پنجشنبه 18 شهریور 1389 , 30 رمضان 1431 , 9 سپتامبر 2010
بازديدها:
عبارت:
 
محمد ميرزا مهندس و نگارش کتابي در جغرافياي مدينه منوره در سال 1292 ق
 رسول جعفريان
تاريخ انتشار روي سايت: 4 مهر 88
تعداد بازديدها: 899

وي از تحصيل کرده هاي دارالفنون است که سال 1292 ق به حج رفت و کتابچه اي در جغرافياي مدينه منوره نگاشت.

  نسخه چاپي   ارسال به دوستان
  بازگشت به فهرست مطالب

 

 

 

 

 

در باره محمد میرزا مهندس

محمدمیرزا مهندس فرزند محمود خان قاجار از تحصیل کردگان دارالفنون و عالمان جغرافی‌دان و مهندس عصر ناصری بوده و آثاری از خود برجای گذاشته است. وی در مقدمۀ همین رساله، اشارهای به تخصص خود در کارهای مهندسی و جغرافیا و نیز آشنایی با زبان‌های فرنگی کرده است: «چون فدوی از اوّل ایام صبوت الی زمان رشادت، مکنون ضمیرم فهم لغات السنۀ امم و درک معانی صحیحه خطوط و ارباب قلم می‌بود تا به تعلیم صاحبان ادب و فرهنگ از زبان ترک و تاجیک و عرب و بعض السنۀ بلاد فرنگ بر حسب استعداد خود مایه گرفته، پس به یاد گرفتنِِ علوم ریاضی و هندسی و غیره شتافته تا بعون الله از آن علوم مدت بیست سال مهما امکن طرفی بربسته، بعد از اتمام درس و تحصیل الی یومنا هذا، بیست سال متوالی است که برای ساختن قلاع و نقشهکشی و ساختن راه و پل و طراحی باستیان و اردوزنی و سیاحت و زیارت به ولایات و سرحدات آذربایجان و گیلان استراباد و گرگان و مازندران و عراق عجم و عراق عجم و قفقاز و اسلامبول و مصر و بیت ‌الرسول (ص) و مسقط و بنادر فارس و بصره و غیره مأمور بوده، و روزنامه و نقشه مفصّل همۀ ولایات مذکوره را برداشته و به قدر قوّه، انجام قلعهجات سرّحدی و راه‌سازی و غیره را انجام داده که همۀ ترجمه و تحریر و و تألیف نموده.»

همانگونه خود اشاره کرده کار مهندسی و نقشه کشی بوده و به همین دلیل به شهرهای زیادی سفر کرده است. او گزارش برخی از این مسافرتها را نیز نگاشته که نسخۀ برخی از آنها موجود است. از آن جمله است: جغرافیای عراق عرب و عجم (نسخۀ شماره 706 ملک، فهرست 2/183)؛ جغرافیای رودبار قصران (نسخۀ شماره  702 ملک، فهرست 2/182)؛ جغرافیای آذربایجان (نسخۀ شمارۀ 1379، فهرست2/18)؛ اهرام مصر (نسخۀ شمارۀ 703، فهرست 2/46). کتاب اخیر با عنوان راپورت سیاحت مصر به کوشش خانم اکرم حسن آبادی (دانشگاه آزاد، واحد قوچان، 1387) چاپ شده است.

سفرنامه مشهد او نیز در اختیار آقای روشنی بوده و زمانی مشغول چاپ آن بوده‌اند. چه شده، آگاهی ندارم.

 

کتاب تاریخ جزیرة العرب مؤلف

از جمله آثار وی که در چند مورد در همین رسالۀ حاضر از آن یاد شده اثری است که دربارۀ جغرافیایی عربستان داشته و در همین رساله مکرر از آن یاد کرده است. وی در جایی در باره آن می‌نویسد:« دو سال اوقات خود را مصروف داشته، کتابی در جغرافیا و تاریخ عرب بیت الله و بیت الرسول که قبلۀ مسلمانان است به رشته تحریر درآورده تا همه مسلمانان بهره‌مند گردند».

و در جای دیگر با اشاره به آن که شرح حال رجال معروف مدینه را در جای دیگر آورده میگوید:« ذکر احوالات و تعریف هر کدام در کتاب مبسوط جغرافیای عربستان که تألیف نموده‏ام مذکور داشته».

از اثر یاد شده با این تفضیل سراغی نداریم، جز آن که در کتابخانه ملک کتابی با عنوان تعریف البلاد العربیه موجود است که تنها 55 برگ دارد (شمارۀ 706، فهرست 2/155). مؤلف در رسالۀ حاضر گفته است که آن کتاب را پس از ملاحظه شاه به طبع خواهد رساند. با ملاحظۀ نسخۀ مزبور معلوم شد که اثر مزبور گر چه آگاهی‌هایی نسبتاً مفیدی دارد، اما از طرف مؤلف به انجام نرسیده است. از آنجا که نسخههای اصل آثار این مؤلف در کتابخانۀ ملک است می‌توان استظهار کرد که در جای دیگری نسخۀ کاملی از این اثر وجود ندارد.

