۱۷۸۲
۰
۱۳۹۲/۰۲/۱۷

نشانه ها (بخش 3 و 4)

پدیدآور: رسول جعفريان

خلاصه

ادامه مطالب کوتاهي را که با عنوان نشانه ها آغاز کرده بودم در اينجا ملاحظه مي فرماييد.
13. شب ماشوش!
این ترم، درسی با عنوان مناسبت ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس داشتم و به اجبار! به مطالعاتی در باره مناسبات ایران و جنوب عراق و منطقه بحرین مشغول شدم. دو نکته را یادآور می شوم. اولا بحرین در اصطلاح قدیم آن از زیر بصره تا نزدیکی مرزهای عمان را در سواحل جنوب غربی خلیج فارس شامل می شده و در عمق، شامل منطقه قطیف و احساء‌ تا هفوف که در شمال ریاض است هم می شده است. دوم این که این منطقه از آغاز شیعه علی بن ابی طالب (ع) بودند و قبیله عبدالقیس که ساکنان اصلی این منطقه بودند در جنگ جمل که در بصره رخ داد، جانب ایشان را گرفتند.. در اواخر قرن سوم قرامطه که شعبه ای از شیعیان فاطمی و اسماعیلی و البته افراطی و بدوی بودند پدید آمدند. شماری از آنان با گناوه و اهواز و بصره مرتبط بودند اما مرکز ثقل فعالیت در بحرین و قطیف و احساء بود. قرامطه سالها یعنی از حوالی 280 تا 470 در این منطقه حکومت کردند و البته به دلیل همین اسماعیلی بودن، مثل فاطمی ها آثار فرهنگی آشکاری نداشتند. با این حال قبایل عربی این نواحی مانند عبدالقیس شیعه بودند. جانشین قرامطه یک دولت شیعی با نام دولت عیونی بود که اطلاعات کمی در باره آنها به خصوص در زبان فارسی هست. دولت عیونی به تقریب در حوالی سال 466 پدید آمد و توانست قرامطه را برانداخته و از سوی دیگر پای سلجوقیان را هم ازین منطقه قطع کند. سکه هایی از رجال ین دولت که تا قرن هفتم بودند، برجای مانده که علی ولی الله دارد. شهرت دارد که اینها تشیع معتدل تری در این ناحیه مستقر کردند. سندی در سجلات مستنصریه مربوط به مستنصر فاطمی هست که او به حاکم صلیحی یمن نوشته است که دولت عیونی مربوط به فاطمیان است و خطبه به نام آنان می خواند. اما به نظر می رسد اثر فاطمی در آنها چندان نیست و حدس قوی آن است که این دولت به تدریج شیعه امامی شده و این همان تشیعی است که تا به امروز در بحرین مانده است.
اما سوژه این بحث این که ابن مقرب که شاعری از عیونی ها بوده و دیوانش تاریخ این سلسله است (و خودش 618 در موصل بوده!) در شعری می گوید یکی از امرای ما رسم ماشوش را برانداخت. منا الذی ابطل الماشوش و انقطعت / آثاره و انمحی فی الناس و انطمسا. این رسم ماشوش یا حاشوش که در برخی از منابع آمده چیست که قرامطه به آن متهم شده اند؟ شوقی ضیف لابد بر اساس همین شعر در باره دولت عیونی می گوید که اینها دولت قرامطه را برانداختند و به خصوص رسم ماشوش را. سپس در باره این رسم می نویسد: در این رسم چنان که زنان و مردان اینها در شب عاشورا جمع شده، شمع و چراغ روشن کرده، می نوازند و می رقصند و بعد هم چراغ را خاموش کرده مختلط می شوند. (تاریخ الادب العربی شوقی ضیف ج 5، ص 42). جالب است که می گوید بنا به نقل فواد حمزه در کتاب قلب جزیره العرب این رسم تا به امروزه هم باقی مانده است که به دین ترتیب آن را به شیعیان نسبت می دهد! حقیقت آن است که لیله الماشوش اصطلاحی مسیحی است که به گفته ابوریحان به شب 19 صوم ایلیا یا شب جمعه ای که مسیح در آن گرفتار مصایب صلیب شد گفته می شود. اقوال دیگری هم هست. این شبی است که مسیحیان در آن شب، مسیح را طلب می کنند (الاثار الباقیه: 400). این اتهام نخست بار به مسیحیان زده شده که در آن شب زنان و مردان مختلط شده و چراغ ها را خاموش کرده و در هم آمیخته می شوند. اتهام یاد شده از پیش از اسلام وجود داشته و همان زمان نیز مسیحی ها آن را تکذیب کرده اند. http://www.bible-researcher.com/persecution.html. انعکاس این اتهام به مسیحیان در آثار مسلمانان هم دیده می شود که نمونه آن در معجم البلدان است (معجم البلدان، ج 2، ص 508) که از کتاب الدیارات شابشتی گرفته است. در کتاب دیارات النصرانیه فی الاسلام هم از حبیب زیات بحثی در باره شب ماشوش دارد. اما جالب است که این اتهام جنسی، به تدریج در مناطق عراق و سوریه و بحرین توسط مخالفان هر فرقه و طایفه به دیگری منسوب می شده است. دروزیها، شبکی‌ها، یزیدی‌ها، نصیری ها و عده ای دیگر غالبا محل اصلی این اتهام که ریشه مسیحی داشته و در آنجا نیز اساسی نداشته، شده اند. مقاله بسیار عالی در باره ماشوش یا حاشوش توسط مصطفی جواد در مجله لغة العرب سال هشتم، شماره 5 منتشر شده که ریشه لغوی آن، آنچه در باره مسیحیان یا قرامطه بوده و اتهاماتی که عینا به شبکیه و یزیدیه زده شده و این که اساس همه اینها اتهامات بی پایه است شرح داده شده و نشان می دهد که اتهامات جنسی چه جایگاهی در بحث ها فرق و مذاهب دارد. معمولا ای اتهامات به خرم دینان نیز زده شده است. مصطفی جواد تمامی این اتهامات را نشأت گرفته از نوعی دشمنی فرقه‌ای دانسته و قبول ندارد. اما مقاله دیگری با عنوان «لیلة الماشوش و لیلة الکفشة» توسط شکری محمود احمد در مجله الرساله در سال 1966 شماره 742 منتشر شده که اطلاعات دیگری در این باره در آن درج شده و از جمله اتهاماتی که نسبت به بابکیه هم در امور جنسی و از همان قبیل زده شده مورد بحث قرار گرفته است. گرایش این نویسنده این است که گویی تمامی آنچه در باره مسیحیان و بابکیه و قرامطه و نصیریه و شبکیه و غیره و غیره گفته شده ثابت دانسته و همه را متهم می کند که چنین شبی با چنین اختلاطی داشته‌اند. او ماشوش را از کلمه مش یا مس می داند که از همان مس کردن و لمس کردن گرفته شده است. جستجوی بیشتر توسعه این تهام را در دو سه دهه اخیر نسبت به شیعیان نشان داده و ادبیات و لغات تازه هم برای آن درست شده است. لیلة الطفئه که به معنای شبی است که چراغها را خاموش می کنند. لیله الافاضه، لیله التشویق هم از دیگر تعابیری است که در این باره بکار می برند. این تعابیر را می توان در فحش نامه هایی که در سالهای اخیر غالبا توسط سلفی ها علیه شیعه نوشته شده ملاحظه کرد.

