۱۷۵۱
۰
۱۳۹۳/۱۰/۲۲

خلاصه احوال بانو بیگم (ممتاز محل)

پدیدآور: ؟ مصحح: به کوشش اکرم حسن آبادی

خلاصه

رساله کوچکی است در باره معماری تاج محل و مسجد موتی همراه با چهار نقاشی زیبا که نسخه آن به شماره 8021 در کتابخانه دانشگاه تهران نگه داری می شود.

مقدمه

رساله کوچکی است در باره معماری تاج محل و مسجد موتی همراه با چهار نقاشی زیبا که نسخه آن به شماره 8021 در کتابخانه دانشگاه تهران نگه داری می شود. نخستین بار تصاویر این کتاب را به همراه توضیح کوتاهی در وبلاگ جناب آقای رسول جعفریان دیدم. اکنون که قرار شد به احترام و به پاس فعالیت های علمی آیت الله رضا استادی مطلبی آماده کنم، ترجیح دادم این متن زیبا و تاریخی را در جشن نامه این استاد بگذارم. در خواندن اعداد سیاق جناب آقای حسین زاده سورشجانی (از کارمندان بنیاد پژوهشهای اسلامی) به بنده کمک کردند. همچنین آقای ضابط در خواندن چند عبارت و کلمه اردو که در اواخر رساله بود، به اینجا کمک کردند. بدین وسیله از هر دوی آنان سپاسگزاری می‌کنم.

آنچه در این رساله کوتاه اما نفیس ملاحظه می کنیم، در آغاز اشاره به تعداد فرزندان بانوبیگم همسر شاه جهان است که شامل چهار پسر و چهار دختر است. زمانی که چهارمین دختر بدنیا می آید، صدای ناله ای از دل او به گوش می رسد. بانو بیگم، بر اساس یک سنت قدیم از این ناله چنین می فهمد که او در وقت تولد این بچه خواهد مرد. شاهجهان را صدا زده این مسأله را با او در میان می گذارد و دو وصیت می کند. وصیت اول این است که از همسر دیگری بچه دار نشود تا منازعه ای میان فرزندان رخ ندهد. دیگر آن که مکانی را برای دفن وی اختصاص دهد. این مکان همان تاج محل است که این رساله شرح بنای آن، مصالح و مخارج و فهرست کارگردان است. به مناسبت از مسجد موتی و بنای سکندره هم صحبت به میان آمده و اطلاعاتی در باره آنها نیز بدست داده شده است.

بدون شک این رساله وقتی معنا و مفهوم جدی خود را خواهد یافت که در کنار اطلاعات و داده های تاریخی دیگر در باره این بنای شگفت جهان که در زیبایی از بناهای کم نظیر عالم است قرار گیرد. این کاری است که باید آشنایان به فرهنگ و تمدن آگره و بویژه بنای تاج محل در باره آن اظهار نظر کنند.

 

***

بسم الله الرحمن الرحیم. رب یسر و تمم بالخیر

خلاصه‌ی احوال بانوبیگم مخاطب به ممتاز محل عرف تاج بی بی آبلیه شاهجهان پادشاه غازی بنت نوّاب اصفحان [کذا]، وزیر پسر زادی نوّاب اعتمادالدّوله، و احوال سکندره، و موتی مسجد که در قلعه اکبرآباد است و فتحپور سیکریی[1] و نام کاریگران و ملازمان و غیره و نام سنگهایی و تعداد مشاهره کارگران روضة منوّره و غیره.

آورده اند که شاهجهان پادشاه غازی چهار پسر می داشتند: یکی دارا شکوه ، دوم: شاه شجاع، سوّم: اورنگ زیب عالمگیر، چهارم: مرادبخش.

و دیگر چهار دختر بودند، یکی : انجمن آرای بیگم. دوم: گیتی آرای بیگم، سوم: جهان آرای بیگم، چهارم: دهر آرای بیگم.

می گویند که قبل از تولد، دهر آرای بیگم اندرون شکم ممتاز محل نالیده بود، به مجرد استماع نالیدن آن، بیگم صاحب از حیات خود مأیوس گشته، شهنشاه را نزد خود خوانده  در عین عالم گریه و زاری، می فرمودند: رباعی:

  ایام وداع و افتراق است امروز                     با درد و فراق اتفاق است امروز

  ای دیده، جمال یار دیدی یکچند                 خون بار که نوبت فراق است امروز

مشهور است که چون فرزند در شکم بنالد، والده اش زنده نمی ماند، اکنون که نصیب ما شده، از جهان فانی به نزهتگاه جاودانی رحلت می نماییم، شاها گفته و شنیده ما را عفو فرمایند و هر خطایی که سرزده باشد، بخشش نمایند. عن قریب مسافر هستیم.

