: پاک است مادامی که متصل است. سؤال: در غالب بلاد در سر حمام آب بر پای مردم می ریزند، از دلوچه، به جهت تطهیر، و متعاقب سه دفعه می ریزند، اما آن قدر صبر نمی کنند، هر دفعه که می ریزند غساله منفصل شود. آیا پاک است یا نه؟ جواب: خلاف احتیاط است، البته دو دفعه کفایت می کند با فاصله فی الجمله» (مجمع المسائل، ص 23، مجمع الرسائل، با حواشی صاحب جواهر، ص 73). شیر آب به احتمال در آن وقت در عراق موجود بوده و به عربی آن را «انبوب الماء» می گفتند.

چنان که اشاره شد، اینها به دلیل وجهی از خزینه بوده که مثلا در کر بودن از نظر اتصال با خزینه بزرگتر مطرح بوده است. اهمیت آن هم، بیش از همه برای تطهیر بوده است نه تعفن عادی یا آلودگی به میکروب. در واقع، کسی که بدنش به نوع نجس شده، وقتی در آب کر وارد شود، طاهر می شود. اما این طور نیست که همه چیز منحصر به خزینه باشد. مثالهایی در باره آب چشمه یا رودخانه یا دریا هم هست. برای مثال در رساله آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی آمده است: جایز است غسل کردن زیر باران یا ناودان به نحول ترتیب نه به ارتماس ((صراط النجات ترجمه وسیله النجات: 1/27 تهران، کتابفروشی اسلامیه). این را می شود دلیل گرفت که برای آنها اهمیتی نداشته است که شخص زیر دوشی که مثل ناودان است وضو بگیرد یا در خزینه غسل کند.

داستان خزینه و مبارزه با آن از طرف دولت، از اواخر دوره رضاشاه مطرح شده، و بنابر این، اگر مخالفتی در رساله های عملیه با این اقدام باشد، می بایست در رساله هایی که پس از این نوشته شده آمده باشد. تا آنجا که جستجو شد، هیچ مخالفتی در باره دوش، در رساله های عملیه این دوره، وجود ندارد، گرچه مثلا در باره این که آب جاری بر آب دوش صدق می شود یا مثلا آب قلیل است، اشاراتی دیده می شود. طبیعی است که آب قلیل هم با شرایط خود می تواند طاهر و مطهر باشد.

در رساله آیت الله حکیم هم آمده است: اگر چیز نجس را زیر شیری که متصل به کر است بشویند، آبی که از آن چیز می ریزد، اگر متصل به کر باشد، و بو یا رنگ یا مزه نجاست نگرفته باشد، و عین نجاست هم در آن نباشد، پاک است. (رساله توضیح المسائل، تهران، موسسه چاپ و انتشارات محمد حسن علمی، بی تا، 58 ـ 60). در بخش احکام غسل می بینیم که در اینجا، هیچ اشاره ای به تردید در جواز غسل کردن زیر دوش هم نشده است.

این مباحث، غالبا در مطهرات بخش آب، و نیز احکام غسل قابل مراجعه است. معمولا در بخش غسل، آن هم در حمام، چند مسأله در باره پرداخت پول حمامی و مانند آن آمده که برای مثال، در رساله توضیح المسائل آیت الله بروجردی (ص 59، تهران، 1339ش) هم هست، اما باز هیچ اشاره به مسأله دوش نشده است، این به رغم آن است که این زمان، مسأله ای در حال اجرا و محل بحث بوده است. در استفتاءات آیت الله شیخ عبدالکریم حائری (به کوشش احمد عابدی، قم، آستانه حضرت معصومه، 1391ش) هم، موردی در بخش طهارت که پرسش از دوش باشد، نشده است. طبعا باید توجه داشت که این استفتاءات مربوط به پیش از سال 1315ش است.

انتظار آن است که اگر در این زمینه، یعنی اصرار بر بودن خزینه، یا عدم جواز غسل زیر دوش، فتوایی باشد، در کتابهای استفتائی باشد که مردم از موارد خاصی سوال کرده اند. در این زمینه، یک مورد در استفتاءات آیت الله گلپایگانی هست که جالب است:

سوال: جزئى آبى است كه در آمد آن وقف تعمير خزانه حمام قريه‌ بوده و اينك آن حمام خراب و تبديل به حمام دوش بهداشتى گرديده آيا در آمد آن آب موقوفه را مى‌توان به مصرف مخارج لزومى منبع يا جاهاى ديگر اين حمام دوش رسانيد و هم چنين جزئى موقوفات مربوطه به روشنايى حمام سابق را نيز به مصرف روشنايى اين حمام رسانيد يا خير.