14. یک نقشه از قم از سال 1330
سالهاست دوست عزیزم جناب آقای حجت الاسلام و المسلمین شیخ محمد رضا انصاری قمی اطلاعات مربوط به قم را از آثار مرجع استخراج می کند. معلوم می شود حالا به نتیجه رسیده است. امروز (5 اردیبهشت) که در فاتحه پدر جناب آقای معراجی در قم بودیم، نسخه ای چاپ شده از این کتاب را جناب آقای ربانی به بنده دادند و فرمودند که دیروز از چاپ درآمده است. یک گام دیگر در قم شناسی برداشته شد. برای بنده قم حکم وطن دوم را دارد که بیش از وطن اول در آن زیسته ام. بنابرین علاقه مند به شناخت آن هستم. این کتاب محصول چنین سال جستجوی مداوم مؤلف است و اطلاعات موجود در منابع را از قرن چهارم تا قرن چهاردهم در آن فراهم آورده‌اند. منابع جغرافی، منابع تاریخی و در پایان منابع سفرنامه ای، مآخذی هستند که اطلاعات مربوط به قم از آنها استخراج و در اینجا درج شده است. جالب است که حتی از کتابهایی که تمام آنها راجع به قم بوده، برخی از اطلاعات گزینش شده و در اینجا درج شده است. برخی از مقالات قم شناسانه مانند آنچه آقای حسین مدرسی نوشته اند، عینا درج شده است. این اطلاعات به صورت دستی استخراج شده و اگر از منابع دیجیتالی قابل سرچ این کار انجام شود، مسلما حجم آن بیشتر خواهد بود. مع الاسف کتاب فهرست اعلام که ندارد و این عیب بزرگی است. مگر آن که به سرعت متن کامل آن روی اینترنت گذاشته شود. حتی فهرست نام کتابها. فقط در فهرست ابتدای کتاب، نام کتابهایی که مطالب از آنها گرفته شده، و به ترتیب زمانی است، منهای سفرنامه ها که خود ردیف تاریخی مستقل دارد، درج شده است. کتاب توسط بنیاد قم پژوهشی و در تیراژ هزار نسخه در 461 صفحه در سال 1392 منتشر شده است.
در میان آثاری که آقای انصاری استفاده کرده نامی از کتاب راهنمای ایران را که در سال 1330 توسط دایره جغرافیایی ستاد ارتش چاپ شده ندیدم. در آنجا یک نقشه بسیار عالی از قم درج شده و اطلاعاتی هم مربوط به کلیات این شهر دارد که آن هم مغتنم است. تصویر این دو صفحه را در اینجا می گذارم. (به دلیل اشکال فنی نتوانستم تصاویر را در اینجا بگذرم. لطفا برای دیدن آنها به وبلاگ بنده در خبرآنلاین (نشانه های 3) مراجعه فرمایید.