مؤلف در مقدمه همان کتاب شرحی از زندگی خود داده که ذکر آن برای شناخت بهتر وی مفید مینماید:

«چون مدتی که به خاطر فاطر میرسید که اوقاتی مصروف داشته کتابی در احوالات عربستان و بیت الله الحرام بنگاشته، لیکن ابواب فتوحم مغلق و ظهور اندیشهام همچنان معوّق میبود تا در این اوقات سعادت آیات که ماه فلک ایوان جوزا غلام حضرت مظفرالدین میرزا، ولیعهد دولت ابد مدت گردون احتشام که به حکمرانی آذربایجان اشتغال داشته و سرکار ذوی الاقتدار نوّاب اشرف ارفع والا شاهزاده طهماسب مسند مؤیّد الدوله که مربّی آن حضرت و نیز درصدد تربیت اهل علوم و صناعت و تقویت انتشار انتظامات و رسوم میباشند چون این بندۀ ذلیل محتاج به عفو ربّ جلیل محمد مهندس ابن محمود قاجار همواره از اوّل ایام صبوت الی زمان رشادت مکنون ضمیرم فهم لغات و السنۀ امم و درک معانی صحیح خطوط و ارباب قلم میبود، همچنان دیگ استعدادم در جوش و صحبت اصحاب هوشم در گوش تا به تعلیم صاحبان ادب و فرهنگ از زبان عرب و بعضی السنۀ بلاد فرنگ برحسب استعداد خود مایه گرفته، پس به یاد گرفتن علوم مهندسی شتافته تا بعون الله ... در این اوقات، این کتاب مختصر مفید را در ذکر جغرافیای دیار عرب و مکه معظّمه که محل تولّد حضرت خیرالبشر محمّدبن عبدالله – صلّی الله علیه و آله و سلم- است به رشته تحریر درآورده که حاجیان و سایر مسلمانان بهره‌مند گردند. منظور بیان مطلب و خبر است نه اظهار فضل و هنر، بحمدالله و المنّه کتابی شد مفید از برای اهل ادب و مسمّی به تعریف بلاد العرب.»

به احتمال اشاره دیگر او نیز در باره نگارش تاریخ حکام جزیره العرب باید اشاره به همان کتاب باشد آنجا که می‌نویسد: « الحاصل در اين جزيرة العرب حكوماتش از امراء و شرفاء و مشايخ متعدد است كه بعضي مستقل و بعضي تابع دولت عثماني بوده و تفصيل احوال ملوك و غيره‌اش در كتاب ديگري كه بندة درگاه، تأليف نموده مفصلاً و مشروحاً مسطور است، ان شاء الله عمري مي‌باشد، بعد به طبع خواهد رسيد».

 

در باره رسالة الوجیزه

رسالۀ حاضر با عنوان الوجیزه فی تعریف المدینه اثر جالب دیگر اوست که یادداشت‌های آن را در سفرش به مدینه در سال 1292 تهیه و در سال 1294 تحریر کرده است.

وی در جایی از این رساله می‏گوید که در سال 1292 به سفر حج مشرّف گردیده است. در جایی دیگری با اشاره به آن که نقشهای از مسجدالنّبی را به قلم خود کشیده میگوید: «که این بندۀ درگاه موافق نقشهای که خود کشیده قلمی میدارد، ان شاء الله عن قریب عکس نقشه خود را به جمیع ممالک اسلام و غیره فرستاده که زینت کتابها و عمارتها و معابد گردد که هیئت مرقد مطهر و مسجد شریف که محل نزول ملائکه است همیشه در نظرها باشد و در همه جا زیارت نمایند و دعا به دوام اعلیحضرت ولی نعمت کلّ ممالک ایران نمایند که این سرمشق از آن حضرت آموخته شد و رسید، زیرا که در روز چهارشنبه نوزدهم شهر شوال المعظم هزار و دویست و نود و چهار (1294) همین نقشه با نقشههای دیگرِ عربستان و غیره با روزنامه که در سفر بیت الله کشیده و نوشته بود خواسته در ییلاق سلطنت آباد شمیران شرفیاب حضور مبارک گردیده، پس از آن که نقشه‌ها و روزنامه از لحاظ انور گذشت، به جناب امین السلطان امر فرمودند که دو قطعه از آن نقشه‌ها را که یکی همان مسجد الرسول و دیگری نقشه از بندر ینبع الی مدینه منوّره را که شش منزل مسافت است، در میان قاب و پشت آئینه بزرگ بگذارند که همیشه در نظر مبارک باشد.»

برخی از آگاهی‌های وی در این رساله جالب توجه است، از آن جمله اشاراتی است که به سلطان عبدالمجید عثمانی و خدمات وی در آبادی مسجد نبوی و برخی از اماکن دیگر دارد. در جایی می‌نویسد: «در صحن مسجد هم در بالای استوان‌ها اسامی عشره مبشره و ائمه اثنی عشر و حمزه و عباس را در روی سنگ با آب طلا نوشته­اند و هیچ متعرّض اسم معاویه خال المؤمنین نشده است که اسم او هم نوشته شده باشد».

