۲۲۸
۰
۱۳۹۹/۰۷/۱۷

مروری بر مسأله اربعین امام حسین علیه السلام

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

نویسنده ضمن پذیرفتن این که سنت اربعین، سنت مقبولی در جامعه شیعه بوده است، ماجرای بازگشت اسرا را به کربلا غیر تاریخی خوانده و بر آنچه در این باره گفته شده مرور کرده است.

اربعین امام حسین (ع)

اعتبار اربعين امام حسين(ع) از قديم الايام ميان شيعيان و در تقويم تاريخى وفاداران به امام حسين(ع) شناخته شده بوده است. كتاب مصباح المتهجد شيخ طوسى كه حاصل گزينش دقيق و انتخاب معقول شيخ طوسى از روايات فراوان درباره تقويم مورد نظر شيعه درباره ايام سوگ و شادى و دعا و روزه و عبادت است، ذيل ماه «صفر» می‌نويسد: نخستين روز اين ماه (از سال 121)، روز كشته شدن زيد بن علی بن الحسين است. روز سوم اين ماه از سال 64 روزى است كه مسلم بن عقبه پرده كعبه را آتش زد و به ديوارهاى آن سنگ پرتاب نمود در حالی كه به نمايندگى از يزيد با عبداللّه بن زبير در نبرد بود. در روز 20 صفر ـ يعنى اربعين ـ زمانى است كه حرم امام حسين(ع) يعنى كاروان اسرا، از شام به مدينه مراجعت كردند، و روزى است كه جابر بن عبداللّه بن حرام انصارى، صحابى رسول خدا(ص)، از مدينه به كربلا رسيد تا به زيارت قبر امام حسين(ع) بشتابد و او نخستين كسى است از مردمان كه قبر آن حضرت را زيارت كرد. در اين روز زيارت امام حسين(ع) مستحب است و اين زيارت، همانا خواندن زيارت اربعين است كه از امام عسكرى(ع) روايت شده كه فرمود: علامات مؤمن پنج تاست: خواندن 51 ركعت نماز در شبانه روز ـ نمازهاى واجب و نافله و نماز و شب ـ به دست كردن انگشترى در دست راست، پیشانی بر خاک نهاده، و بلند خواندن بسم اللّه الرحمن الرحيم در نماز ظهر و عصر.

شيخ طوسى سپس متن زيارت اربعين را با سند به نقل از حضرت صادق(ع) آورده است: السلام علی ولیّ اللّه و حبيبه، السلام علی خليل اللّه و نجيبه، السلام علی صفی اللّه و ابن صفيه ...

اين مطلبى است كه شيخ طوسى، عالم فرهيخته و معتبر و معقول شيعه در قرن پنجم درباره اربعين آورده است. طبعاً بر اساس اعتبارى كه اين روز ميان شيعيان داشته است، از همان آغاز كه تاريخش معلوم نيست، شيعيان به حرمت آن، زيارت اربعين می‌خوانده‌اند و اگر می‌توانسته‌اند مانند جابر بر مزار امام حسين(ع) گرد آمده و آن امام را زيارت می‌كردند. اين سنت تا به امروز در عراق با قوت برپاست.

در اينجا و در ارتباط با اربعين چند نكته را بايد توضيح داد.

عدد چهل

نخستين مسأله‌ای كه در ارتباط با «اربعين» جلب توجه می‌كند، تعبير اربعين در متون دينى است. ابتدا بايد نكته‌ای را به عنوان مقدمه يادآور شويم:

اصولاً بايد توجه داشت كه در نگرش صحيح دينى، اعداد نقش خاصی به لحاظ عدد بودن، در القاى معنا و منظورى خاص ندارند؛ به اين صورت كه كسى نمی‌تواند به صرف اين كه در فلان مورد يا موارد، عدد هفت يا دوازده يا چهل يا هفتاد به كار رفته، استنباط و استنتاج خاصی داشته باشد. اين يادآورى، از آن روست كه برخى از فرقه‌های مذهبى، به‌ويژه آنها كه تمايلات «باطنى‌گرى» داشته يا دارند و گاه و بيگاه خود را به شيعه نيز منسوب می‌كرده‌اند، و نيز برخى از شبه فيلسوفان متأثر از انديشه‌های انحرافی و باطنى و اسماعيلی، مروج چنين انديشه‌ای درباره اعداد يا نوع حروف بوده و هستند.

