۱۹۱۶
۰
۱۳۹۱/۰۶/۱۵

رساله در جغرافي سودان

پدیدآور: مصحح: رسول جعفريانمترجم: فروغي

خلاصه

رساله اي است در باره جغرافياي سودان که به مناسبت قيام مهدي سوداني نوشته شده و هدف آن آشنا کردن مردم با موقعيت جغرافيايي سودان و محل قيام وي بوده است.
انعکاس قیام مهدی سودانی در ایران
این روزها که مشغول تحقیق در باره متمهدیان بودم، ضمن بررسی شرح حال مهدی سودانی که طی سالهای 1881 ـ 1882 (1299 ـ 1300ق) در سودان علیه نیروهای مصری و انگلیسی شورید، دنبال برخی از انعکاسات این ماجرا در ایران گشتم.
شهرت این قیام و پیروزیهای اولیه آن سبب شد تا اولا تمام دنیا بویژه اروپا متوجه سودان شود و ثانیا بسیاری از چهره‌های سیاسی و فرهنگی متوجه پدیده‌ای به نام «مهدی» شوند. همان زمان شخصی به نام دار مستتر کتابی در باره مهدی از آغاز تا قرن سیزدهم نوشت که بعدها در سال 1317ش در ایران ترجمه و منتشر شد.
مهدی سودانی که خود را احمد بن عبدالله می نامید، یک طلبه علوم دینی بود که به تدریج شور انقلابی علیه مصری‌ها در وی پدید آمد و به عنوان اصلاح بلاد و رفع فساد، با استفاده از ذهنیت مهدی که در مغرب بارها دولت های بزرگی چون دولت فاطمی و موحدین را برپا کرده بود، قیامش را آغاز کرد. اروپایی‌ها از این قیام سخت برآشفتند و ضمن آن که آماده سرکوب آن شدند، تلاش زیادی برای شناخت آن و نیز شناخت منطقه‌ای که قیام در آن صورت گرفته انجام دادند. برخی از این تحقیقات به ایران هم رسید و به فارسی ترجمه شد و عمدتا در اختیار ناصرالدین شاه (و یکی هم اهدائ به محمدعلی شاه شده که البته متأخر از بقیه آثار تألیف شده) قرار گرفت.

برخی از این رساله‌ها و مقالات عبارتند از:

1 . رساله در باره متمهدی (کتابخانه ملی، فهرست، ج 5، ص 435) از حبیب الله کاشانی. در توضیح آن آمده است: نويسنده كه عضو سفارت ايران باسكندريه بوده، پس از برخاستن آوازه متمهدي و جنگ او با انگلیسی ها و مسأله سودان این اثر را نوشته است. وی در سال 1280 سفری به سودان کرده و آنچه را که برای شناسایی مهدی سودانی لازم بوده به دست آورده است. او مدعی است که بدون حب و بغض این مطالب را گردآورده و این زمانی است که هنوز متمهدی بر سر قدرت بوده است. این رساله شامل هفت برگ می شود.
2 . نامه متمهدی (کتابخانه ملی، فهرست، ج 3، ص 455) ترجمه از سید عبدالمطلب بن ادیب کاشانی. متنی است از خود مهدی سودانی که در سال 1301 ترجمه و به ناصرالدین شاه اهداء شده است. اصل نامه که از طرف مهدی سودانی ارسال و توسط میرزا یوسف خان مستشارالدوله حاکم بوشهر برای ناصرالدین شاه ارسال شده و توسط این شخص به فارسی درآمده است.
3 . مطالبی ترجمه شده از روزنامه‌های مختلف (مجلس، جلد دهم، بخش سوم، ص 1600). متنی هایی است ک میرزا عیسی خان از روزنامه‌های فرانسوی در باره متمهدی سودانی ترجمه کرده است. این ترجمه ها در سال 1301 انجام شده است.
4 . مطالبی ترجمه شده از مطبوعات عربی توسط میرزا علی خان (مجلس، ج 10، قسمت سوم، ص 1608).