چون شاهجهان پادشاه سخن های فراق با هم و کلام هایی پرغم شنیدند ناگهان به تقاضای محبت و الفت از حدّ بی شمار بوده، نعره زده، مثل باران از چشم خود اشک باریدن گرفت. بیت:

عالم گریه چسان آه به تحریر شود        وز نویسیم چه مقدور که تقریر شود

فَاهَا ثُمَّ اَهَا ثم اَهَا.

دو وصیت بیگم صاحب

القصه بیگم صاحب ارجمند بعد گریه و زاری فرمود که: شاها! در ایّام محبوسی همدرد شما ماندم، الحال که ایزدتعالی پادشاهی نصیب شما کرد و فرمانروایی جهان بخشید، ما پرحسرت انتقال می کنیم و می رویم. بنابرآن دو وصیت ماست، امید که هر دو قبول شوند.

خدیو جهان اقبال نموده، استفسار کردند، بیگم صاحب فرمودند که حق تعالی شماراً چهار پسر و چهار دختران داده است. برای نام و نشان همین کفایت می کنند، چنان نشود که نسل دیگر از کسی پیدا شود که با هم جنگ و جدل دارند.

وصیّت دوم آن است که برای ما همچنان مکان تعمیر یابد که بر منصه ظهور نایاب و کمال عجیب گردد. اعلیحضرت هر دو وصیّت را به دل و جان قبول فرمودند.

رحل اقامت ممتاز محل به دار بقا و طرح روضه منوّره

چون دهر آرای بیگم تولد شد، دل بیگم صاحب در مشت آورد، همون وقت بیگم صاحب از دارفنا به دارالبقا رخت اقامت بربستند و با حوران جنّت الفردوس در پیوستند. نظم:

نماند به گیتی کسی جاودان                   زدست اجل کس نبرده است جان

چه خوش گفت آن کاملی نکته سنج        که از گوهر دانش اندوخت گنج

جهان ای برادر نماند به کس                  دل اندر جهان آفرین بند و بس

بعد از انتقال بیگم صاحب را تا شش ماه بیرون روضه بر دروازه چوک[2] دیگر که زمین افتاده است، امانت داشتند و کواغذ نقشه های مقبره هریک اوستاد می آوردند، می‌داد، چون یکی پسند شاه آمد به موجب آن، نقشه لطیفه روضه چوبی ای تیار شد، من بعد نقشه روضه منوّره مقدسه مطهره از سنگ عجایب در عرصه‌ی هفده[3] سال کلهم اجمعین تعمیر یافته، آراسته شد. ٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون‏، أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُون‏ [بقره: 156 ـ 157]

تاریخ فوت شدن بیگم صاحب و پادشاه معه اندرون – خانه و ابیات :

      زین جهان رفت چون ممتاز محل     در جنت به رخش حور گشاد

      بهر تاریخ ملایک گفتند                  جای ممتاز محل جنت باد

ج   ا  ی   مـ   م    ت    ا    ز   م   ح   ل   ج    ن   ت        ب    ا     د

 

3   10

3  1 10  0  30   300  1   7 30   8  30   3 50  300   2   1   3

 

= سنه 1030 هجری

تاریخ بر قبر پادشاه و بیگم صاحب در تهه خانه

 مرقد منور ارجمند بانو بیگم مخاطب به ممتاز محل، توفیت فی سنه [1030] هجری مرقد منوّر مضجع پادشاه رضوان دستگاه خلد آرامگاه اعلیحضرت علیّین مکانی فردوس آشیانی صاحبقران ثانی شاهجهان ثانی شاهجهان پادشاه غازی ـ طاب ثراه و جعل الجنّت مثواه ـ در شب بست و ششم شهر رجب سـنـه هزار و هفتاد و شش هجری [1076] از جهان فانی به  بزمگاه جاودانی انتقال کردند.