در واقع، بسيارى از اعدادى كه در نقل‌هاى دینى آمده، می‌تواند بر اساس یک محاسبه الهى باشد، اما اين كه اين عدد در موارد ديگرى هم كاربرد دارد و بدون يک مستند دينى می‌توان از آن در ساير موارد استفاده كرد، قابل قبول نيست. به عنوان نمونه، در دهها مورد در کتاب‌هاى دعا، عدد صد به کار رفته كه فلان ذكر را صد مرتبه بگوييد، اما اين دليل بر تقدس عدد صد به عنوان صد نمی‌شود. سایر عددها نیز همین طور است. به نظر می‌رسد جاذبه‌های خاصی نسبت به برخی از اعداد در میان مردم عادی سبب شده است تا اين اعداد طى روزگاران، صورت تقدس به خود گرفته و گاه سوء استفاده‌هایی هم از آنها می‌شود.

تنها چيزى كه درباره برخى از اين اعداد می‌شود گفت آن است كه نشانه كثرت است. به عنوان مثال، درباره هفت چنين اظهار نظرى شده است. بيش از اين هرچه گفته شود، نمی‌توان به عنوان يک استدلال به آن نظر كرد.

مرحوم اربلی، از علماى بزرگ اماميه، در كتاب كشف الغمه فی معرفة الائمة در برابر كسانى كه به تقدس عدد دوازده و بروج دوازده گانه براى اثبات امامت ائمه اطهار(ع) استناد كرده‌اند، اظهار می‌دارد، اين مسأله نمی‌تواند چيزى را ثابت كند؛ چرا كه اگر چنين باشد، اسماعيليان يا هفت امامى‌ها، می‌توانند دهها شاهد ـ مثل هفت آسمان ـ ارائه دهند كه عدد هفت مقدس است، كما اينكه اين كار را كرده‌اند.

عدد اربعین در متون دینی

يكى از تعبيرهاى رايج عددى، تعبير اربعين است كه در بسيارى از موارد به كار رفته است. يک نمونه آن كه سنّ رسول خدا(ص) در زمان مبعوث شدن، چهل بوده است. گفته شده كه عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فكرى است. گفتنى است كه برخى از انبياء در سنين كودكى به نبوّت رسيده‌اند. از ابن عباس (گويا به نقل از پيامبر(ص) نقل شده كه اگر كسى چهل ساله شد و خيرش بر شرش غلبه نكرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلی آمده است كه، مردمان طالب دنيايند تا چهل سالشان شود، پس از آن در پى آخرت خواهند رفت.[1]

در قرآن آمده است «ميقات» موسى با پروردگارش در طى چهل روز حاصل شده است: «وَ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» [اعراف: 42] در نقل است كه، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روى كوه صفا در حال سجده بود.[2] درباره بنى اسرائيل هم آمده كه براى استجابت دعاى خود چهل شبانه روز ناله و ضجّه می‌كردند.[3] در نقلى آمده است كه اگر كسى چهل روز خالص براى خدا باشد، خداوند او را در دنيا زاهد كرده و راه و چاه زندگى را به او می‌آموزد و حكمت را در قلب و زبانش جارى می‌كند. بدين مضمون روايات فراوانى وجود دارد. چله نشينى صوفيان هم درست يا غلط، از همين بابت بوده است. علامه مجلسى در اين باره كه برگرفتن چهل نشينى از حديث مزبور نادرست است در «بحار» به تفصيل سخن گفته است. اعتبار حفظ چهل حديث كه در روايات فراوان ديگر آمده، سبب تأليف صدها اثر با عنوان اربعين در انتخاب چهل حديث و شرح و بسط آنها شده است. در اين نقل‌ها آمده است كه اگر كسى از امّت من، چهل حديث حفظ كند كه در امر دينش از آنها بهره برد، خداوند در روز قيامت او را فقيه و عالم محشور خواهد كرد. در نقل ديگرى آمده است كه اميرمؤمنان(ع) فرمودند: اگر چهل مرد با من بيعت مى‌كردند، در برابر دشمنانم مى‌ايستادم.[4] مرحوم كفعمى نوشته است: زمين از يک قطب، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجيب، هيچ‌گاه خالى نمى‌شود.[5]