15. مسامحه با مردم: جوانمردی یک پادشاه از زبان پادشاه مغول
رشید الدین فضل الله، این وزیر دانا که به هیچ روی با هیچ وزیری در تاریخ ایران قابل برابری نیست، دو سال از وزارتش را در روزگار سلطان محمد خدابنده یا همان الجایتو که گنبد سلطانیه در نزدیکی زنجان از اوست، زیست. عاقبت بدخواهان، سلطان را تحریض کردند و سبب شهادت این مرد بزرگ شدند. اگر در این عالم، کتابی جز جامع التواریخ نبود که نخستین تاریخ عمومی جهان با فراگیرترین محدوده زمانی و جغرافیایی است، کافی بود که او را دارای اندیشه ای والا بدانیم. تک تک آثار و رسائلش و به خصوص وقف نامه ربع رشیدی او سندی بی نظیر در تاریخ فرهنگ در ایران است، ایرانی که امروز گرفتار این همه تنگ نظری و آشفتگی شده است. بگذریم.
رشید الدین دارای نگاهی باز و روشن بود و تلاش کرد تا افزون بر علوم که در میان مسلمانان بود و بخشی از آن یونانی و ایرانی، نگاهی به شرق داشته باشد، نگاه به چین. با این نگاه که بخشی هم به خاطر تسلط مغولان بود، دریای تازه ای از معارف و علوم به ایران سرازیر شد، جز آن که آشفتگی‌هایی که در آخرین دهه های حکومت ایلخانان پدید آمد، اجازه به ثمر رسیدن این حرکت علمی را که رکنی از آن خواجه نصیر و رکنی دیگر خواجه رشید الدین بود، نداد.
اخیرا به همت میراث مکتوب کتاب مفتاح التفاسیر او منتشر شده است. سابقا کتاب الاسئله و الاجوبه او که در پاکستان چاپ شد، حاوی نکات تفسیری فراوانی بود و بنده از این که او مفتاح التفاسیر دارد غافل بودم. نسخه ای از کتاب را جناب ایرانی داد. جایی را که باز کردم، سخنی است که خواجه از سلطان محمد خدابنده در باره برخورد سلطان با رعایا مطرح کرده و خودش هم از آن اعجاب کرده است.
و اتفاق چنان افتاد که چون این ضعیف به نوشتن این معانی مشغول بود، پادشاه اسلام ـ خلد الله ملکه ـ با نزدیکان و مقربان حضرت بر سبیل ارشاد در باب سخاوت فرمود که تصور شما آن است که سخاوت آن باشد که زر و جامه و انواع قماشات به هر کس دهم و غایت جوانمردی آن تصور می‌کنید که هرچه در خزانه موجود است از زر و نقود و اجناس ببخشم و تا حدی که آن را نیز که پوشیده باشم، ببخشم. غایت جوانمردی این را تصویر [می‌] می‌کنید! مرا اندیشه آن است که نه چنین باشد، چه، هرچه به غیر محل و استحقاق دهند اسراف و تبذیر و تلف مال باشد و خلل دیگر بسیار در ضمن آن. و در وقتی که به محل استحقاق دهند شرط آن است که همچنان که از مال احسان می‌کنند از جاه نیز احسان کنند، و در تمامت افعال طریق احسان سپرند، مانند عفو در تمامت گناهان مردم چنان که به خللهای دیگر سرایت نکند و خود را از غضب و شهوت و حرص و طمع و عجب و تکبر و تجبر هر عملی و قولی که از آدم صادر تواند شدن خود را نگاه دارند تا در آن جوانمردی کرده در رضای حق کوشند و با خلایق مسامحه کنند و بدانچه مقدر باشد و دانند که به خللهای کلی سرایت نمی‌کند از سر آن درگذرند و در رضای خالق و خلایق نگاه دارند. جوانمردی تمام آن تواند بود. (مفتاح التفاسیر: ص 166)