اشعار از تصنیف شاهجهان پادشاه غازی در تعریف روضه‏ی منوّره:

       زهی مرقد پاک بالقیس عهد           که بانوی آفاق را گشته مهد

       منوّر مقامی چو باغ بهشت             معطر چو فردوس عنبر سرشت

       اجابت کند از پی هم نزول             قبول است اینجا عبادت قبول

***

    اگر فردوس بر روی زمین است       همین است و همین است و همین است

    سراسر مقیمان این آستان               به مهمان نوازی ، مثل در جهان

    شکفته گل مغفرت باغ باغ               ز بوی گلشن قدسیان تردماغ

    اگر عاصی آرد به این روضه رویی     کند نامه خویش را شست وشویی

    ز رفت به نظاره این مزار                 شود چشم خورشید و مه اشکبار

     درین بارگاه فلک احتجاب             زروزینه داران ،یکی آفتاب

     خداوند روزی رسان حیات            برین در کند رزق و روزی برات

     که ظاهر شود قدرت کردگار            ........................................ 

     اساسش بود چون زمین پایدار          چو ایمان صاحبدلان استوار

     ندانم به نزدیک زنگش گریخت         گه ریختن در پناهش گریخت

     چو دست بقا این بنان گریخت          خرابی ز وحشت به صحرا گریخت

 

نقشه تفصیل سنگهایی که در روضه منوّره در پچیکاری تعمیر نموده

 

عقیق

از بغداد

990 خروار

یمنی

از یمن

230 خروار

فیروزه

از بتت کلان

470 خروار

لاجورد

از لنکا

292 خروار

مونگهه

از دریای شور

197 خروار

سلیمانی

از جنوب

959 خروار

غوریی

از کهماچ

بی شمار

لهسینه

از دریای نیل

52 خروار

تانبره

از دریای گنگ

993 خروار

سنگ طلایی

از کسی پهار

913 خروار

پای زهر

از کوه کماعون

1000من

سنگ عجوبه

از صورت

850 خروار

سنگ موسی

از جهارءیی

799 خروار

سنگ ابری

ایضاً

62 خروار

سنگ کهئو

از جیصلمیر[4]

790 خروار

سنگ رخام

از مکرانه

بی شمار

سنگ سرخ

از جاهایی

بی شمار

سنگ یشب

از کهماچ

592 خروار

سنگ تپوتیه

ایضاً

592 خروار

سنگ نخود

از مقام سیلگده

82 خروار

سنگ مغناطیس

از گوالیار

77 خروار

سنگ بانی

از فتحپور

82 خروار

 

ذکر عمارات عالـــی سکندره ، ابیات مثبته پیش طاق آن :

            به نام شهنشاه ملک قدم       که ذاتش مبرّا بود از عدم

            همه پادشاهان روی زمین     ازو صاحب تاج و تخت و نگین

            کند از عدم آشکارا وجود      بود ذات او مظهر عدل وجود

            ز لطفش که و مه طلبکار کام  بود درگهش قبله‏ی خاص و عام

            نگارنده جوهر آب و خاک    طرازنده گوهر جان پاک

            دو عالم زفیض ازل آفرید      بود سایه‏ی ذات پروردگار

            زنهصد فزون بود وشصت و دوسال که شاه اکبر آن سایه‏ی ذوالجلال

             به بالای زرّینه مسند نشست   سر تخت او گشته افلاک پست

 

 

             جهان را بیاراست از عدل و داد   دل اهل عالم ازو گشت شاد

             بر پایه‏ی تختش از هر گرو ه      یکی کرد پنهان و دیگر پدید

              ببخشید آنکه سرای سپنج         به شاهان با آفر و تاج و گنج

              که از عدل ایشان شود روزگار    شگفته تر از باغ در نوبهار

              زهی داوری را چو گیرند پیش    شناسند بیگانه را همچو خویش

شبی گو چنین زیست در روزگار

نقشه وزن سنگهای هر قسم که استادان سابق از روی پیمایش دریافت نموده.