جواب: اگر حمام تبديل به حمام دوش شده جايز است. (مجمع المسائل آیت الله گلپایگانی: ‌2/368‌).

در مورد سوال زیر از آیت الله صافی (جامع الاحکام صافی: 1/157)  در باره تبدیل حمام خزینه عمومی به دوش پرسیده اند، اما جوابی به این بخش از سوال داده نشده است:

سوال: 558: استدعا داريم نظر مبارك را در رابطه با مصرف زكات راجع به تعمير و تبديل حمام خزينه عمومى روستا به دوش، بيان فرمائيد.

جواب: در فرض سؤال چنانچه حمّام مذكور، ملك كسى نيست و براى استفاده عموم ساخته شده و متبرّعى كه مخارج تعمير و تبديل آن را تحمل كند نيست، صرف زكات از سهم سبيل اللّه در مورد سؤال مانع ندارد». شاید برای سؤال کننده، اصل تغییر خزینه به دوش محل تأمل بوده اما مرجع مزبور، لزومی در اشاره به آن ندیده اند.

در استفتتاءآت آیت الله گلپایگانی با این که چندین بار از دوش به مناسبت هایی سخن به میان آمده (مجمع المسائل: 1/75) اما هیچ نوع تردیدی در باره اصل دوش و حمام های دوشی نشده است. در یک مورد خاص، در باره تبدیل حمام خزینه ای به دوش و استفاده بیشتر از آب سؤال شده و ضمن آن هم هیچ اشاره ای به این که دوش ایراد دارد، نشده است (مجمع المسائل: 2/448).

در دوره های بعدی، و به دلیل این که دوش آمده بود، توضیحی در باره این که امر طهارت آن چگونه است، در برخی از متون دیده می شود. برای مثال، در شرح تبصره المتعلمین: 1/14 (محمدی خراسانی) آمده است: آب حمام: مفهوم آب حمام همانند معناى آب باران واضح و بديهى است و هر انسانى از اين عناوين يك معناى روشنى در ذهن خود دارد و لذا جاى تعريف ندارد. حكم شرعى آب حمام اين است كه حمامهاى جديد كه بصورت دوش ساخته شده و از شيرهاى آب استفاده مى‌كند در حكم آب جارى هستند و همچنانكه آب جارى به منبع يعنى سرچشمه متصل است همچنين آب گرمابه‌هاى جديد هم به منبع آب متصل است و در نتيجه همان احكام را دارد. ولى حمامهاى قديم كه هم اكنون هم در بعض مناطق محروم دنيا وجود دارد و بصورت خزينه و حوضچه‌هاى كوچك و بزرگ است اگر متّصل به منبع باشد و يا وصل به آب كر باشد، حكمش همان حكم آب جارى است ولى اگر اينچنين نباشد، احكام آب جارى و كثير را ندارد».

یک فرض این بوده است که در دوش، ممکن است آب به صورت قطره ای بیاید و این در حکم آب قلیل باشد، گرچه آن هم می تواند با شرایط خود طاهر و مُطهر باشد. اما غالبا آن را متصل و نه قطره ای و در حکم آب جاری می دانستند. به علاوه، اگر متصل به مخزن بود، اساسا آب کر تلقی می شد. آیت الله فیاض از مراجع موجود  در توضیح المسائل خود (ص 34) نوشته است: آب منبع يا انبار كه به وسيله شناور قطع و وصل مى‌شود، در صورتى كه آب انبار بعد از قطع به مقدار كر باشد با ملاقات نجاست نجس نمى‌شود، و اگر به مقدار كر نباشد حكم آب قليل را خواهد داشت. ولى اگر شروع به پرشدن شود آن آب متصل مى‌شود، و آب دوش حمام چنانچه عرف آن را ريزش قطره‌اى بداند در حكم آب قليل خواهد بود، اما اگر بصورت متصل بريزد حكم آب كر را دارد».