16. کتابی تازه در باره سیره امام علی (ع)
سالهاست دوستم جناب آقای دلشاد تهرانی در باره سیره نبوی و سیره علوی پژوهش می کند و آثار فراوانی در این باره تالیف کرده است.
این کتابها غالبا بر اساس منابع کهن از یک سو و مشتمل بر برداشت ها و تفسیرهایی است که ایشان در ترتیب و ترکیب نصوص دارند. بحث از سیره نبوی به لحاظ تاریخی بسیار کهن است اما طی قرون همواره نظر شماری از نویسندگان آن بوده است تا از منابع سیره، نوعی از سبک زندگی را استخراج کنند. در این زمینه آثاری پدید آمده و این اواخر علمی هم به نام فقه السیره بنیان گزاری شده و در ایران و کشورهای اسلامی دیگر در این باره آثاری نوشته شده که بنده شرحی در باره آنها در مقاله ای که در باره این دانش یعنی فقه السیره نوشتم داده ام.
اساس علم فقه السیره آن است که چون سیره نبوی حجت شرعی است می توان از مجموعه اخباری که در این باره نقل شده و در ترکیب با آیات قرآنی و فرمایشاتی که از رسول (ص) نقل گشته یک سبک و سیاقی برای زندگی سیاسی و اجتماعی و نیز زندگی فردی به دست آورد. در همان مقاله هم من یادآور شدم که این بحث چه ارتباطی با فقه دارد؟‌ کسانی که در این باره نوشته اند برای حل همین مسأله عنوان فقه السیره را انتخاب کرده اند. اما این که آیا اشکال کاملا حل شده است یا نه به نظر می رسد نشده و عمده دلیل آن این است که فقه سنتی روش های جدی تر و سختگیرانه تری برای استنباط احکام دارد.
این در حالی است که در سیره یا به عبارتی در فقه السیره اخلاق و فقه و نیز آنچه به عنوان سنن یعنی مستحبات است که در آنها سختگیری زیادی لازم نیست و معمول نمی شود خلط شده است. در هر حال بحث فقه السیره یکی از بحث های مهمی است که گاه مستندات ضعیفی پیدا می کند. چون قرار را بر این گذاشته تا برای همه زندگی نمونه عملی پیدا کند. خاطرم هست که رئیس دولت دهم وقتی می خواست در یکی از مناظرات چهار سال قبل مطلبی را در باره بی آبرو کردن افراد به قول وی اهل فساد بگوید به حدیثی استناد کرد که در باره اهواز نقل شده و گویا امام دستور داده که داغ به آن شخص بزنند و در شهر بگردانند. بعدها معلوم شد که این روایت در مآخذ امامی نیامده و گویا فقط در دعائم است که اثری است حدیثی از اسماعیلیه. در این باره البته باید بحث شود اما مقصود آن است که اگر قرار باشد به هر خبری که در باره نوعی سبک برخورد آمده استناد کنیم و از آن یک سبک زندگی اجتماعی و فرد بسازیم این قبیل استنادات نامتعارف اما به ظاهر انقلابی و مردمی نیز به وجود می آید این در حالی است که فقه به این سادگی زیر بار چنین دعاوی نمی رود. [اخیرا باز دیدم یک منبری به رفتار پیامبر با خالد بن ولید در کشتن بنی جذیمه استدلال کرده که پیامبر (ص)‌از روی مصحلت جرم او را نادیده گرفت در حالی که از قدیم در فقه، رفتار مزبور که حکایتی جز ماجرای مالک بن نویره است، به عنون قتل شبه عمد مورد توجه فقها قرار گرفته و رفتار پیامبر (ص) کاملا فقیهانه تعبیر شده است. کسی هم رد او نوشته بود و گفته بود که ایشان برداشت ماکیاولی از سیره نبوی کرده است. این نزاع‌ها نشان می دهد داستانهای سیره، به سادگی نمی تواند مبنای فقه باشد].
دوست ما جناب دلشاد در کتاب رخساره خورشید تلاش زیادی کرده است تا بر اساس نهج البلاغه، سیره امام علی علیه السلام را تدوین کند. مباحث اولیه در باره اصل نهج البلاغه، معرفی آن و سپس روش های مطالعه نهج البلاغه است که به نوشته ایشان، روش مروری، تجزیه ای و موضوعی است.
بحث بعدی در باره مفهوم سیره است که به آنچه در سطور آغازین گفتیم مربوط می شود و تعاریف کلی را از سیره بدست داده اند.
روش ایشان این است که اصولی را استخراج کرده و بر محور آنها عناوین فرعی تر همراه با مستندات از نهج البلاغه انتخاب و به خواننده تقدیم شده است.
مثلا اصل مرزبانی و حریم داری و پرواپیشگی که در عناوین فرعی تری مانند عرصه فردی، اجتماعی، حکومت، اقتصادی، نظامی و قضایی و دینداری مورد بحث قرار گرفته است.
اصل پایبندی به کیفیت استخدام وسیله باز در تک تک عرصه هایی که گذشت مورد بحث قرار گرفته است.
اصل اعتدال و میانه روی به همچنین.
اصل پارسایی، تکریم، پاسداشت حقوق، رفق و مدارا، صراحت و صداقت، و اصل عدالت در همان عرصه های یاد شده مورد بحث قرار گرفته است.
اصل کتاب در 1072 تنظیم شده و فهرست اعلام نیز در ادامه آمده است. چاپ کتاب بسیار زیبا و نفیس انجام شده است.

