۱۱۴
۰
۱۳۹۸/۰۶/۱۴

پانزده خوابی که ملافرج الله میاندوآبی دیده است

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

شخصی به نام ملافرج الله، در پشت یک نسخه خطی، پانزده مورد از خواب هایی را که دیده، و بیشتر مربوط به سالهای 1237 تا 1239 ق است، نوشته و این متن آن خواب هاست.

نسخه ای به شماره 16892 با عنوان شعشعه ذوالفقار و رسائلی دیگر در مجلس هست که در صفحات آغازین آن، شخصی که لابد مالک نسخه بوده، تعدادی از خواب های خود را نوشته است. از این یادداشت ها چنین بر می آید که نامش ملافرج الله و روضه خوان بوده است. یک بار هم ملافرج الله بن حسنیه بانو، خود را نامیده است. بیشتر تاریخ این خوابها  سالهای 1237، 1238 و 1239 است. اما در یک مورد، 1216 [ظاهرا] و موردی هم 1242 ق است. محتوای آنها جنبه مذهبی و بیشتر تأکید بر اشاراتی دارد که به او یا دیگری گفته می شود که عمر طولانی خواهد کرد یا حتی تعداد سالهای باقی مانده عمر او را بیان می کند. در موارد دیگر هم عنایاتی به او شده اما تقریبا هیچ کدام بد نیتسند. وی در بیشتر این خوابها، پیغمبر، امام علی، امام حسین و در برخی دیگر «شخصی» را به خواب دیده است که این نکات را به او می گوید. یک بار هم مطالبی روی چوبی به عربی و فارسی و ترکی نوشته شده بوده است. در برخی از موارد از این خوابها، کلماتی محو شده و ناخواناست و یک مورد هم تقریبا اکثر آن محو شده است. مواردی هم هست که با تردید خوانده و علامت تعجب گذاشته ام. یک بار از شهر میاندوآب یاد شده که روشن نیست همان شهر زندگی می کرده یا جایی در نزدیکی آن. به هر حال، حتما در آنجا رفت و آمد داشته است. یک باره هم از روستای قره کلیک که منبر می رفته یاد شده است. می دانیم که در ادبیات آن دوره، خواب دیدن را با تعبیر «در واقعه دیدم» بیان می کنند. عمده نگرانی ها مرگ، بحث طول عمر، سلامتی و خوف از آمدن مرض، و عاقبت بخیری است.

 