آنچه در باره دوش گفته شد، گاه در باره آب لوله کشی هم گفته می شد. از نخستین شهرهایی که آب لوله کشی آمد، بیرجند بود که در سال 1302ش این اقدام انجام شد. سالها بعد در تهران، کار لوله کشی انجام شد، و این در دهه سی بود. در شهرهای دیگر هم به تدریج این رویه در پیش گرفته شد تا از عفونت آبهای آلوده جلوگیری شود. این که کسی در باره طهارت آب لوله کشی تردید کند، دیده نشده، اما در آنجا هم گاه به بهانه های مختلف، مردم در استفاده از آن تردید می کردند. از قضا گاهی، از این منظر که آب لوله کشی آورده اند که هر وقت خواستند آن را قطع کنند، از آن تفسیر سیاسی می کردند. در رساله ها، آب لوله کشی، کُر محسوب شده، و در صورتی که به حوضچه ای متصل می شد که آب کر نداشت، آب آن کر تلقی می شد (استفتاءات امام خمینی: «قم، 1409ق» 1/25 ـ 26). شستن انواع لباس های نجس، زیر آب شیر، به دلیل کر بودن آن، پاک می شود (همان: 1/47). در رساله های این دوره تعبیر «زیر شیر آب» به عنوان آب کر و مُطهر مکرر آمده است.

مقابله با، یا دفاع از تخریب خزینه در تجربه روحانیون شهری و متدینین محلی

این مقدار جستجو در رساله های عملیه این دوره، نشان داد که هیچ نشانی از رد کردن فقهی امر تطهیر با دوش، در این رساله ها دیده نمی شود. با این حال، همواره، گزارش هایی از شهرهای مختلف وجود داشته است که برخی از متدینین، در این زمینه ابراز تردید کرده اند. در واقع، مردم متدین که همیشه عادت به رفتن داخل خزینه برای غسل داشتند، گویی دوش را امری غیر شرعی پنداشته اند. دلیل این امر، مبارزه با امر نویی است که در قالب مبارزه با نوگرایی در هر زمینه، می توانست توجیه شود. در ذهن یک متدین، تطهیر و مخصوصا غسل کردن، امری بود که ممکن بود نوعی وسواس را هم در شخص ایجاد کند، چون تمام نمازهای او هم مترتب بر این طهارت بود؛ بنابر این باید اطمینان می کرد. در این شرایط او خیلی به رساله عملیه هم که اغلب شرایط سهلی را در نظر می گرفت نداشت، و اصرار داشت با همان مدلی که خود دوست دارد، غسل کند و این امر به صورت عادی در شهرها، و روستاهایی که حمام داشت، در خزینه انجام می شد. این امر، ربطی به فتاوای مراجع نداشت و بیشتر امری عمومی در میان طیف متدین در میان توده مردم و برخی از روحانیون که با آنان حشر و نشر داشتند بود. حتی مواردی هست که روحانیون محلی، در مقابل مردم ایستاده اند.

به گفته دوست عزیزم جناب آقای دانش سخنور، فرزند مرحوم حجت الاسلام و المسلیمن شیخ علیرضا دانش سخنور که دهها سال در شهر فردوس، عالم اول شهر بود، در سال 36 حمام خَیروز را ساخت و در آن دوش درست کرد. مدتی بعد، یکی از دوستان وی، آیت الله صفایی خوانساری که از نزدیکان آیت الله بروجردی بود، به او نوشت: عدّه ای از متدینین شهر، علیه شما نامه ای به آیت الله بروجردی نوشته و گفته اند که ایشان حمام های شرعی را تخریب و حمام فرنگی درست کرده است (گفتگوی تلفنی در اول شهریور 1398).

گزارشی در باره مرحوم راشد آمده است که وی وقتی به نمایندگی مجلس هیجدهم انتخاب شد، و مدتی بعد از آن استعفا داد، پولی را که بابت حقوق به وی پرداخت کردند، تماما به تربت حیدریه فرستاد تا «برای احداث حمام بهداشتی آن شهر مصرف شود». (شرح حال وی در گلشن ابرار: 5/412).

در موردی دیگری از روحانی برجسته منطقه اشتهارد با نام حاج شیخ حسین تقوی اشتهاردی یاد شده است که در منطقه خودش، دو باب حمام بهداشتی [مقصود دوش دار] و پیشنهاد و کوشش در لوله کشی آب شرب شهر می پرداخت. (بنگرید: اختران فضیلت، «قم، 1388» ص 234).