درباره نطفه هم تصور بر اين بوده كه بعد از چهل روز عَلَقه می‌شود. همين عدد در تحولات بعدى علقه به مُضْغه تا تولد در نقل‌هاى كهن به كار رفته است، گويى كه عدد چهل مبدأ يک تحول دانسته شده است.

در روايت است كه كسى كه شرابخوارى كند، نمازش تا چهل روز قبول نمی‌شود. و نيز در روايت است كه كسى كه چهل روز گوشت نخورد، خلقش تند می‌شود. نيز در روايت است كه كسى كه چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قبلش را نورانى می‌كند. نيز رسول خدا(ص) فرمود: كسى كه لقمه حرامى بخورد، تا چهل روز دعايش مستجاب نمی‌شود.[6] اينها نمونه‌ای از نقل‌هايى بود كه عدد اربعين در آنها به كار رفته است.

اربعین امام حسین علیه السلام

بايد ديد در كهن‌ترین متون مذهبى ما، از «اربعين» چگونه ياد شده است. به عبارت ديگر دليل برزگداشت اربعين چيست؟ چنان كه گذشت، مهمترين نكته درباره اربعين، روايت امام عسكرى(ع) است. حضرت در روايتى كه در منابع مختلف از ايشان نقل شده فرموده‌اند: نشانه‌های مؤمن پنج چيز است: 1 ـ خواندن پنجاه و يک ركعت نماز (17 ركعت نماز واجب + 11 نماز شب + 23 نوافل) 2 ـ زيارت اربعين 3 ـ انگشترى در دست راست 4 ـ صورت بر خاک نهادن «تعفیر الجبین» 5 ـ بلند خواندن بسم اللّه در نماز.

اين حديث تنها مدرک معتبرى است كه جداى از خود زيارت اربعين كه در منابع دعايى آمده، به اربعين امام حسين(ع) و بزرگداشت آن روز تصريح كرده است.

منشأ اربعين چيست؟ در این باره دو مسأله مطرح شده است:

نخست روزى كه اسراى كربلا از شام به مدينه مراجعت كردند.

دوم روزى كه جابر بن عبداللّه انصارى، صحابى پيامبر خدا(ص) از مدينه به كربلا وارد شد تا قبر اباعبداللّه الحسين(ع) را زيارت كند. شيخ مفيد در مسارالشيعه كه در ايام مواليد و وفيات ائمه اطهار: است، اشاره به روز اربعين كرده و نوشته است: اين روزى است كه حرم امام حسين(ع)، از شام به سوى مدينه مراجعت كردند. نيز روزى است كه جابر بن عبداللّه براى زيارت امام حسين(ع) وارد كربلا شد.

كهن‌ترین كتاب دعايى مفصل موجود، كتاب مصباح المتهجّد شيخ طوسى از شاگردان شيخ مفيد است كه ايشان هم همين مطلب را آورده است. شيخ طوسى پس از ياد از اين كه روز نخست ماه صفر روز شهادت زيد بن علی بن الحسين(ع) و روز سوم ماه صفر، روز آتش زدن كعبه توسط سپاه شام در سال 64 هجرى است، می‌نويسد: بيستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه كربلا) روزى است كه حرم سيد ما اباعبداللّه الحسين از شام به مدينه مراجعت كرد و نيز روزى است كه جابر بن عبداللّه انصارى، صحابى رسول خدا(ص) از مدينه وارد كربلا شد تا قبر حضرت را زيارت كند. او نخستين كس از مردمان بود كه امام حسين(ع) را زيارت كرد. در چنين روزى زيارت آن حضرت مستحب است و آن زيارت اربعين است.[7] در همانجا آمده است كه وقت خواندن زيارت اربعين، هنگامى است كه روز بالا آمده است.