5 . شرح حال متمهدی سودانی از عیسی مترجم (مرعشی، ج 10، ص 104 ـ 106). این متن در مجله تاریخ و فرهنگ معاصر شماره اول صص 80 ـ 92 توسط آقای محسن صادقی منتشر شده است.
6 . سفرنامه استانلی به افریقا (فهرست ملی، ج 4، ص 177 ـ 179) ترجمه آوانس خان، کتابت در 1308، اهداء به ناصرالدین شاه. در شرح آن آمده است: چون متمهدي سوداني قيام كرد و خرطوم و گردوفان بگرفت و اقتدار بهمرساند همه منقاد او شدند جز امين پاشا نامي كه در برابر او مقاومت كرد. توضيح آنكه متمهدي ابتداء ساخلوي بحر الغزال را از پاي درآورد و بعد ساخلوي مصري را در سودان مضمحل كرد و بعد ازين فتوحات جز ناحيه استوائي بقيه نواحي بدست متمهدي درآمد و فقط امين پاشا در ساخلوي خود شروع بمقاومت كرد و اين امر باعث شد تا استانلي سفري بافريقا كند و او را ازين ورطه نجات دهد سفرنامه استانلي بيان سفر اوست بافريقا و حوادثي كه بر او درين سفر رفته است. این رساله شامل 127 برگ است.
7 . جنگ سودان (کتابخانه کاخ گلستان، تاریخ، ص 91 ـ 93). ترجمه علی محمد مستوفی. این اثر در سال 1308 ترجمه شده است.
توضيحات ترجمه فارسي تاريخ جنگهاي مصريان وانگليس ها با شورشيان سودان ومقدمه اي مختصر در تاريخ سودان ازابتداي استيلاي خانواده محمدعلي پاشاو شرح احوال محمد احمدسوداني معروف به متمهدي كه ازجريده عربي موسوم به اللطائف، منطبعه قاهره مصر،نقل ونگارش يافته است. تعدادصفحات داراي 320 صفحه وهرصفحه 11سطركتابت دارد.
8 . تاریخ سودان نوشته علی محمد شیبانی مجیر الدوله در سال 1325 و اهداء شده به محمدعلی شاه. (کتابخانه ملی، فهرست، ج 4، ص 321). در شرح این اثر آمده است: مملكت سودان يكي از ممالك وسيع افريقاست و در دوره سلطنت محمد علي پاشا خديو مصر باستيلاي مصر در آمد و دولت مصر مدتها بر آن حكم راند تا اينكه طايفه در اويش برياست محمد احمد متمهدي بر آن كشور غلبه كرد و حاكم آن سامان شد. اين زمان مصادف با بسط استعمار انگليس در آن نواحي بود كه سرانجام كار به جنگ انگليسها با متمهدي كشيد. طايفه دراويش و متمهدي رشيدانه جلو انگليسها ايستادند تا آنكه لرد كيچنر فرمانده انگليسي بعد از مرگ متمهدي بر آن ناحيت استيلاء يافت. درين كتاب سرگذشت سودان و مقاومت آنها در برابر انگليسها و وضع جغرافيايي آن محل مفصل آمده است.. این کتاب 112 برگ است.
9 . ترجمه چند نامه از متمهدی و جانشین وی (کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، ج 17، ص 357).
10 . سیاحت نامه و ترجمه حال متمهدی (کتابخانه کاخ گلستان، تاریخ، 565 ـ 567). در شرح این نسخه آمده است:‌ توضيحات شرح مسافرت يكي ازرجال دربار ناصرالدينشاه قاجار است در مصركه حسب الاشاره صدراعظم وقت حالات شيخ احمدمحمدمعروف بمتمهدي كه ازشيوخ معتبر قبايل سودان است برشته تحرير كشيده است و دراين رساله چهارتصوير تك چهره نقاشي آب ورنگ دارد بشرح ذيل .