مشابه این نکته را در باره شهر دزفول هم داریم. در مقاله ای با عنوان «بررسی تحولات بهداشتی شهر دزفول در دوره پهلوی (1304 ـ 1357) (غلامرضا درکتانیان و... چاپ شده در گنجینه اسناد، شماره 105، صص 6 ـ 27) به تفصیل از تحولات مربوط سخن به میان آمده و در موردی از آن در باره نقش مرحوم آیت الله نبوی، مشابه نکته بالا از قول نواده اش سید حمید نبوی درج شده است. او می گوید: برخی از روحانیون با برداشتن خزینه حمام ها مخالفت کرده و معتقد بودند که فقط در خزینه است که می توان تمام بدن را زیر آب برد و غسل کرد. البته این افراد کسانی بودند که دید آنچنانی به وقایع روز جامعه نداشتند، ضمن این که تصمیم گیرنده در مورد مسائل دینی نبودند، اما مجتهدین طراز اوّل از جمله پدر بزرگ بنده آیت الله سید اسدالله نبوی، مشوق این کار بودند و در جاهایی که از طرف برخی مخالفت می دیدند، پیغام می دادند که آقای فلانی، اینجا به نفع است که این کار انجام بشود». در جای دیگری از همان مقاله اشاره به سندی در کتابخانه مجلس شده که در این زمینه، و در تاریخ 7/11/1329 مردم به ایجاد دوش به جای خزینه، نامه اعتراضیه ای به مجلس فرستاده اند. آنها از «پلمپ تنها حکام محله لب خندق به دلیل نداشتن دوش، اعتراض کردند و ضرورت استفاده اهالی آن محله که حدود پنج هزار نفر و عمده آنها از سادات و علما و افراد متشرع بودند، از حکام را گوشزد کردند». اعتراض به بستن حمام بوده، اما دلیل آن از طرف دولت، نبودن دوش در آن بوده و بیم آن هست که مردم، حاضر به تغییر خزینه به دوش نبوده اند، گرچه صراحتی در این باره ندارد.

نمونه های دیگری هم از مخالفت با تبدیل خزینه به دوش داریم. دوست ما آقای عبدالرحیم اباذری، ضمن مطلبی که در باره فهرستی از موارد و مصادیق متجددانه که با مخالفت سنت گرایان روبرو شده، از خزینه ها یاد کرده و می نویسد: «دراواخردهه 40 در شهر ما « میانه » حمام های خزینه ای وجود داشت و چون  لوله کشی آب در خانه ها نبود ومردم حتی برای آب آشامیدنی خود در سختی به سر می بردند واز چشمه های اطراف آب می آوردند، بنابراین مجبور بودند هر از چند گاهی جهت به اصطلاح نظافت وانجام غسل به این حمام ها ی عمومی بروند چند لحظه ای را در داخل خزینه سپری کنند. خزینه ای که آب آن غالبا  از مدت ها پیش مانده و متعفن شده بود و هنگامی که در آن غوطه ور می شدی، چه اشیا و کثافاتی که در کف آن به پای آدم اصابت نمی کرد!  از حمام که بر می گشتی، تا چند روز بوی بد خزینه با تو همراه بود، و همین مراکزِ به ظاهر بهداشتی، منشا بسیاری از بیماری ها شده بود...  حدود سال های 48- 1347در شهر میانه یک حمام دوشی با اسلوب بهداشتی و خیلی تمیز و شیک به راه انداخته شد. همزمان با آن مخالفت ها و نق زنی های برخی مدعیان نیز آغاز گردید ، انواع واقسام شبهاتی بود که هر روز مطرح می کردند. یک روز می گفتند «غسل در زیر دوش جایز نیست و باطل است». روز دیگر می گفتند: این یک توطئه است می خواهند خزینه  را که موضوع غسل ارتماسی است از بین ببرند و در واقع حکم خدا را بی موضوع  و نابود سازند. در این میان هر کس از حمام دوشی استفاده می کرد، متهم به بی دینی و لامذهبی می شد... مخالفان به فرمانداری و اداره بهداشت نامه و طومار اعتراض آمیز نوشتند که باید درهای حمام دوشی مهر و موم شود ومردم به حمام خزینه ای بازگردند. حدود سه چهار سال این بحث ها ادامه داشت...  بعدها اغلب مردم و خواص به تدریج پذیرفتند که حمام دوشی از هر جهت ( دینی ، مذهبی ، بهداشتی ،درمانی، اجتماعی، اقتصادی و روانی ) بهتر و مناسب تر از حمام خزینه ای است  و با آن کنار آمدند ، اما تعداد اندکی همچنان به مخالفت خود ادامه دادند و هرگز تسلیم نشدند و در نهایت به رحمت خدا رفتند. یعنی در باور خود چنان متعصب بودند که مزه مزه واستنشاق وغسل با آب کثیف را به آب پاک و زلال ترجیح می دادند». (پایان گزارش آقای اباذری).