در كتاب نزهة الزاهد هم كه در قرن ششم هجرى تأليف شده، آمده: در بيستم اين ماه بود كه حرم محترم حسين از شام به مدينه آمدند.[8]

این مطلب در ترجمه فارسى فتوح ابن اعثم[9] و كتاب مصباح كفعمى، از متون دعايى بسيار مهم قرن نهم هجرى، آمده است.

برخى استظهار كرده‌اند كه عبارت شيخ مفيد و شيخ طوسى، بر آن است كه روز اربعين، روزى است كه اسرا از شام به مقصد مدينه خارج شدند نه آن كه در آن روز به مدينه رسيدند.[10] به هر روى، زيارت اربعين از زيارت‌های مورد وثوق امام حسين(ع) است كه از لحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است.

ذکر تعبیر وقت خروج اسرا از شام در این روایت، و نام برده شدن از کربلا برای زیارت جابر، می‌توانسته منشأ این توهم شده باشد که گویی اسرا به کربلا مراجعت کردند. این نکته‌ای است که باید قدری به آن پرداخت.

در ضمن منابع چندی، از روز اول صفر، به عنوان روزی که سر امام حسین(ع) وارد دمشق شده یاد کرده‌اند. (نفس المهموم، ص 341 از آثار الباقیه، ص 331 چاپ متن عربی ایران، ص 422). آوردن سر امام حسین در اول صفر در تقاویم شیعی بسیار کهن بوده است و این مطلب را در زین الاخبار گردیزی سنی هم شاهدیم (زین الاخبار، ص 450).

بازگشت اسیران به مدینه یا کربلا؟

اشاره كرديم كه شيخ طوسى، بيستم صفر يا اربعين را، زمان بازگشت اسراى كربلا از شام به مدينه دانسته است.

اما خبری که غالبا گفته می‌شود نخستین بار در لهوف آمده، این است که اسرا در بازگشت از شام به مدینه، به کربلا آمدند و سپس به مدینه رفتند.

به نظر می‌رسد، منشأ این خبر را در متن مترجم فارسی الفتوح می‌توان یافت که البته صریح نیست، اما از آن این نکته می‌تواند به دست آید. عبارت این است:

آنگاه اسباب سفر علی بن حسين(ع) و ساير اهل بيت را تدارک ديده، سرهاى شهدا را بديشان سپرد و نعمان بن بشير الأنصارىّ را با سى سوار به همراهى آن طايفه واجب التعظيم مأمور گردانيد. علی بن حسين(ع) با خواهران و عمّات و ساير اقربا متوجّه مدينه طيبه گشته در بيستم شهر صفر سر مبارک امير المؤمنين حسين(ع) و ساير شهدا را به ابدان ايشان ملحق ساخته [لابد در کربلا] از آنجا به سر تربت مقدّس جدّ بزرگوار خويش شتافته، رحل اقامت انداخت. (فتوح، ترجمه کهن، ص 916). از این روایت می‌توان چنین استناط کرد که قرار بوده از شام به مدینه بروند، اما سر راه به کربلا هم آمده‌اند. این سخن همان است که پس از فتوح، در لهوف از قول راوی با عبارت قال الراوی هم آمده است.

ابن شهر آشوب، درباره مدفن سر امام حسین(ع)، نوشته است که یزید دستور داد تا سر امام حسین را به کربلا برده و به تن آن حضرت ملحق سازند. دنبالش در مناقب آمده: و قال الطوسی: و منه زیارة الاربعین. (نفس المهموم، ص 425، از مناقب: 4/77).

این خبر هم به نوعی می‌تواند ماجرای اربعین را توضیح دهد. باید دید، عبارت طوسی با این تعبیر «و منه زیارة الاربعین» در کجا آمده است.