تصويرشيخ احمد محمد خليفه - شيخ عثمان تاجر برده – تصوير يك زن كه هلهله كنان هنگام جنگ ازعقب شوهروبرادروفرزند روان است ومسلح به شمشير و نيزه است - تصوير يك مردبنام عمرابوخلف كه يكي از بزرگ زادگان است وحامل سپر و نيزه‌اي است و بازوبندي به بازوبسته است. به اضافه يك نقشه جغرافيا ازبلادالعرب وسودان. صفحه اول بخط ناصرالدين شاه قاجار چنين رقم رفته است (تماما ملاحظه شد). تعدادصفحات داراي 18صفحه وهرصفحه 19سطركتابت دارد. آغاز راپورت دعواي احمدمحمدمعروف بمتمهدي وصورت روساي اوكه حسب الاشاره حضرت مستطاب اجل اكرم افخم صدراعظم نوشته ميشود. اين صورت شيخ محمد خليفه است كه ازروساي قبايل معتبرمي‌باشد و سردار چهل وپنج هزار كس لشگر ميباشد كه قبل ازآمدن فدوي بعدازقتل وغارت بربرابوحمدراگرفته ونقله رامحاصره كرده بوده...... پايان كيفيت خاتمه ماموريت اين بنده درسنه ماضيه درشهر ربيع الاول ازجانب جنرال قونسولگري دولت عليه ايران بمصراين فدوي رامامور بقونسولگري ... نمودند......ازجهه اطلاع واستحضار اولياي دولت قاهره نوشته شدونقشه سودان وسعيد هم كه اول خاك مصراست دراينجا كشيده شد.
11. رساله در جغرافی سودان ترجمه فروغی که روی آمده است: تألیف و ترجمه فروغی از فرانسه و عربی به علاوه بعضی از تحقیقات سنه 1301ق. این رساله به شماره 3698 در کتابخانه مجلس ثبت شده، مستقیما مربوط به مهدی سودانی نیست، اما رساله‌ای است در جغرافیای سودان، آن هم به این دلیل که به خاطر ماجرای متمهدی سودانی، نام این بلاد در همه جا پیچیده و مؤلف تلاش کرده است تا با ترجمه برخی از متون فرانسوی و عربی و همین طور تحقیقات شخصی، موقعیت این بلاد را مشخص کند. مترجم نامش فروغی است و ترجمه نیز در همان سالهای اولی قیام یعنی 1301ق به انجام رسیده است. این اثر هم کاری است از دورانی که مکتب ترجمه در دوره ناصری در اوج قرار داشت، هم اثری است جغرافی در باره بخشی از دنیا که ایرانیان نمی‌شناختند و هم اشارتی است به اهمیت قیام متمهدی سودانی وانعکاس آن در ایران.
12. مطلبی نیز در روزنامه اطلاع چاپ تهران، شماره 172 مورخ 27 شعبان 1304 مطابق با 22 مه 1887 گزارشی در باره مهدی سودانی درج شده است.
اینها بخشی از متونی است که که در باره قیام مهدی سودانی در ایران انتشار یافته و علی القاعده باید بسیار بیشتر باشد. به نظر می‌رسد در باره این موضوع، یعنی انعکاس این بحث در ایران و متون مربوطه، بتوان یک پایان نامه دکتری نوشت.

رساله در جغرافی سودان

سودان
فتنه محمد احمد که دعوی مهدویت نموده و او را به نام متمهدی یعنی مهدی دروغی یاد می‌کنند در بلاد حوالی رود نیل، چندی است خیال دانشمندان و ارباب پلیتیک را متوجه سودان نموده، بیشتر مسطورات روزنامه‌ها عبارت از وقایعی است که درین ناحیه واقع می‌شود. در این صورت فهم مسطورات روزنامه‌ها موقوف به اطلاع جغرافیایی و تاریخی سودان و بلاد و ولایاتی است که میدان جنگ متمهدی با عساکر مصر یا قشون انگلیس می‌باشد.