عباس جوادی هم گزارشی از اشعار یک شاعر ترک علیه حمام های خزینه آورده و می نویسد: «من خودم حمام های خزینه را ندیده ام. این حمام ها زمان رضا شاه در تهران و شهرهای بزرگ رسما ممنوع شد اما مردم در شهرهای کوچکتر و روستاها تا مدتی هنوز از آن استفاده می کردند تا اینکه همین 40-50 سال قبل دیگر اثری از حمام خزینه نماند. منظور از «خزینه» چیزی بود مثل حوض بزرگ که پر از آب گرم می کردند و مردم می رفتند و آنجا خودشان را می شستند. البته آب اصولا همیشه کثیف بود و منبع پخش انواع و اقسام میکرب ها و شیوع بیماری ها به همه شهر. می توان به راحتی تصور کرد که هرکس که باصطلاح برای نظافت وارد آن آب می شد اوّلا خودش چقدر کثیف و ناپاک و احتمالا مبتلا به امراض پوستی و غیره بود و ثانیا در آن آب چه کار ها که نمی کرد و جمع همه آن کثافات آن همه آدم چه هنگامه ای می شد! شاعر معروف شبستری میرزا علی معجز (1252-1313) که همیشه کمبودهای اجتماعی و خرافات دینی و فرهنگی را به تازیانه شعر طنز آمیز خود می گرفت شعر مفصلی با عنوان «حمام خزینه سی» و با مطلع: « خوروزلار بانلادی ، بورقي چاليندی ، وقت حاجت دور ! / گؤزون آچ دلبريم ، ايت لر هورور ، گؤر نه قيامت دور» نوشت که در آن به سبکی انتقادی اما در عین حال خوش آیند و خنده آور به مشکلات فوری و جدی بهداشتی استحمام در خزینه اشاره کرده، در ضمن از روحانیون انتقاد نموده بود که می گفتند در آن آب «کرّ» باید غسل نمود و  در عین حال پولداران را بخاطر اینکه حاضر نیستند پولی خرج کنند و حمام های «مدرن» یعنی دوش های جداگانه درست کنند به باد تنقید گرفته بود». وی در پایان این یادداشت خود، اشعار ترکی را آورده و آنها را به فارسی هم ترجمه کرده است.

 (https://jahanbook.wordpress.com)

تا اینجا، می توان این نکات را مطرح کرد:

الف: مراجع تقلید و اهل فتوا، به صراحت در این باره مطلبی به عنوان مخالفت با دوش نگفته اند، ب: شماری از علمای طراز اول شهرها، مدافع تغییر خزینه به دوش بوده اند. ج: شماری از روحانیون از قشرهای متوسط به پایین و نیز متشرعین و متدینین، در مواردی به مخالفت با این امر برخاسته اند.

و اما این که صاحبان حمام هم در این زمینه تلاش داشته اند، امری است که به دلایل اقتصادی محتمل است. هم از جهت تغییر کاربری در حمام و هم عدم استقبال متدینین از دوش و رفتن به سمت ایجاد حمام های خانگی. در یک مورد، یکی از علمای قم نقل کردند که وقتی صاحبان حمام در قم، به عنوان اعتراض نزد حاج شیخ عبدالکریم آمدند. یکی از نزدیکان وی، سید فخرالدین جزائری آنها را نزد ایشان هدایت کرد و از آنجا که فرد شوخ مسلکی بود، به طنز گرفت، اینها اعتراض به تخریب خزینه دارند، و می گویند، در این خزینه ها، هنوز ...ش میرزای قمی هست، چرا باید آنها را تخریب کرد.