در حبیب السیرآمده است که در بیستم صفر، سر به بدن امام حسین ملحق شد. (حبیب السیر: 2/60 چاپ خیام). منشأ اینها باید خبر فتوح باشد، اگر دلالت عبارت فتوح را برای این که سر را به بدن ملحق ساختند، بر رفتن به کربلا بدانیم که چاره‌ای از آن نیست.

تمام اشکال این است که فتوح در این موارد، به تنهایی قابل استناد نیست، طبعا کتابهایی چون لهوف و مثیر الاحزان و حتی ابن شهرآشوب هم کما بیش همین مشکل را دارند. اين گونه منابع، در عين حال كه مطالب مفيدى دارند، از جهاتى، اخبار ضعيف و داستانى هم دارند كه براى شناخت آنها بايد با متون كهن‌تر مقايسه شده و اخبار آنها ارزيابى شود.

اشکال مهم تر این است که این عبارت در متن اصلی فتوح عربی نیامده است. در آنجا می‌خوانیم: قال: ثم أمر لهم يزيد بزاد كثير و نفقة، و أمر بحملانهم إلى المدينة. فلما فصلوا من دمشق، سمعوا منادیا ینادی فی الهواء و هو یقول:

أیّها القاتلون ظلما حسینا / أبشروا بالعذاب و التنکیل

کل من فی السماء یدعو علیکم / من نبیّ و مرسل و قتیل

قد لعنتم علی لسان ابن داو/ د و موسی و حامل الانجیل

سپس می‌نویسد: تمّ مقتل الحسین رضی اللّه عنهما.[11] ابن طاوس بازگشت سرامام حسین به بدن آن حضرت در کربلا، امری می‌داند که در تواریخ نیامده و اما به قدرت الهی محقق شده و قرآن را به واسطه آیه «بل احیاء عند ربهم یرزقون» دلالت بر آن دارد که محقق شده است. (الاقبال: 3/99).

در اينجا مناسب است دو نقل را درباره تاريخ ورود اسرا به دمشق ياد كنيم. نخست نقل ابوريحان بيرونى است كه نوشته است: در نخستين روز ماه صفر، أدخل رأس الحسين عليه السلام مدينة دمشق، فوضعه يزيد لعنه اللّه بين يديه و نقر ثناياه بقضيب كان فی يده و هو يقول:

لست من خندف إن لم انتقم / من بنی أحمد، ما کان فَعل
لیتَ أشیاخی ببدرٍ شهدوا / جَزَع الخزج من وقع الأسل

فأهلوا و استهلّوا فرحا / ثم قالوا: یا یزید لا تشل

قد قتلنا القرن من أشیاخهم / و عدلناه ببدر، فاعتدل[12]

دوم سخن عمادالدين طبرى در كامل بهائى است كه رسيدن اسرا به دمشق را در 16 ربيع الاول دانسته ـ يعنى 66 روز پس از عاشورا ـ كه طبيعى‌تر می‌نمايد (کامل بهایی، ص 636).

بايد افزود كه نقلی ديگر، اربعين را بازگشت اسرا از شام را به «كربلا» تعيين كرده است. تا اينجا، از لحاظ منابع كهن، بايد گفت اعتبار سخن نخست بيش از سخن دوم است. با اين حال، علامه مجلسى پس از نقل هر دو اينها، اظهار می‌دارد: احتمال صحت هر دوى اينها (به لحاظ زمانى) بعيد می‌نمايد.[13] ايشان اين ترديد را در كتاب دعايى خود زاد المعاد هم عنوان كرده است. وی عبارت ابن طاوس را در بازگشت اسرا به کربلا آورده و می‌افزاید: و هذا بعید جدا من جهات عدیدة یؤدی ذکرها الی التطویل. دلایل زیادی دارد که ذکر آنها سبب طولانی شدن بحث می‌شود. (زاد المعاد، ص 250 بحث زیارت اربعین).

