۷۴۶
۰
۱۳۹۵/۱۰/۰۲

فقه و تمدن، موضوع درس امروز کلاس فرهنگ و تمدن اسلامی ما

پدیدآور: رسول جعفریان

خلاصه

امروز درس کلاس فرهنگ و تمدن بنده، برای دانشجویان کارشناسی ارشد، فقه و تمدن بود. این بحث از قدیم در ذهنم بود که چه رابطه ای بین فقه و تمدن وجود دارد؟ غرضم از این عنوان این بود که در تمدن اسلامی، جایگاه فقه کجاست و چه نوع رابطه ای میان آن و تمدن می توان برقرار کرد.

در این درس به چند نکته توجه دادم:
الف: شاید نخستین نکته این باشد که هر تمدنی، مبتنی بر نوعی نظام است، و نظام هم مبتنی بر قانون. اگر فقه یا بخشی از آن، قانون یا همان حقوق باشد، در آن صورت، تمدن ارتباط و پیوند بسیار مهم و مستقیمی با تمدن دارد. در واقع، هر قدر که فقه و نظام حقوقی یک جامعه استوارتر باشد، وضعیت تمدن، با ثبات تر و مستدام تر است. به عکس، اگر نظام حقوقی در یک جامعه ضعیف باشد، تمدن یکی از اساسی ترین بنیادهایش را از دست می دهد. این نکته ای کلی است که در باره هر تمدنی صدق می کند. چه تمدن اسلامی باشد چه غربی یا هر نوع دیگری. قوانین و نظامات حقوقی، یکی از محورهای اصلی است هرچه پیشرفته تر باشد، هرچه باثبات تر باشد، و هرچه بیشتر به جزئیات توجه کند، مطمئنا تمدن در شرایط بهتری خواهد بود. فکر می کنم این امری بدیهی است که البته در مقام تطبیق، در تمدن اسلامی، می توان سیر تاریخی آن را بحث کرد. یعنی نشان داد که آیا قوت فقه یا همان حقوق اسلامی، در تمدن اسلامی چه اندازه بوده و این تمدن تا چه حد مبتنی بر این نظام حقوقی بوده، نقاط قوت و ضعف آن چطور بوده است. می دانیم که بخش مهمی از نظام حقوقی، در بخش قضاء است و در این باره که در تمدن اسلامی، نظام قضایی از چه جایگاهی برخودار بوده مهم است. بحث از استقلال آن، بحث از اهمیت قوانین قضایی، عدم مداخله دستگاه خلافت و سلطنت و بسیاری از مباحث دیگر.
ب: جنبه دیگر بحث از فقه و تمدن این است که متون فقهی ما یکی از منابع مهم شناخت تمدن اسلامی است. توجه داریم که فقه یک بخش عبادات و دیگر بخش معاملات دارد. در بخش معاملات، قوانین ناظر به نظامات اجتماعی و اقتصادی است و غالبا مثالهایی از وضعیت جاری ارائه می شود. مطالبی که در این بخش می آید، از قرون اولیه تا کنون، به نوعی حاوی اشاراتی به وضعیت اجتماعی و اقتصادی است. برای مثال، در باب صید، یا خوردنی ها و آشامیدنی ها، حتی بحث طهارت، آن مقدار که مربوط به وضعیت خارجی آب و انواع آن است، می تواند منبعی برای شناخت تمدن اسلامی باشد. این نوع مطالب، معمولا در کتابهای فقهی، به صراحت نیامده، و صرفا با اشارت درج شده و باید روی آنها کار کرد تا بتوان موادی را استخراج نمود. مطالبی که در کتابهای استفتاءات یعنی پرسش های فقهی آمده، و ناظر به وضع خارجی است، می تواند در این زمینه به ما  کمک کند. سابقا در باره استفتاءات از علامه حلی و فخر المحققین و نیز مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری یادداشت هایی نوشته ام و مواردی از این دست را یادآور شده ام. استخراج موادی که به درد شناخت تمدن می خورد، از متون فقهی، یک طرح مفصل است که باید اجراء شود و از آثار شیعی و سنی، از متون حدیثی گرفته تا فقهی برای شناخت تمدن اسلامی استفاده شود. گفتنی است که در قرن اخیر که تحولاتی در بسیاری از موارد رخ داده، تأثیر آن را روی شماری از متون فقهی شاهدیم و مثالهایی که زده می شود، همواره می تواند کمک به تمدن اسلامی باشد.