17. مصاحبه سید حسین نصر در باره جشن های شاهنشاهی
درس تاریخ درس عجیب و غریبی است. آدمها ممکن است خودشان یا دیگران، اعمالشان فراموش شود اما متاسفانه یا خوشبختانه، دست کم برخی از گفته هایشان در تاریخ می ماند و برای همه درس می شود. اوراق قدیم را ورق می زدم. چشمم به مصاحبه آقای دکتر نصر در باره جشن های دوهزار و پانصد ساله افتاد. برای ایشان به عنوان یک فیلسوف احترام زیادی قائلم. اما فیلسوفها هم مانند دیگران ممکن است ابزاری برای حاکمان باشند، حتی اگر خیلی فیلسوف باشند. اخیرا هم دستم لغزید و یادداشتی در باره آقای نصر نوشتم. بخاطر تندی‌هایی که در حق جلال و شریعتی کرده بود. البته انتقاد غیر از تندی کردن و نسبت دادن‌های ناروا و از سر خودبزرگ بینی و تحقیر دیگران است. آنجا هم گفتم آن زمان که شریعتی آواره بود، جناب نصر موقعیت خوب و آرامی برای فکر کردن داشتند. گاهی هم ابراز وجود می‌کردند. از ایشان پرسیده‌اند:
به طور کلی جشن های شاهنشاهی در زنده کردن تمدن گذشته ایران چه نقشی دارد، و از لحاظ فلسفی و اجتماعی چه تاثیری بجای خواهد گذاشت؟
ایشان پاسخ داده‌اند: به نظر من جشن های شاهشناهی بهترین موقعیتی است که ایرانیان از نو خود را بشناسند. جشنها علاوه بر اثرات حاصل از عمران و آبادی و احیای خرابیها، نه تنها ایرانیان را به تمدن خودشان آگاه می سازد، بلکه احیاگر تمدن اسلامی و تمدن هخامنشی است. همچنین مبین استقرار و دوام این فرهنگ است. جشنهای دو هزار و پانصدمین سال شاهنشاهی ایران می تواند عاملی باشد که تا حدی غرب زدگی و بی توجهی به فرهنگ ایرانی ترمیم شود و برای ایرانیان نوعی خودشناسی پدید آورد. مهم ترین نقش جشن های شاهنشاهی و نمایاندن تمدن کهن ما، مطالعه آثاری است که در این زمینه منتشر خواهد شد. البته مشروط بر آن که این مطالعه برای مدت کوتاهی نباشد. (روزنامه جشن های شاهنشاهی، شماره 44، ص 5).