میرزا حسین نوری و اربعین

علامه ميرزا حسين نورى از علماى برجسته شيعه، و صاحب كتاب مستدرک الوسائل در كتاب لؤلؤ و مرجان در آداب اهل منبر به نقد و ارزيابى برخى از روضه‌ها و نقل‌هايى پرداخته كه به مرور در جامعه شيعه رواج يافته و به نظر وى از اساس، نادرست بوده است. يكى از مسائل مورد توجه اين عالم جليل القدر، بحث از اربعين است. ايشان اين عبارت سيد بن طاوس در لهوف را نقل كرده است كه اسرا در بازگشت از شام، از راهنماى خود خواستند تا آنها را به كربلا ببرد؛ و سپس به نقد آن پرداخته است.[14]

داستان از اين قرار است كه سيد بن طاوس در لهوف خبر بازگشت اسراء را به كربلا در اربعين نقل كرده است. در آنجا منبع اين خبر نقل نشده و گفته می‌شود كه وى در اين كتاب مشهورات ميان شيعه را كه در مجالس سوگوارى بوده، در آن مطرح كرده است. و اما همین ابن طاوس، در اقبال با اشاره به اين كه شيخ طوسى در مصباح می‌گويد اسراء روز اربعين از شام به سوى مدينه حركت كردند و در غیر کتاب مصباح آمده است که آنها در بازگشت از شام، روز بیستم صفر به کربلا رسیدند، آمده است. ابن طاوس می‌گوید: هر دو مورد، یعنی خبر رسیدن به مدینه یا کربلا در روز اربعین، بعید است «و کلاهما مستبعد». سپس دلیل این نادرستی را بیان می‌کند: این که در اخبار آمده است که ابن زیاد، اسرا را در کوفه نگاه داشت تا دستور یزید برسد؛ این خود بیست روز یا بیشتر وقت لازم دارد. نیز در اخبار آمده که وقتی آنان را به شام فرستاد، یک ماه در جایی نگاه داشت که هیچ حفاظی برای این که آنان را از سرما و گرما دور نگاه دارد نبود، همه اینها، حکایت از آن دارد که از روز شهادت تا این که به مدینه یا کربلا برسند، می‌بایست بیش از چهل روز طول کشیده باشد. البته، درباره این که اجازه بازگشت آنان را به کربلا داده باشند، ممکن است «فیمکن ذلک»، اما این نمی‌تواند در بیستم صفر باشد، چرا که می‌گویند، آنان همزمان با جابر به کربلا رسیده‌اند. این در حالی است که اگر جابر برای حج در حجاز بوده، باید خبر کربلا به او رسیده باشد و بیاید، که این هم بیش از چهل روز می‌شود، مگر آن که از جایی جز حجاز، مثلا کوفه یا جای دیگری، آمده باشد.[15]

به علاوه شيخ مفيد در ارشاد، در خبر بازگشت اسرا، اصلاً اشاره‌ای به اين كه اسرا به عراق بازگشتند ندارد. همين طور ابومخنف راوى مهم شيعه هم اشاره‌ای در مقتل الحسين خود به اين مطلب ندارد. در منابع كهن تاريخ كربلا هم مانند انساب الاشراف، اخبارالطوال، و طبقات الكبرى اثرى از اين خبر ديده نمی‌شود. روشن است كه حذف عمدى آن معنا ندارد؛ زيرا براى چنين حذف و تحريفی، دليلی وجود ندارد. افزون بر اينها، خبر زيارت جابر، در كتاب بشارة المصطفی آمده، اما به ملاقات وى با اسرا اصلاً اشاره نشده است.

مرحوم حاج شيخ عباس قمى هم، به تبع استاد خود نورى، داستان آمدن اسراى كربلا را در اربعين از شام به كربلا نادرست دانسته است.[16] در دهه‌های اخير مرحوم محمد ابراهيم آيتى هم در كتاب بررسى تاريخ عاشورا بازگشت اسرا را به كربلا انكار كرده است.[17]

شهید قاضی طباطبائی و اربعین

شهيد محراب مرحوم حاج سيد محمدعلی قاضی طباطبائى رحمة اللّه عليه، كتاب مفصلی با نام تحقيق درباره اولين اربعين حضرت سيد الشهداء درباره اربعين نوشت. هدف ايشان از نگارش اين اثر آن بود تا ثابت كند، آمدن اسراى از شام به كربلا در نخستين اربعين، بعيد نيست. اين كتاب كه ضمن نهصد صفحه چاپ شده، مشتمل بر تحقيقات حاشيه‌ای فراوانى درباره كربلاست كه بسيار مفيد و جالب است. اما به نظر می‌رسد در اثبات نكته مورد نظر چندان موفّق نبوده است.