ج: اما سومین نکته ای که در باره رابطه فقه و تمدن بحث شد، رابطه فقه با کلیت اهداف زندگی، حفظ جان مردم، کمک به پیشرفت اجتماعی و اقتصادی و ارائه اهدافی روشن برای زندگی و چارچوب آن است. این بحث، البته و صرفا متکی به جنبه های قانونی فقه نیست، بلکه ناظر به اهداف فقه هم هست. حتی برخی از نگاه های کلامی حاکم در فقه هم مد نظر است. این که در ذهن فقها، انسان، زیست انسانی، دوام و بقا در این عالم، و به خصوص رابطه با خدا و جهان دیگر، مبتنی بر چه اصولی بوده است. این که یک فقیه، مهم برایش زندگی خوب بوده یا به نوعی خاص از فلاح و رستگاری که خود تعریف می کرده، فکر می کرده است. آیا برای یک فقیه، مهم بوده است که جامعه ای پیشرفته و آسان تر را در نظر بگیرد، یا صرفا به پیاده شدن روایاتی که در اختیار داشته، می اندیشیده است. اگر بخواهم مثلا روشنی بزنم، برای نمونه باید به فقه بلایای طبیعی اشاره کنم که در ابعاد زیادی می تواند از نظر تاریخی مورد توجه قرار گیرد. برای مثال، در باره زلزله، یا طاعون، یا قحطی که بخشی از مصایب انسانی بوده اند، چه اندیشه فقهی وجود داشته است؟ این مثال از این جهت مهم است که بدانیم، فقها، چه نوع زندگی را در این زمینه توصیه می کرده اند. به هر حال طاعون یکی از مهم ترین خطرات را برای تمدن اسلامی داشته و گاه صدها هزار نفر در یک طاعون می مردند. برای مثال، وقتی طاعون می آمده، و هیچ راهی برای درمان آن نبوده، آیا فقها با دستور دادن به ماندن مردم و مردن آنان، و تلقی طاعون به عنوان شهادت، زمینه مردن بیشتر مردم را فراهم می کردند، یا آن که توصیه به یافتن راه حلها و پیشگیری ها و مسائلی از این قبیل داشته ائد. در اینجا، مقاله ای که  نظرات فقهای اهل سنت را در ادوار مختلف در زمینه طاعون داشت، مرور کردیم. این مقاله با عنوان ستایش مرگ در شماره جدید مجله ایرانشهر (شماره سوم) ترجمه و اصل آن منتشره در سال 1998 بوده است. چنان که در این مقاله نشان داده شده، غالب جریان سنتی فقه، در زمینه طاعون و حتی تا قرون نوزدهم، موضع شگفتی داشته اند که به نظرم می رسد، یک آسیب جدی برای جان آدمیان با هدف رستگاری آنان بوده است. در واقع، وقتی از مردن در طاعون به عنوان شهادت یاد می شود، درست مثل جهاد است که به مردم دستور داده می شود که با دشمن بجنگند، با این تفاوت که در طاعون هیچ جنگی در کار نیست و فقط این مردم هستند که می میرند. نویسنده نمونه های فراوانی از رسائل فقهی طاعون از اهل سنت آورده و نشان داده که چه بینشی بر آنان حاکم بوده و طاعون را چگونه تفسیر و توصیه می کرده اند. غالب آنها، تمایل به ستایش مرگ در طاعون داشته اند. به هر حال، می دانیم که در طاعون های فراوانی که آمده، میلیونها نفر مرده اند. اما مهم این است که وقتی پزشکی در قرن نوزدهم توصیه به قرنطینه می کند، از سوی بسیاری از فقیهان مورد ا نکار قرار می گیرد. البته مدیریت فقهی برای حوادث یا تحولات مهم، صرفا منحصر به طاعون نیست. در باره خود جنگ نیز مساله به همین شکل است. همین که امروز فقیهان فراوان سنی، برخلاف رأی قدیم، دستور شورش علیه حکومت های به اصطلاح ظالم را می دهند، سبب مرگ صدها هزار نفر در سالهای اخیر در عراق، سوریه، لیبی، و کشورهای دیگر شده است. آیا تجویز مرگ از هر نوع آن به خصوص انتحاری، در این حد، آسیبی به تمدن اسلامی می زند؟ در واقع، بحث ما صرفا یک بحث انتقادی از زاویه فقه نیست، بحث این است که رابطه این نوع مدیریت، با تمدن اسلامی چگونه بوده است. طبعا مباحث دیگری هم در این زمینه وجود دارد که باید بحث شود.
 

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

با کاروان قصیده

مهدی فیروزیان

«این حلّۀ تنیده ز دل» برگزیده‌ای از قصیده‌های معاصر و دربردارندۀ 191 قصیده از 85 شاعر است که با گزین

ازدواج ولیعهد ایران با فوزیه و بحث وحدت شیعه و سنی در مصر!

رسول جعفریان

ازدواج ولیعهد ایران با فوزیه زمینه ای شد برای ارتباط بیشتر ایران و مصر، این که این اقدام با چه هدفی

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

یادداشت های اجتماعی ـ مذهبی از تبریز میانه سالهای 1257 تا 1289ق / 1841 ـ 1872

رسول جعفریان

فردی به نام محمد رضا اهرابی که حرفه اش روضه خوانی و در عین حال نویسندگی بوده، کتابی با عنوان مطالع ا

گزارش 324 وقف نامه کتاب از دوره صفوی

رسول جعفریان

چندی قبل به همراه دوست عزیز جناب آقای رسول جزینی، به گردآوری وقف نامه های کتابها در دوره صفوی پرداخت