نقشه اعتماد الدوله:

سنگ مرمر

طول

عرض

ارتفاع

90 خروار

یک ذرع

یک ذرع

یک ذرع

سنگ غوری

طول

عرض

ارتفتع

40 خروار

یک ذرع

یک ذرع

یک ذرع

سنگ موسی

طول

عرض

ارتفاع

64 خروار

یک ذرع

یک ذرع

یک ذرع

سنگ یشب

طول

عرض

ارتفاع

45 خروار

یک ذرع

یک ذرع

یک ذرع

سنگ سرخ

طول

عرض

ارتفاع

39 خروار

یک ذرع

یک ذرع

یک ذرع

سنگ پازهری

طول

عرض

ارتفاع

75 خروار

یک ذرع

یک ذرع

یک ذرع

سنگ ابری

طول

عرض

ارتفاع

99 خروار

یک ذرع

یک ذرع

یک ذرع

سنگ تپونیه

طول

عرض

ارتفاع

127 خروار

یک ذرع

یک ذرع

یک ذرع

سنگ خارا

طول

عرض

ارتفاع

777 خروار

یک ذرع

یک ذرع

یک ذرع

سنگ عجوبه

طول

عرض

ارتفاع

 

 

65خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ پلور

طول

عرض

ارتفاع

74 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ کهو

طول

عرض

ارتفاع

65 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ لاجورد

طول

عرض

ارتفاع

714 خروار

یک ذرع

یک ذرع

یک ذرع

سنگ سلیمانی

طول

عرض

ارتفاع

89

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ لهسنیه

طول

عرض

ارتفاع

96خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ بادل

طول

عرض

ارتفاع

75 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ بانی

طول

 عرض

ارتفاع

39 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ گلابی

طول

عرض

ارتفاع

75 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ یمنی

طول

عرض

ارتفاع

62خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ یاقوت

طول

عرض

ارتفاع

142خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ زمرد

طول

عرض

ارتفاع

42 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ هیرا[5]

طول

عرض

ارتفاع

735 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

 

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ نیلم

طول

عرض

 ارتفاع

195

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ طلایی

طول

عرض

ارتفاع

59 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ رخام

طول

عرض

ارتفاع

47 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ چمل

طول

عرض

ارتفاع

24خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ مسلم

طول

عرض

ارتفاع

92 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ سماق

طول

عرض

ارتفاع

59خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ فیروزه

طول

عرض

ارتفاع

762 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ گوالیار

طول

عرض

ارتفاع

75 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ چمک

طول

عرض

ارتفاع

95 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ مغناطیس

طول

عرض

ارتفاع

77 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ تانبره

طول

عرض

ارتفاع

74 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ نخود

طول

عرض

ارتفاع

92 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ گرند

طول

عرض

ارتفاع

845 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ یشم

طول

عرض

ارتفاع

75 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

سنگ گلابی

طول

عرض

ارتفاع

577 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

1000

ذرع

ذرع

ذرع

 

کتابه موتی مسجد که درقلعه اکبر آباد است

این کعبه نورانی و بیت المعمور ثانی که درصبح، درجنب صفای آن، شامی است سبزه خورشید، از فرط ضیای آن جسم است خیره کرسی پایدارش باساق عرش همدرش گنبد فیض بارش بارواق فردوس هم آغوش، بنیان عالیشان به نیایش به سجده اش[6] علی التقوی ودوره سپهر افزایش، ترجمانی قاشویی وهو بالافق الاعلی ، هر گلدسته اش[7]، دستور نوری به انوار کواکب بسته، با فواره فیضی از چشمه آفتاب جسته، هر کلس زرین، شمع فروغ بخش قنادیل آسمانی، هر محراب نوراگینش، هلال نوید رسان عید جاودانی براطرافش، قلعه لعل فام مستقر الخلافه اکبر آباد که با زمرّدین حصار سبع شداد پیوسته است، گویی هاله‌ای است و در به در منوّر که برفیضان سحاب رحمت ربّانیست.

    قطب آسمان دین پروری وشریعت نوازی، مرکز عدل دوران گستری ومملکت طرازی، ابوالمظفر شهاب الدین محمد، صاحب قران[8] ثانی شاهجهان پادشاه غازی بنا یافته و درعرصه هفت سال به صرف سه لکهه[9] روپیه اواخر سال بیست[10] و ششم جلوس، مطابق سـنــه هجری پیرایه انجام برسر گرفته، ایزد بی همال این پادشاه دین پناه راتوفیق حسنات روزافزون کناد.