18. رونمایی از کتابم بدون دعوت از خودم!
سه روز اول نمایشگاه کتاب را حاضر بودم و برای کتابخانه تاریخ 15 میلیون تومان کتاب خریدم. نکات جالبی برایم بود. اول پول بی ارزش ما که دهها بسته پول آوردیم و با اندکی کتاب بیرون رفتیم. خدا بخیر بگذارند تا مثل عراق نشویم که دینار عراقی زمانی به هیچ و پوچ تبدیل شده بود. گرانی کتاب وحشتناک است به خصوص کتابهای خارجی که به خاطر دلار مشکل زیادی دارد. البته کتاب مقالات و رسالات خود بنده هم که تازه از چاپ درآمده با 806 صفحه 43 هزار تومان قیمت خورده است. نکته دیگر آدم های زیادی بود که در نمایشگاه دیدم. روز دوم و سوم بیشتر کتاب عربی خریدیم. آثار فراوانی از نوشته های مدرن چاپ شده که بیشتر تحلیلی نسبت به بهار عربی و جریانهای فکری معاصر است. کارهای قدیمی کمتر خریداری می کنیم و البته کمتر هم هست. در این بین آدمهای زیادی را دیدیم که جالب بود. از جمله آقای فرید قاسمی و مطلبی کاشانی و آرش افشار و سهیل محمودی و علیرضا برازش که تازگی به ریاست انتشارات امیر کبیر رسیده و خیلی های دیگر. خیلی از افرادی را که دیدم و اغلب نمی شناختم از کار کتابخانه مجلس تشکر می کردند. واقعا شرمنده ام که نتوانستم بیشتر کار کنم. من و همکارانم در کتابخانه تاریخ، تک تک غرفه ها را برای خرید کتاب سر می زنیم. آثار تاریخی جدید را می بینیم. با لیست موجود در کامپیوتر چک کرده و اگر نداریم خریداری می کنیم. تعداد کتابهای کتابخانه تاریخ 123500 عدد شده که دایما در حال افزایش است. این هفته تعداد زیادی کتاب کهنه هم به کتابخانه رسید که باید چک کنیم. امسال مشکل جدا کردن بخش عربی و لاتین از بخش فارسی مشکلاتی را درست کرده است. یک پل هوایی بین قسمت شمال و جنوب خیابان شهید بهشتی هست که بسیار شلوغ است. جالب است پله برقی هم هست که خراب و در حال تعمیر بود. ان شاءالله بعد از نمایشگاه اصلاح خواهد شد. آن بخش مربوط به سپاه یا ارتش است که اختصاص به بخشهای لاتین و عربی پیدا کرده و مرتب مردم در حال رفت و آمد بین اینها هستند. پل در برخی از ساعات شلوغ است. ناهار را معمولا گوشه ای از ساختمان زیر درخت ها می خوردیم. یک ناشر عربی که سر پایین آوردن قیمت چانه می زدیم گفت برای ما صرف نمی کند، اما برای این که نگویند ایران تحریم شده می آییم تا کمکی کرده باشیم! این هم منت عجیب این آقا!
از میان کتابهایی که خریدیم یک اثر شگرف هم بود. کتابی عربی از بسام نادر که در باره وضعیت افتضاح نظام مالی جهان و دلار امریکایی است که نقش دجال را بازی می کند. «فضیحة اللانظام المالی و الدولار الامریکی الدجال». کتاب را ناشری با عنوان النخبه چاپ کرده است. اما اسم این کتاب عجیب است و آن هم «مرگ بر امریکا» یعنی نام کتاب، همین عبارت است. کتاب 238 صفحه و چاپ بیروت در همین سال جاری است.
عصر روز 13 اردیبهشت حوالی دو به خانه آمدم تا برای کلاس فردا مطالعه کنم. اخبار را روشن کردم. اعلام کرد که ساعت شش رونمایی از اطلس شیعه به عربی است. جالب است که خودم دعوت نداشتم اما ساعت شش رفتم. دیدم ساعت پنج برگزار شده است و وزیر و رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات هم بوده اند. وقتی رسیدم که تمام شده بود. معلوم نشد چرا خودم دعوت نشده بودم. این هم گزارش رونمایی از کتاب در سایت سازمان فرهنگ و ارتباطات
http://www.icro.ir/index.aspx?siteid=261&pageid=32423&newsview=597756
یادش بخیر که در مراسم جایزه سال برای همین اطلس هم آن قدر دیر اعلام کردند رئیس جمهور لوح بنده رو امضا نخواهد کرد و لذا شما به جلسه نیایید که فرصت نشد به خانم بگویم وارد جلسه نشود و ایشان وارد جلسه شده بودند و شرمنده شدم که رفته بود و دیده بود که اصلا خبری از اسم و رسم این کتاب نیست. و البته یاد کنم از مردانگی آقای دکتر پرویز که گفت از نظر ما کتاب برنده جایزه سال است و جایزه را هم داد.سری به سرای اهل قلم زدم. رونمایی از کتاب «محمد ص» به انگلیسی از آقای ابراهیم حسن بیگی بود. آخر مراسم بود. مرا هم صدا زدند تا در رونمایی باشم. شگفت زده شدم که برای کتاب خودم دعوت نشده ام اما به طور اتفاقی در رونمایی کتاب دیگری شرکت کرده و با کمک دیگران، پرده را از روی کتاب کنار زدم. امسال در نمایشگاه کتاب جامع المقدمات بنده چاپ شد که متن 277 مقدمه است که بیش از 250 عدد آن مقدمه کتابهایی است که کتابخانه چاپ کرد. «مقالات و رسالات تاریخی دفتر اول» هم چاپ شد. در واقع دوره قبلی مقالات تاریخی من که بیست جلد شد، پرونده اش را بستم و سری جدیدی را شروع کردم. حالا باید با اطلس عربی بگویم سه کتابم در نمایشگاه برای اولین بار عرضه شده است.