ايشان درباره اين اشكال كه امكان ندارد اسرا ظرف چهل روز از كربلا به كوفه، ازآنجا به شام و سپس از شام به كربلا بازگشته باشند، هفده نمونه از مسافرتها و مسيرها و زمانهايى كه براى اين راه در تاريخ آمده را به تفصيل نقل كرده‌اند. در اين نمونه‌ها آمده است كه مسير كوفه تا شام و به عكس از يک هفته تا ده دوازده روز طى می‌شده و بنابر اين، اين ممكن است كه در يک چهل روز، چنين مسير رفت و برگشتى طى شده باشد. اگر اين سخن بيرونى هم درست باشد كه سر امام حسين(ع) روز اول صفر وارد دمشق شده، می‌توان اظهار كرد كه بيست روز بعد، اسرا می‌توانستند در كربلا باشند.

بايد به اجمال گفت: بر فرض كه طى اين مسير براى يک كاروان، در چنين زمان كوتاهى، با آن همه زن و بچه ممكن باشد، بايد توجه داشت كه آيا اصل اين خبر در کتاب‌هاى تاريخ آمده است يانه. تا آنجا كه می‌دانيم، نقل اين خبر در منابع تاريخى، از قرن هفتم به آن سوى تجاوز نمی‌كند. به علاوه، علماى بزرگ شيعه، مانند شيخ مفيد و شيخ طوسى، نه تنها به آن اشاره نكرده‌اند، بلكه به عكسِ آن تصريح كرده و نوشته‌اند: روز اربعين روزى است كه حرم امام حسين(ع) وارد مدينه شده يا از شام به سوى مدينه خارج شده است.

آنچه می‌ماند اين است كه نخستين زيارت امام حسين(ع) در اربعين توسط جابر بن عبداللّه انصارى صورت گرفته و از آن پس ائمه اطهار(ع) كه از هر فرصتى براى رواج زيارت امام حسين(ع) بهره می‌گرفتند، آن روز را كه نخستين زيارت در آن انجام شده، به عنوان روزى كه زيارت امام حسين(ع) در آن مستحب است، اعلام فرمودند. متن زيارت اربعين هم از سوى آن حضرات انشاء شده و با داشتن آن مضامين عالی، شيعيان را از زيارت آن حضرت در اين روز برخوردار می‌كند. اهميت خواندن زيارت اربعين تا جايى است كه از علائم شيعه دانسته شده است، درست آن گونه كه بلند خواندن بسم اللّه در نماز و خواندن پنجاه و يک ركعت نماز در شبانه روز در روايات بيشمارى، از علائم شيعه بودن عنوان شده است.

زيارت اربعين در مصباح المتهجد شيخ و نيز تهذيب الاحكام وى به نقل از صفوان بن مهران جمال آمده است. وى گفت كه مولايم صادق(ع) فرمود: فی زيارة الاربعين تزور عند ارتفاع النهار.[18] اين زيارت، به جهاتى مشابه برخى از زيارات ديگر است، اما از آن روى كه مشتمل بر برخى از تعابير جالب در زمينه هدف امام حسين از اين قيام است، داراى اهميت ويژه می‌باشد. در بخشى ازاين زيارت درباره هدف امام حسين(ع) از اين نهضت آمده است: «... و بذل مهجته فیک ليستنقذ عبادك من الجهالة وحيرة الضلالة ... و قد توازر عليه من غرّته الدنيا وباع حظّه بالأرذل الأدنى».