نقشه اسم‌های کارگران روضه منوره، معه تعداد تنخواه[11] وکار خدمات که به موجب حکم حضور از ملکهای حاضر گردیده ، سرفراز شدند:

 

اسم‌های کارگران

کارخدمات

جای سکونت

تعداد تنخواه

اوستاد عیسی

نقشه نویس

شیراز

1000 روپیه

امانت خان

طغرانویس

ایضا

ایضا

محمد حنیف

میرعمارت

قند هار

ایضا

محمد شریف

کلس ساز

سمرقند

500 روپیه

اسماعیل خان

گنبد ساز

روم

ایضا

محمد خان

خوشنویس

بغداد

ایضا

مومن لعل

پچیکار

روم

200 روپیه

منوهر سنگه

ایضا

بلخ

ایضا

منولعل

ایضا

قندهار

380 روپیه

کاظم خان

کلس ساز

لاهور

295روپیه

عطامحمد

سنگتراش

بخارا

500 روپیه

شاکرمحمد

گلتراش

ایضا

400 روپیه

روشن خان

خوش نویس

شام

300 روپیه

قادر زمان

درهر یک فن کامل

عرب

800 روپیه

ابوتراب

معمار

ملتان

500روپیه

محمدسجاد

معمار

ملتان

590 روپیه

چرنجی لعل

پچیکار

قنوج

800 روپیه

محمد یوسف

معمار

دهلی

400 روپیه

محمد صدیق

ایضا

ایضا

300 روپیه

عبدالله

ایضا

ملتان

375 روپیه

چوبی لعل

پچیکار

ملتان

400 روپیه

 

 

نقشه وزن چوبها از روی پیمایش اوستادان نوشته است:

 

چوب سال

طول

عرض

ارتفاع

34خروار

ذرع

ذرع

ذرع

چوب شیشم

طول

عرض

ارتفاع

97 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

چوب آبنوس

طول

عرض

ارتفاع

749 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

چوب صندل

طول

عرض

ارتفاع

74خروار

ذرع

ذرع

ذرع

چوب ساکهو

طول

عرض

ارتفاع

57 خروار

ذرع

ذرع

ذرع

 

التجاء جلال الدین محمد اکبر شاه به خواجه چشتی

رفتن جلال الدین محمد اکبر شاه پادشاه به خواهش اولاد به جناب حضرت خواجه معین الدین چشتی و بشارت شدن جهت ملازمت چشتی و کامران شدن جلال الدین محمد اکبر، پادشاه غازی، چنانچه عمر بیست[12] وهشت سالگی ،فرزند نمی زیست وایشان به جهت بقای فرزند به درویشان و گوشه نشینان که ایشان راقرب ربانی است، التجا می بردند.

 چون خواجه بزرگوار، حضرت خواجه معین الدین چشتی سرچشمه اکثراولیای هند بودند، برخاطر گذرانیدند که به جهت حصول این مطلب، رجوع به آستانه متبرکه ایشان، مداومت باید نمود، لهذا باخود قرار دادند که اگر الله تعالی، مرا پسری کرامت فرماید و او را به من ارزانی دارد، از اگره تا به درگاه روضه‌ی منوّره مقدسه ایشان که یک صد وچهل کروه است، پیاده پا از روی نیاز تمام متوجه شوم، چون این معنی به ظهور آمد، شیخ سلیم نام ، درویش صاحب کمال که از مسافت بسیار سیاحی نموده درکوهی متصل به موضع سیکری که ازموضع اگره استقامت داشت، به سر می بردند، بشارت از خواجه صاحب رسید که به حضور فیض گنجور شیخ سلیم چشتی از مقصود خود بهره یاب خواهی شد. چون پدرم به درویشان نیاز مردم آن نواحی به شیخ موصوف اعتقادم تمام می داشتند، حسب الاشارت وافزا بشارت خواجه صاحب ـ قدس سره ـ به شرف ملازمت شیخ درپیوستند.

روزی دراثنای توجه وبیخودی از شیخ پرسید که مراچند پسر خواهد شد؟ فرمود که: بخشنده بی منت از سه پسر به شما ارزانی خواهد داشت. پدرم فرمود که: فرزند اول به دامن تربیت پرورش نمایم وتوجه حضور راحافظ وناصر ساختم شیخ این معنی قبول فرمود وگفت که: من هم ایشان را همنام خود خواهم ساخت.

چون والده بزرگورام را هنگام حمل نزدیک رسید، به خانه شیخ فرستادند تا ولادت من در آنجا واقع گردد و بعد از تولد مرا سلطان سلیم مخاطب ساخته همه وقت شیخو بابا گفته، سخن می کردند در سنه نهصد و هفتاد و هفت به روز چهارشنبه هفدهم[13]ماه ربیع الاول هفت گهری از روز مذکور گذشته به طالع بیست[14] و چهارمدرجه میزان، الله تعالی مرا از کتم عدم به وجود آورد.