پوشیده نباشد که متهمدی، الان در سودان حقیقی متمکن نیست، بلکه اقامتگاه او شهر العبید است از ایالت کردافان. و این که او را متمهدی سودان می‌گویند از آن است که کلیه اهالی افریقا را منقسم به دو قسمت نموده‌اند: یک طایفه را سودان می‌گویند، یعنی سیاهان و طایفه دیگر را بربر و اهالی بربرستان می‌نامند. طایفه سیاهان در تمام نواحی افریقا سکنا دارند اما اهالی بربرستان در طرف شمالی این اقلیم ساکن و هیئت آنها غیر از هیئت اهالی سودان است و همه مسلمان می‌باشند بر خلاف طایفه سودان که بسیاری از آنها بت پرستند. چون مسأله متمهدی اهمیت بهم رسانیده، اطلاع از آن نواحی نیز از مسائل مهمه گردیده، لهذا به نگارش شرح ذیل مبادرت می نماید.
اقلیم افریقا که از اقالیم خمسه روی زمین است مجهولات جغرافی بسیار داشته و دارد. از قبیل سرچشمه‌ رودهای معتبر و حالت بسیاری از اراضی و اماکن و آبادانیها و غیره که بعضی از آنها، به اقدام و همت سیاحان با جلادت فرنگ، مخصوصا چهار نفر سیاح انگلیس که یکی از آنها لیونکستن می‌باشد و دو نفر آلمان و یک روس و یک امریکایی و یک پرتوغالی منکشف و معلوم گشته، و باز باید گفت بسیاری از اوضاع و احوال این اقلیم مجهول است.
اما معلومات آن، این است که بعضی از علمای جغرافی، افریقیه را به هفت قسمت منقسم نموده:
قسمت اول را ولایات حوالی رود نیل یا بلاد نیلیّه گویند، و آن عبارت است از مصر و نوبه و حبش. و بعضی ولایات کوچک که با این سه مملکت همسایه می‌باشند.
قسمت ثانی بلاد مغربست که عبارت از صحرای کبیر معروف افریقا باشد و برقه و فزان و تونس و طرابلس و الجزائر و مراکش (مارک) و توابع آن، و این ایالات را بربرستان نیز گویند.
قسمت سیم افریقای شرقی است مشتمل بر زنگبار و مزمبیق (مزمبیک) و صوفالا و غیرها.
قسمت چهارم افریقای وسطی است شامل چندین قسمت. و سودان حقیقی این قسمت است.
قسمت پنجم افریقای غربی است که عبارت از سنگامبی (سینکمبیه) و گینه (گوینیه) باشد.
قسمت ششم افریقای جنوبی است معروف به بلاد راس و بلاد الکفره (بلاد کافر).
قسمت هفتم جزائر تابع افریقا می‌باشد.
مقصود اصلی از این نگارش تعیین میدان منازعه متمهدی و جغرافی سودان حقیقی است.
اولا میدان منازعه متمهدی و اقامتگاه آن کردفان است که از ولایات حوالی رود نیل می‌باشد و از یک طرف محدود به سنار که یکی از ولایات نوبه است، و از طرف دیگر به دارفور و در جنوب آن سلسله جبالی است که نوبی‌ها در آن سکنا دارند. و این ایالت یعنی کردفان امتداد می‌یابد تا به نیل ابیض که یکی از دو شعبه اصلی رود نیل است. حاکم نشین و قاعده کردفان شهر العبید است، و مسکن متمهدی اراضی کردفان، چندان حاصل خیز نیست مگر آنهایی که در دو طرف نیل ابیض واقع شده و بعضی از جزائر برّی (اُوانری) آن که حاصل آنها بد نیست. سکنه کردفان سیاه پوست و مسلمان می‌باشند. تمدن آنها کم و زبانشان عربی است. ابتدا کردفان در تحت تبعیت سنار بود. بعد دارفور که آن نیز از ولایات حوالی رود نیل است، آن را تملک نمود. در سال هزار و هشتصد و بیست عیسوی محمد علی پاشا کردفان را مسخره کرده از مضافات مصر نمود.
اما خرطوم شهری است از سنار در ملتقای نیل ازرق و نیل سفید واقع و از بناهای محمدعلی پاشای مصری است که در پنجاه و نه سال قبل این شهر را ساخته و آباد کرده، و این محل را خرطوم گویند تشبیه به خرطوم فیل، یعنی رود ابیض و ازرق نیل حاصل تمام نواحی سواحل خود را مثل خرطوم فیل جمع کرده به این محل می رساند.