19 تحریم راه بصره برای حج توسط شاه سلیمان صفوی
به تازگی کتاب المدنیات چاپ شده که اثری است بسیار ارزشمند و جالب توجه. سالهاست آقای واثقی همت خود را مصروف شناخت ریشه های فرهنگ تشیع در حرمین شریفین کرده تا نشان دهد شیعیان در ادوار مختلف تاریخی تا چه حد در آنجا نفوذ و حضور داشته اند. جلد اول این مجموعه فقهیات مربوط به مدینه و جلد دوم اسناد ومداراک و اجازات و چیزهای دیگر است. بنده هم در کتاب فرهنگ و سیاست جلد دوم فصلی را به مسائل ایرانیان و حرمین و حج اختصاص داده‌ام. حالا باید بر اساس اطلاعات ایشان دوباره روی آنها مرور کنم. اما در این فاصله که سفرنامه شاردن را می خواندم و اگر آدم چندین بار هم بخواند کم است، یادداشتی در باره تحریم راه حج از طریق بصره توسط شاه سلیمان صفوی یافتم و این که امیر بصره آمده است تا تعهد بسپارد تا بار دیگر حجاج از این راه به حج بروند. شاردن در دوره سلیمان صفوی (1077 ـ 1106) در ایران بوده و در این باره می‌نویسد:
روز شانزدهم فرستاده متشخصى از طرف پادشاه بصره براى عرض ابلاغ مراتب یگانگى و آشتى و صفا وارد اصفهان شد. شخصیّت مهمى به نام میرحاجى یا امیر الحاج نیز همراه وى بود. امیر الحاج عنوان رؤساى کاروانهاى بزرگى مى‏باشد که به زیارت مکّه مى‏روند. مکّه از جمله شهرهاى عربستان است، و تا شعاع بیست فرسنگى آن براى مسلمانان آن سرزمین مقدس است. قصد و هدف این دو از آمدن به پایتخت ایران این بود تا از شاهنشاه استدعا و التماس کنند منع سفر کردن زائران را به مکّه از راه بصره لغو کند. توضیح این که چون عاملان بصره به زائران ایرانى هنگام درآمدن و عبور از آن شهر آزار بسیار مى‏کردند، و ناروا عوارض سنگینى از ایشان مى‏گرفتند دربار ایران دستور داده بود از راه دیگر به مکه سفر کنند. اتخاذ این تصمیم و اجراى آن مردم بصره را از درآمد زیادى که از این راه نصیبشان مى‏کرد محروم کرد و بسى نگذشت بر اثر نقصان این عواید سرشار زندگى قاطبه مردم بصره به تنگدستى و سختى انجامید. پیش از آن هر سال قریب ده هزار نفر از راه بصره به مکه مشرف مى‏شدند، و از چند سال پیش زائران راهى دیگر اختیار کرده بودند. پاشاى بصره ضمن نامه‏اى که همراه این دو شخصیّت به دربار ایران فرستاده بود معروض داشته بود که وى خطاکارانى را که مایه ایذاء و آزار زائران ایرانى مى‏شده‏اند به سختى مجازات کرده و همه‏گونه موجبات آسایش و رفاه و رضاى زائرانى را که از بصره مى‏گذرند فراهم آورده، و از این پس مى‏توانند بى‏هیچ نگرانى از پرداخت عوارض سنگین و مزاحمتهاى دیگر با خیال راحت از این راه به زیارت مکّه بروند. امیر الحاج متعهد شد که از آن پس هیچ‏یک از زائران ایرانى از مأموران بصره گله و شکایت نداشته باشد، و چندان در این‏باره پافشارى کرد که استدعایش پذیرفته شد. از آن پس خیمه بزرگى در بازار کهنه شهر برپا داشت، و اعلام کرد کسانى که مایل به زیارت خانه خدا مى‏باشند اعم از زن یا مرد مى‏توانند به آنجا مراجعه و نام‏نویسى کنند، و او با هزینه‏اى نه بسیار زیاد، وسایل مسافرت ایشان را فراهم مى‏کند. (سفرنامه شاردن ج 2، ص 615 ـ 617)
نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