  1. شوریده ای به من گفت که ملا رفیع بعد از یک سال می آید، و آن شب، شب هفدهم شهر جمادی الاخر بود. نیز همان شب تعبیر کردند که یکسال شش ماه است، والله اعلم و رسوله، کان ذالک فی 17 شهر جمادی الاخر 1238
  2. [.... یک مورد خواب که تقریبا محو شده ...] و کان ذلک فی 25 شهر شعبان 1242
  3. در شب بیست و دوم جمادی الاخر در واقعه دیدم که شخص امینی از زبان جناب علی علیه السلام به من گفت که، علی علیه السلام فرمود که، دو دفعه احوال وی را، یعنی ملا فرج الله  را به من عرضه داشتند و در دفعه سوم فانا نفتح لک بابک. این کلام درربار آن، کان کرم صاحب ذوالفقار است. سنه 1238
  4. در ایام طفولیت یعنی در اول جوانی به وجه «یا رسول الله» را فکر کردم. شبی در واقعه دیدم که در قصبه میانداب هستم و جناب محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) در آنجاست ناگاه دیدم سیدی یک براتی به من آورده بداد. من پرسیدم که این چه چیز است؟ گفت: این برات جمیع مطلبهای توست که حضرت کرم فرمود، اللهم صل علی محمد و آل محمد.
  5. شب بیست و یکم ربیع الاول بود در وقت طلوع صبح گوینده ای در واقعه به من گفت که نوزده روز به معرفت [معرفی؟] تو مانده است و کان ذلک فی 21 شهر ربیع الاول سنه 1216
  6. و در روز سیزدهم شوال المکرم بعد از تعقیبات نماز صبح به خواب رفتم. در عالم رویا دیدم که جناب خاتم انبیا به من التفات نموده فرمود که تو در دنیا کام ندیده ای. بسیار عمر می کنی، بسیار عمر می کنی، بسیار عمر می کنی.
  7. بعد از آن هاتفی به من تعبیر کرده در اثنای آن حال، یعنی در آن واقعه فرمود که تعبیر  «بسیار عمر می کنی» سی سال است، و سه سی سال را جمع می کنی نود سال می شود، و در آن حال از عمر حقیر سی سال گذشته بود البته، و کان ذالک فی هذه السنه 1237 جناب باری هم را عمر طبیعی کرامت فرماید. بمحمد و آل محمد اللهم صل علی محمد و آل محمد و العن اعداء محمد و آل محمد.
  8. و نیز در شب شنبه که شب بیست و نهم ربیع الاول بود در خواب دیدم که به شخصی نقل می کنم که جناب پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ مرا فرمود که عمر تو طویل است و کامرانی می کنی و مرضی و آزاری بر بدن تو نرسد. اللهم صل علی محمد و آل محمد، و تفضل علینا بمحمد و آله الطاهرین. فی 29 ربیع الاول سنه 1238
  9. ظاهرا در شب یازدهم ربیع الاول سنه 1237 در عالم رؤیا شخصی به من گفت که از من دیوانه درست خبر[!] که از عمر تو نه سال باقی مانده است. بعد از آن هاتفی گفت که هر سال آن نه سال، ده سال است، و در آن حال از عمر حقیر سی سال یا چیزی زیاده گذشته بود. والله اعلم بالصواب.
  10. در شب سه شنبه که شب دوازدهم جمادی الاولی بود در عالم رؤیا دیدم که بنت عمم مریض است. طبیبی نبض او را گرفت، و گفت: از عمر تو پنج سال باقی مانده است. من گفتم: باری پانزده سال می گفتی که تا او مخوف و ترسان نشدی. والله اعلم و رسوله سنه 1237
  11. در پنجم ماه رجب المرجب که شب جمعه بود، در خواب دیدم که سگ سیاهی آمد می خواست که مرا ...  فی الحال از جا برخاستم.
  12. در شب نهم ماه شعبان تخمینا یک ساعت یا چیزی کم به صبح مانده بود که گوینده ای در خواب گفت که ملا فرج الله دو بار مریض شود و شفا یابد، و در دفعه سوم نیز به مرض ظهیر مبتلا شود و از دنیا خواهد رفت. سنه 1237 . اللهم سهّل لنا سکرات الموت، و ارحمنا برحمتک یا ارحم الراحمین بمحمد و آله الطاهرین.
  13. و نیز شبی در واقعه دیدم که دو چوب به من نمودند که در آن دو، مدح بنده و آنچه بر سر من خواهد آمد نوشته بودند، اما چیزی که غیر از مدح و خیر بنده باشد در آن دو چوب نبود، و دو سه فقره آن نوشته به خاطرم ماند این بود که ملا فرج الله ابن حسنیه بانو، چنین و چنان شخصی خواهد شد. و دیدم در آن دو چوب به عربی نوشته که صادق فی القول و البیان، و به فارسی نوشته که دشمن او خایف و نا امید خواهد شد و در آخر در ... خواهد شد و به ترکی نوشته و ... لسان غیب ... ... و کان ذالک فی جمادی الاول سنه 1238
  14. سالی در ماه محرم چیزی به دست حقیر نیامد. در روز جمعه در مسجد قره کلیک مرثیه خواندم و از برای مطلبی دعا کردم. همان شب که شب شنبه باشد حضرت امام حسین علیه السلام را در خواب دیدم که به من یک آبی کرم نموده بداد و گوینده ای در آن دم به من منت نهاده گفت که، حضرت به هیچ کس از مرثیه خوانان گذشته این آب را نداده بود که به تو داد. قد أری ذلک فی جمادی الاولی سنه 1239
  15. و نیز در همان ماه یا در جمادی الاخر و در همان سال شبی در خواب دیدم که شخصی به پیش من در اثنای راه آمده با بشاشت گفت: ملا فرج الله! تو در اینجا چه می کنی که من تو را در کربلا در روضه حضرت امام حسین علیه السلام دیدم که حضرت در روضه خود بود؛ یعنی به روضه خود توجه نموده بود، و تو را کمر بسته ساخت. قد أری ذلک فی جمادی الاولی سنه 1239

 

cyKAa1567705783.PNG

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

چه عواملی سبب خشک شدن ریشه های تفکر در میان مسلمانان شده است؟

رسول جعفریان

هر دوره ای از ادوار تمدنی را در محدوده وسیع دنیای اسلام از نظر اندیشه مرور می کنیم، شاهد نوعی ذهن و

از نسل ناسخ التواریخ تا نسل نور السیره

رسول جعفریان

نسل ناسخ التواریخ، یک نسل ویژه در نگارش و درک تاریخ اسلام است، و نسل نورالسیره نسلی است که از منابع

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

نکاتی در باره میراث مکتوب عاشورا

رسول جعفریان

گزارش سخنرانی بنده با همین عنوان در خانه اندیشمندان علوم انسانی در شب هشتم محرم (16 شهریور 1398) اس

از دانش تا شبه دانش در تمدن مسلمانی

رسول جعفریان

شماری از شبه دانشها در تمدن مسلمانی بوده و هست که نقش موثری در کاهش تأثیر مفهوم علم و ایجاد ممانعت ب