جمعیت شهر خرطوم بیست و سه هزار نفر است و با آنکه در نوبه می‌باشد از اول بنای آن الی الان از مضافات مصر بوده است. اما دُنْکله در اصل دنقله است و اسم یکی از ولایات نوبه می‌باشد و شهر حاکم نشین این ناحیه نیز موسوم به دنقله است و این ولایت در طرف یسار رود نیل واقع و دنقله قدیم به کلی خراب و این که حالا آباد است دنقله جدید است.
یاقوت حموی گوید: دُنقله بضم اوله و ثالثه و قیل بفتحهها و سکون ثانیه، مدینة کبیرة فی بلاد النوبه و بها منزل ملکهم علی شاطیء النیل، لها اسوار عالیة مبینة بالحجارة، و طول بلاد النوبة علی النیل. یعنی دنقله به ضم دال و قاف و بعضی گفته‌اند به فتح دال و قاف و سکون نون، شهر بزرگی است در بلاد نوبه که پادشاه این مملکت در این شهر مسکن دارد و این شهر در ساحل نیل است، و باروهای عالی دارد که با سنگ ساخته‌اند، و ولایت نوبه در امتداد رود نیل واقع شده است. خلاصه دنقله جدید را مَرَکه نیز گویند و فرنگی‌ها آن را نوود‌نکله [دنکله نو] ‌می‌نامند.
اما سواکن قاعده و پایتخت ولایت بجاه یا بَدْجس است که این ولایت نیز یکی از ولایات اربعه نوبه می‌باشد و در سواحل بحر احمر واقع شده.
اما مصوع که فرنگیها ماسوئه گویند، شهریست از حبشه در جزیره‌ای که بحر احمر واقع شده و این جزیره بندر بسیار خوبی دارد.
بنابر این مقدمات، میدان قتال متمهدی سودان حقیقی نیست.
اما سودان حقیقی یا تکرور عبارت است از افریقیه وسطی، وصل به صحرای کبیر معروف افریقا است که فرنگی‌ها ساهارا و کران‌دِزِرت ‌می‌گویند، به این معنی که صحرای کبیر در شمال آن واقع شده، و سنگامبی و گینه در مغرب آن و طرف جنوبی نیز محدود به گینه و جبل القمر می‌باشد.
سودان در منطقه محترقه در دو طرف خط استوا واقع شده، و وسعت خاک سودان حقیقی تقریبا به قدر وسعت صحرای کبیر است، یعنی سطح صحرای کبیر معادل چهار هزار و هشتصد کیلومتر طول است در دو هزار کیلومتر عرض. و سودان حقیقی هم همین قدرها وسعت دارد. و باید گفت ممالک وسیعه صحرای کبیر و سودان از حدود مغربی مصر و نوبه و حبشه به طور انحراف امتداد یافته تا منتهی می‌شود به دریای محیط اتلانتیک که تقریبا امتداد سودان و امتداد صحرا شبیه به دو خط متوازی. چیزی که هست اراضی سودان به ارتفاع اراضی صحرا نیست، و برخلاف صحرا که هیچ رودخانه ندارد و گاهی که از نزول باران سیلی جاری می‌شود، پس از انتقطاع سیل بلافاصله رمل به اعانت باد مجرای سیل را محو می‌نماید.
سودان چندین رودخانه و یک شط عظیم دارد که اراضی آن را مشروب و حاصلخیز می‌سازد و شط عظیم سودان موسوم به نیجر (نیژو) می‌باشد، و منبع و شرچشمه آن در جبال واقعه در طرف جنوب صحرای کبیر است، در جایی که هزار و ششصد و سی و هشت قدم ارتفاع دارد. این شط گاهی به طرف مشرق و گاهی رو به مغرب و زمانی به جانب جنوب جریان دارد و منقسم به چندین شعبه شده. شعبه بزرگتر از همه به دریای محیط اتلانتیک می‌ریزد. شط نیجر را نیل سودان و سیاهان گویند، و مانند نیل مصر در بعضی جاها جریان دارد که هیچ یک از سیاحان از آنجاها خبردار نیستند، و در مصب خود در خلیج گینه دلتایی تشکیل می‌دهد که نه تنها از دلتای نیل بزرگتر است بلکه دلتای رودخانه گنگ (گانژ) هندوستان هم از آنجا کوچکتر می‌باشد.