خدايا، امام حسين(ع) همه چيزش را براى نجات بندگانت از نابخردى و سرگشتگى ضلالت در راه تو داده در حالی كه مشتى فريب خورده كه انسانيت خود را به دنياى پست فروخته‌اند بر ضد وى شوريده آن حضرت را به شهادت رساندند.

بايد مطلب ديگرى را هم درباره اربعين افزود. برخى از رواياتى كه در باب زيارت امام حسين(ع) در كتاب كامل الزيارات ابن قولويه آمده، گريه چهل روزه آسمان و زمين و خورشيد و ملائكه را بر امام حسين(ع) يادآور شده است.[19]

ابن طاوس يک اشكال تاريخى هم نسبت به اربعين بودن روز بيستم صفر مطرح كرده و آن اين كه اگر امام حسين(ع) روز دهم محرم به شهادت رسيده باشد، اربعين آن حضرت نوزدهم صفر می‌شود نه بيستم. وى در پاسخ گفته است كه به احتمال ماه محرمى كه در دهم آن امام حسين(ع) به شهادت رسيده، بيست و نه روز بوده است. اگر ماه كامل بوده، بايد گفت كه روز شهادت را به شمارش نياورده‌اند.[20]

 

 

 

 

 

 

[1]. مجموعه ورام، ص 35

[2]. مستدرك وسائل ج 9، ص 329

[3]. مستدرك ج 5، ص 239

[4]. الاحتجاج، ص 84

[5]. بحار ج 53، ص 200

[6]. مستدرك وسائل، ج 5، ص 217

[7]. مصباح المتهجد، ص 787

[8]. نزهة الزاهد، ص 241

[9]. الفتوح ابن اعثم، تصحيح مجد طباطبائى، ص 916

[10]. لؤلؤ و مرجان، ص 154

[11]. الفتوح، ج 5، ص 133 ـ 134

[12]. الاثار الباقيه، ص 422

[13]. بحار ج 101، ص 334 ـ 335

[14]. لؤلؤ و مرجان، ص 152

[15]. اقبال الاعمال، ج 3، ص 102 ـ 103

[16]. منتهى الامال، ج 1، صص 817 ـ 818

[17]. بررسى تاريخ عاشورا، صص 148 ـ 149

[18]. مصباح المتهجد، ص 788، تهذيب الاحكام، ج 6، ص 113، اقبال الاعمال، ج 3، ص 101، مزار مشهدى، ص 514 (تحقيق قيومى)، مزار شهيد اول (تحقيق مدرسة الامام المهدى، قم 1410)، ص 185 ـ 186

[19]. اربعين شهيد قاضى، ص 386

[20]. اقبال الاعمال، ج 3، ص 100

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

دیوان اسماعیل فراهانی آینه اوضاع اجتماعی، فرهنگی و مذهبی و سیاسی ایران در چهار دهه (دوره رضا شاه تا سال 1343)

رسول جعفریان

این نوشته مروری است بر دیوان اسماعیل فراهانی، طلبه ای که سالهای 1305 تا 1310 ش در قم بود و سپس به اد

تحلیل رویکردهای تاریخ‌نگاری ابوریحان بیرونی؛ با تأکید بر رویکرد اجتماعی او

مجتبی خلیفه/ ستاره غفاری بیجار

از آنجا که ابوریحان جزء معدود دانشمندان علوم تجربی است که به تاریخ‌نگاری حرفه‌ای پرداخته، تحلیل جنبه

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

دیوان اسماعیل فراهانی آینه اوضاع اجتماعی، فرهنگی و مذهبی و سیاسی ایران در چهار دهه (دوره رضا شاه تا سال 1343)

رسول جعفریان

این نوشته مروری است بر دیوان اسماعیل فراهانی، طلبه ای که سالهای 1305 تا 1310 ش در قم بود و سپس به اد

چند پرسش و پاسخ از علمای عصر صفوی در مشهد، در باره صوفیه

رسول جعفریان

متن حاضر شامل شش مورد سوال در باره صوفیه از شماری از علمای مشهد، در اواخر دوره صفوی است که مشهورترین