بالا گرفتن داستان خزینه و دوش در دهه اخیر

در چند سال گذشته، ماجرای خزینه تحت عنوان «جنبش خزینه» برای نشان دادن تمایل سنت گرایان برای مبارزه با تجدد، در مطبوعات و رسانه ها مطرح شد. گفته شده است که اولین بار، حسن روحانی در سال 1393 مطالبی را در باره لوله کشی آب و نیز وضع دوش در حمام ها و مخالفت با آن مطرح کرد. عبارت او این بود: « حسن روحانی، دهم خرداد 1393 در دیدار با کارکنان سازمان حفاظت محیط زیست اشاره مشابهی به ماجرای دوش حمام داشت: «زمانی که بهداشت آمد، مردم فکر می‌کردند تشریفات است. حمام‌هایی را که به صورت خزینه بود، می‌خواستند دوشی کنند، چه بساطی به پا شده بود! عده‌ای می‌گفتند اگر لوله‌کشی شود، نصف دین از بین می‌رود، آن وقتی که در سال‌های 1339 ـ 1340 می‌خواست این تحولات رخ دهد، آغاز دوران طلبگی ما بود. قم هم همان سال 1340  داشتند حمام‌ها را عوض می‌کردند، چه سر و صدایی درست شده بود؟ دو حادثه را ما در قم دیدیم که خیلی مهم بود، یکی مربوط به حمام بود که می‌خواستند آن‌ها را به دوشی تبدیل کنند. بعضی‌ها فکر می‌کردند فاجعه بزرگی می‌خواهد اتفاق بیفتد. دیگری وقتی بود که می‌خواستند ساعت‌های زمستانی، تابستانی را عوض کنند. می‌گفتند این اصلاً برای این است که دین را از بین ببرند». مدتی بعد، خانم داودی این مطلب را در یکی از وبسایت های خارج از ایران نوشت، و برخی تصور کردند که او نخستین بار آن را مطرح کرده است. حسن روحانی بار دیگر در سال 1397 این مطلب را مطرح کرد (ارجاعات اینها، در مقاله ای که با عنوان «منظور روحانی از جنبش خزینه چه بود» در وبسایت تاریخ ایرانی بوده، آمده است). نویسنده این مقاله، با استناد به برخی از مطالبی که مطبوعات آن وقت، در باره خزینه ها و مبارزه با تخریب آنها نوشته اند، سعی کرده است نشان دهد که دامنه ی امر نسبتا گسترده بوده است. طبیعی است که آن شواهد به جای خود باقی است، هرچند چنان که اشاره شد، این وضعیت، اشاره به موضع گیری متدینین عمومی دارد نه فتاوای دینی در رساله های عملیه.

به هر روی اندکی بعد، مدخلی در ویکی پدیا با عنوان جنبش خزینه شکل گرفت و به همین دو مطلب اخیر و برخی مقالات دیگر پرداخت. در این زمینه دو موضع موافق و مخالف در این که اساسا چنین مبارزه ای با دوش بوده است یا نه صورت گرفت و مقالات و یادداشت های متعددی نوشته شد که با سرچ در اینترنت می توان شماری از آنها را بدست آورد. یکی از موارد نقد را می توان در لینک زیر مشاهده کرد:

http://ganjinehardestan.blogfa.com/1396/03

در واقع، این بحث، تبدیل به یک بحث سیاس ی بین جناح های فکری موجود در جامعه شد. یک گروه از اساس آن را انکار و گروهی شواهدی برای تأیید آن آورده اند.

(بخش از کتاب «از شیطان تا میکروب» رسول جعفریان، قم، مورخ، 1398)

beYYB1569697561.jpg

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

نخستین دایرة‌المعارف شیعه

رسول جعفریان

مجالس المومنین اثر قاضی شهید نورالله شوشتری بدون شک، نخستین دایرة‌المعارف شیعی، و یا نخستین تاریخ تش

تاریخ مختصر اما جامع مدینه منوره از سال 1037 ق

نا معلوم

یک دوره تاریخ شهر مدینه منوره از حوالی چهارصد سال پیش که به اختصار اما کامل توسط یکی از علما اهل سنت

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

اشعاری در باره راه حج از ابوهاشم!

رسول جعفریان

در میان یک مجموعه شعر هجو، اشعاری در باره راه حج آمده که گرچه سبک و گاه با استفاده از کلمات نازیباست

سید محمدعلی مبارکه ای و اسلام خالص

رسول جعفریان

کتابچه اسلام خالص، اثری از سید محمدعلی مبارکه ای (م 1325ش) است، یک منبری پرکار و نویسنده که در باره