تا سی سال قبل مصب و دره رودخانه نیجر به کلی مجهول و از وضع آن به کلّی بی‌خبر بودند مگر قلیل اماکنی از قبیل مونگ پارک و کان کان و وامانا و بامبارا و بوره و بیرو و چند جای مختصر دیگر را نیز دیده بودند، لیکن بعدها اقدام مسافرین خیلی از مجهولات سی سال قبل را معلوم و منکشف ساخته است.
تعیین جمعیت و تعداد نفوس سودان ممکن نیست، اما سکنه سیاهانند از جنس اتیوپی (اتیوپی اسم قدیم تمام ناحیه‌ای است که در جنوب مصر امتداد دارد) و این جماعت طوایف و قبایل بیشمار دارند که بعضی از آنها مسلمان و برخی بت پرستند، لیکن بت پرست‌ها کمتر از مسلمانها می‌باشند، عموما نادان و دور از تربیت و در حالت وحشیگری.
هوای سودان نیز در همه جا گرم و سوزانده است و با وجود این در بعضی جاها زمستان خیلی سخت می‌شود. باران در ماه ژون شروع می‌کند و خیلی طول می‌کشد. تب لازم در مملکت سودان شیوع دارد. سوای حوالی رودخانه‌ها که اراضی خیلی حاصلخیز دارد، رملستان بی‌حاصل تقریبا تمام مملکت را فرو گرفته است.
حاصل سودان ذرت و برنج و تنباکو و پنبه و نیل و قهوه و خرما و سایر میوه ها و قسمتی از سیب زمینی و غیره می باشد. فیل و زرافه و شتر و گاومیش و بعضی دواب، و از سباع شیر و کفتار و یوز و ببر و شغال و غیره، و طیور و شکار در سودان وجود دارد. مارهای مهیب و خزنده های عظیم الجثه و نهنگ در سودان یافت می شود.
قسمت عمده‌ای از سودان را کسی سیاحت ننموده که از آن خبر داده باشند. آنجاهایی را که تا چند سال قبل مسافرین دیده و سفرنامه‌ها نوشته،‌ منقسم به چند ولایت و ایالت کرده اند:
یکی از آن قسمت‌ها بغرمی است واقع در غرب دارفور و شمالی دارقله و فیما بین این قسمت و نوبه بلاد برغو می‌باشد.
قسمت دیگر برنو نامیده می شود و در این نواحی، این قسمت دارای شوکت و استقلالی است و والی آن ادعای سلطنت می‌نماید. سکنه برنو مسلمانند. عده نفوس اهالی ده کرور و بعضی از آنها قبایل صحرا‌گرد می باشند و به زبان عربی تکلم می‌کنند. اهالی برنو با مصر و مغرب و نوبه تجارت دارند و مال التجاره آنها طلا و عاج و اسب و برده و پر شتر مرغ و کره و نمک می‌باشد. دریاچه شاد (تشاد) (چاد) در این قسمت است، و ماهی و مرغابی بسیار دارد. گویند طول این دریارچه دویست میل و عرض آن صد و پنجاه میل است. شهرهای آن برنو و کوکا و برنی و انکرتو می‌باشد.
قسمت دیگر مملکت سودان بلاد منداره می‌باشد واقع در جنوب برنو و حاکم نشین آن محلی است موسوم به موره در صد و هشتاد میلی کوکا.