آگاهی‌هایی از اندیشه و اجتماع در لار در نیمه نخست قرن یازدهم هجری

رسول جعفریان

قطب الدین لاری (م بعد از 1032)، منجم و صوفی، شارح کتاب اعتقادات نوربخش، به نام سراج السالکین، از منج

رفع نزاع علمی و دفع خلاف عقلی، به جنگ راست نیاید!

رسول جعفریان

عنوان این مقال، برگرفته از متنی است که گزارش آن در اینجا آمده است، نویسنده که حالی سال 1075 می زیسته

منابع مشابه بیشتر ...

ذکر جمیل محمد تقی دانش پژوه

رسول جعفریان

گزارشی است کوتاه از فعالیت های استاد محمد تقی دانش پژوه که در مقدمه کتاب «محمدتقی دانش پژوه در دانشگ

سید محمدعلی مبارکه ای و اسلام خالص

رسول جعفریان

کتابچه اسلام خالص، اثری از سید محمدعلی مبارکه ای (م 1325ش) است، یک منبری پرکار و نویسنده که در باره

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

يک گزارش و سه سند در باره حجاج ايراني در راه جبل

رسول جعفريان

یش از یک هزار و سیصد سال، ایرانیانی که عازم حج بودند از راه جبل، به مکه می رفتند. این راه، حد فاصل ک

نشانه ها 11 _ 15

رسول جعفريان

نشانه ها گزيده اي است از نکات برگزيده در حوزه کتاب و تاريخ. اين سري در وبلاگ بنده در خبرآنلاين با تص