   والد بزرگوارم موضع سیکری را که محل ولادت عهد گذشتن سلطنت و زمان خلافت جلال الدین محمد اکبر، پادشاه نورالدین نام مقید سلطنت خواهد شد، این معنی نیز درخاطر بود. بنابراین مقدمات نورالدین محمد جهانگیر اسم ولقب خود مقرر ساختم.

حساب پیمایش روضه منور معه مسجد وجماعت خانه 12 بیگه

باغ روضه ممتاز محل معه حوض سنگ مرمر    32 بیگه

دروازه کلان معه سیرهی دروازه اورمعه دروازه پورت[15]

ودروازه پچیم[16]  معه هر دو خواص پوره وهر دو باورچی[17]

خانه معه اراضی[18] چوک[19]          16 بیگه              کل مقبره 600 بیگه

صرف مزدوری آمده سنگها معرفت خزانچی او درواس

  97 لکیّهو55 هزار و326 روپیه...........

باقی از خزانه عامره سایر صوبه اکبر آباد تنخواه نوکران

161 روپیه .......

مسجد معه حوض به معرض صحن وکلیساهایی

 3 لکیّه و 25 هزار و821 روپیه و یک چهارم و اندی

روضه ممتاز محل معه هر چهار مینار معه کرسی چهله[20] روضه منورره

  54 لکیّه و97 هزار و474 روپیه واندی

سنگ رخام معه           بیگم صاحب

44 لکیّه و55 هزار و824 روپیه واندی

لقب حضرت شاه جهان پادشاه غازی صاحبقران

54 لکیّه و 49 هزار و95 روپیه واندی.....

ممتاز محل اکبر ثانی ارجمند بانو بیگم

99 لکیّه و 79 هزار و 54 روپیه واندی....

تعویز[21] اندرون گنبد

44 هزار و99 روپیه وسیزده

  ...... [22]سنگ مرمر معه پچیکاری

4لکیّه و  67 هزار 855 روپیه و13 و اندی....

کوارچوب صندل وزوج ها درآینه ی محل[23]

81 هزار و259  روپیه واندی.....

کوار بربج برای مینار هایی درهر یک مینار سه جفت

21 هزار و337 روپیه واندی

کوارهای چوب آبنوس یک یک جفت در آئینه محل است

56 هزار و442 روپیه وده .......

جماعت خانه معه حوض وبه معرض صحن و کلسهایی

56 هزار و442 روپیه و.....

بروج هایی معه هزار دروازه کلان روضه ممتاز محل

13 لکیّه و74 هزار و132 روپیه وپنج آنکه ......[24]

بروج کنج مغرب وجنوب معه لعل دروازه

یک لکیّه و 82 هزار و792 روپیه ویازده .....

دیوار باغ روضه ممتاز محل عرف تاج بی بی

83 هزار و777 روپیه و سیزده........

مسافرخانه پادشاهی

74 هزار و49 روپیه وسیزده و سه پای

شترخانه پادشاهی

74 هزار و59 روپیه وسه پای

تالکی خانه پادشاهی

73 هزا رو54 روپیه وسیزده ودوپای

برج کنج مشرق روبه کناره دریای جمن معه ایوان های

یک لکیّه و44 هزار و95 روپیه و سه پای

برج کنج مغرب روبه کناره دریای جمن طرف گهات بسی[25]

44 لکیّه و چهل و چهار هزار و497 و دوپای

برج کنج مغرب رویه باویی معه ایونهای سنگ سرخ

49 لکیه و44 هزار و49 روپیه و سه پای

برج میانه یعنی میانه محل شاه سنگین منرلان معه مکان ایوان های

74 لکیه و47 هزار و49 روپیه و سه پای

برج کنج مشرق روبه سنداس خانه معه ایوان های[26]

39 لکیه و 75 هزار و 54 روپیه وسه پای

برج کنج مشرق معه لعل دروازه واقع

یک لکیه و 97 هزار و514 روپیه و نه پای

جلو خانه

74 هزار 114 روپیه یازده  و اندی

کئره هایی[27] به رنگی             

55 هزار و414 روپیه و اندی

گاو خانه وپا لکی خانه ممتاز محل

25 هزار و455 روپیه و شش پای

کلید خانه پادشاهی

47 هزار و326 روپیه و...