تلاش وی برای کشیدن نقشه‌هایی راه ینبع تا مدینه و همین طور مسجد نبوی، باید تلاشی منحصر به فرد در آن زمان بوده باشد، نقشه‌هایی که ناصرالدین شاه از امین السلطان خواسته است تا آنها را قاب گرفته در جایی نصب کند. اکنون از این نقشه‌ها و این که گرفتار چه سرنوشتی شده است، آگاهی نداریم. وی در باره شمار ستون‌های مسجد نبوی می‌نویسد: «اکنون تمام اسطوانه­های روضه و حرم مبارک و اطراف صحن مطهّر با نصف ستون‌ها مربّع دیوارها، زیاده از سیصد و پنجاه ستون است، چنانچه گفتیم محققاً از روی نقشه معلوم می­شود».

وی ضمن شرحی که از برخی از مساجد و آثار تاریخی اطراف مدینه به دست می‌دهد از این که نسبت به آنها بی‌توجهی شده و آن آثار رو به تخریب است، اظهار ناراحتی کرده می‌نویسد: « صد هزار افسوس دارد از همچو مساجد و اماكن شريفه كه محل نزول ملائكه و قرآن و معبد حضرت پيغمبر آخرالزمان بوده، اعراب آن قدر تغافل نموده و همه را خراب كرده‌اند و در آباديش به هيچ‌وجه كوشش و سعي نمي‌نمايند كه عن قريب منهدم خواهد شد».

 

محمد میرزا مهندس و فرهاد میرزا

مهندس ما از همراهی خود با شاهزاده معتمدالدوله فرهاد میرزا یاد کرده در جایی می‌نویسد: «چون بنده درگاه در اين مساجد شريف به همراهي نواب والا شاهزاده حاجي معتمدالدوله رفته و نماز خوانده، هميشه اين محبّت را كه فرمودند در نظرم دارم».

وی در مورد دیگری از این رساله اظهار میدارد که او در سال 1292 به همراه شاهزاده معتمدالدوله به سفر رفته و نماز خوانده، همیشه این محبت را که فرمودهاند در نظر دارم.»

باید یادآور شد که سفرنامه مکه معروف فرهاد میرزا نیز مربوط به همان سفر سال 1292 – 1293 است. مهندس در جایی از همین «وجیزه» می‌نویسد: چنانچه هنگامي كه بنده درگاه عالم پناه در مدينة منوّره مشرّف بوده در اوّل جدي هزار و دويست و نود دو هجري، شاهزاده حاجي معتمدالدوله امتحان فرموده بودند، اوّل جدي آفتاب يك ساعت و بيست و هشت دقيقه از دسته گذشته بر كوه احد و وعير و كامير تابيد و بعد از چهار دقيقه بر منارهاي حرم مبارك طالع شد».

فرهاد میرزا در سفرنامه خود در وقت بازدید از اهرام مصر می‌نویسد: «روز دوشنبه بیست و نهم شوال: به تماشای اهرام رفتیم. به ده باشی اصغر گفتم: باید به شهر بروی، هر جا که باشد محمد میرزای مهندس را پیدا کنی و بیاوری.»

و در ادامه می‌نویسد: «وقتی که دراهرام به عمارت خدیو برای صرف نهار برگشتم محمد میرزا را دیدم که ده باشی در شهر [اورا] پیدا کرده [و] به عمارت نزهت آورده است. به یکی از درشکه‌ها ـ که برای عمله‌جات حاضر کرده تا هر وقت به شهر بروند معطّل نباشند ـ  او را سوار کرده با قراول به اهرام فرستاده است. معلوم شد که دیشب از اسکندریه آمده است. گفتم: «دیدن اهرام بهتر از خوردن طعام است.» [و] به حسن پاشا گفتم: «چهار نفر عرب به دست او [بده] که در صعود و نزول و عروج و خروج همراه او باشند.» [محمد میرزا ] سال‌ها در دارالفنون زحمت کشیده. وقت مراجعت ان شاء الله از افادات هندسی ارمغانی ببرد».

 

 

نسخه ها

از این رساله دو نسخه یکی به شمارۀ 2480 در کتابخانۀ آیت الله مرعشی و دیگری نسخۀ شماره 697 در کتابخانۀ ملک وجود دارد که حقیر در سال 1373 ش بر اساس آن دو نسخه رساله یاد شده را در کتاب بسوی ام القری (نشر مشعر) چاپ کردم.

دربارۀ اهمِیّت این رساله باید گفت: از آنجا که عمدۀ مطالب آن مشاهدات شخصی مؤلف بوده، بسیار مغتنم است. تکاپوی مؤلف ما برای نگارش این اثر، باید در عصر جدید، یکی از نخستین کارهای پژوهشی از نوع میدانی آن برای شناخت مدینه به شمار آید.