بنا خارانه معه شهر و کوئیریها تعویز  چوب صندل معه صندوق

42 هزار و 732 روپیه شش پای    52 هزار و 49 روپیه و پنچ پای

بازار جانب مشرق واقع است

11هزار و 47 روپیه و دو.... و یک پای

بازارجانب مغرب واقع است

12 هزارو72 روپیه وشش ..... شش پای

جوگندی فتحپوری

19 هزار 173 روپیه وسه....... و نه پای

جوگندی بسی خانم است

53 هزارو 254 روپیه و ........... سه پای

جوگندیی  چتی خانم

15 هزارو 883 روپیه و....... سه پای

خواص پوره بیرون جانب مشرق است

13 هزارو 719 روپیه و............

خواص پوره بیرون جانب مغرب است

19 هزارو 113 روپیه و........

خواص پوره بیرون جانب شمال است

54 هزارو97 روپیه و.....

خواص پوره بیرون جانب جنوب است

16 هزارو 49 روپیه و..........

مسجد فتحپوری معه حوض است...........

29 هزارو 244 روپیه و........

چوک مسجد فتحپوری است

11هزارو713 روپیه .........

غلول خانه

1000 روپیه و819 روپیه و........

ماهینه داران[28] وغیره

67 هزار و893 روپیه و......

عمله پخته کاری

36 هزارو 296 روپیه و........

عمله سنگ بر آینه های

29 هزار و736 روپیه و.......

متصل کئره چو گندی مذکور

17 هزاو و55 روپیه ویازده و..........

کمند برنجی برای رفتن کلس گنبد کلان بنابر

حجامت یک عدد وزن 72 خروار

قیمت کمند مذکور

13 هزارو783 روپیه و...........

اور لکها[29] روپیه کا آسیاب درعملداریی

(وتمامی اساس وزندگانی یک چوپان)

جات سورج مل بهر تپور واله راجه فرش قالین اور

(کل اساس وملک وی تاخورشید یک فرش سلطان نمی شود)

پرده وشامیانه های زرین اور جهارهای

(پرده و روی دیواری طلایی وفانوس ها)

روشنی اور زنجیرهای طلایی اور

(روشنایی فانوس ها وزنجیرهای طلایی دراتاق)

فانوس وغیره سب

( فانوس ودیگر اسباب آن اتاق)

اسباب راجه موصوف لیگئی

(وتمامی اسباب سلطان توسط وی به یغما رفت)

(هر کرور 500000 روپیه)

میزالکل  (میزان کل)

4 کرور

13 لکیّه

43 هزارو 826 روپیه و اندی

 

[1] . اصلش سیکری معروف به فتحپوری

[2].  بزرگترین چهار راه شهر

[3]. در متن هفتده

[4]. واقع در منطقه ی راجیوتانای ایالت راجستان واقع در شمال غرب هند در نزدیکی مرز پاکستانJAISAL MER.

[5]. الماس

[6]. در متن سجده آش

[7]. در متن گلدسته آش

[8]. در متن صاحب قرآن

[9]. هر لکهه برابر با یکصد هزار روپیه

[10]. در متن بست

[11]. کارمزد، حقوق

[12]. بست

[13]. درمتن هفتدهم

[14]. در متن بست

[15]. شرق

[16]. غرب

[17]. دو آشپز

[18].  در متن آراضی

[19]. مربع

[20]. ششمین

[21]. حرز مکتوب

[22]. واژه ناخوانا

[23].  کاخ

[24]. واژه ناخوانا

[25]. مکان خاصی در ساحل رودخانه که برای شنا و شستشوی لباس استفاده می شود.

[26]. در متن بصورت آیوان نوشته شده است.

[27]. خانه های کوچک

[28]. حقوق بگیران ماهیانه

[29]. صدها هزار

نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

نسخه‌خوانی(۴)؛ تاریخ چند طاعون و زلزله در فاصله سال‌های 1194 تا 1261ق

رسول جعفریان

متن زیر مشتمل بر شماری از اتفاقات هولناک از طاعون و زلزله در منطقه آذربایجان، به خصوص شهر مراغه است

وجوه افتراق و اشتراک نهادهای میراث فرهنگی(آرشیوها، کتابخانه‌ها و موزه‌ها)

نویسندگان

از کهن‌ترین سازمان‌های فرهنگیِ که میراث‌دار دستاوردهای فکری و معنوی جوامع انسانی،کتابخانه‌ها، آرشیوه