و از طرف جنوب، نهر عظیمی به دریاچه شاد می‌ریزد که آن را شاری می‌نامند و شهر لُغُّون که قصبه بلاد لغون می‌باشد در کنار این نهر است، و اهالی لغون یک نوع استقلالی دارند و اصحاب صلح و سلامت می‌باشند. بعضی پارچه‌ها نسج می‌نمایند و بلاد آنها نیکوست؛ سوای این که وزغ و زنبور و پشه زیاد دارد و اذیت می‌نمایند، به حیثیتی که گاهی اسباب هلاکت اطفال می‌شود، و برای رفع این فساد غالبا کاه تر می‌سوزانند و در دور آن می‌نشینند و این معالجه از مرض صعب‌تر و بدان ماند که «ز گرما به آتش برد کس پناه». و طرف مغرب برنو بدوی‌های سودان سکنا دارند، و آنها جماعتی وحشی و بت پرستند در اماکن صعب و جبال مسکن گرفته‌اند، و قبایلی که با آنها همسایه‌اند، بعضی اوقات آنها را غارت می‌کنند، و آنها نیز هر کس را در راهها بیابند می‌کشند.
در طرف مغرب این جماعت بلاد فلاته می‌باشد که اراضی آن سبز و حاصلخیز و دارای حبوب و انواع میوه‌های استوائیه است. اهالی مسلمانند و نماز می‌کنند، اما چون عربی نمی‌فهمند معنی نماز را نمی‌دانند، اعتنایی هم به گرفتن وضو ندارند. فقط در روز یک مرتبه وقت صبح وضو می‌سازند. و بلاد زیاد در همسایگی این جماعت واقع شده که همه مقهور این جماعت‌اند و به ایشان جزیه و خراج می‌دهند.
قسمت دیگر از سودان، کانوا می‌باشد. اراضی این قسمت در کمال خرمی و حاصلخیزی است و سکنه آن زیاد و قصبه و قاعده این قسمت را نیز کانوا می‌گویند، و سی و پنج هزار نفر جمعیت دارد و اکثر آنها برده و غلام و کنیزند. رنگ اقمشه این شهر در این نواحی مشهور است.
قسمت دیگر بلاد کشنا می‌باشد و تجار از غدامس (غذامس) و فزات به قصبه این قسمت آمده داد و ستد برده و نمک می‌نمایند.
قسمت دیگر بلاد فلائه است و قصبه آن شهر سکاتو می‌باشد که بارویی دارد، و با ارتفاع سی قدم با دوازده دروازه؛ و تجار از غدامس و طرابلس غرب به اینجا عطر گل سرخ و بعضی عطریات دیگر و حریر می‌آورند و با برده و کره معاوضه می‌نمایند. بعضی برکه‌های آب در طرف شمالی این شهر است که خوردن آب آن اسباب حدوث تب می‌شود.
اما شهر تنبکتو پایتخت قسمت بزرگی از بلاد سودان است و بسیاری از اهالی مغرب به جهت تجارت به این شهر آمده توقف می‌نمایند. هر یک از آنها که متموّل شدند به بلاد خود معاودت می‌کنند. زبان عربی در اینجا شایع است، اما لغت اصلی اینها نیست.
شهر تنبکتو بر خلاف معمول مثلث شکل و محیط آن سه میل و جمیع خانه ها یک طبقه است و با خشت‌هایی که در آفتاب خشک می‌کنند بیوتات را بنا نموده. عده نفوس اهالی این شهر ده هزار نفر و اراضی حوالی صلاحیت زراعت ندارد؛ لهذا سکنه مایلزم معاش و قوت خود را از بلاد بعیده بدینجا حمل می نمایند.
در طرف جنوب غربی این شهر برکه های آب هست که آب باران در آنها جمع شده به مصرف شُرب اهالی می رسد. در حوالی این شهر بعضی قبایل پراکنده سکنا دارند که آنها را طوارق (تواریک) می‌نمامند. بضاعت آنها منحصر به مواشی است. این طایفه یعنی طوارق، قطّاع الطریق‌اند، لهذا از قوافل وارده به این نواحی وجهی می‌گیرند که آنها را به سلامت از این اماکن عبور دهند. بنابرین خیلی اسباب اذیت اهالی تنبکتو می‌باشند.
اما مملکت برغو در جنوب شرقی تنبکتو واقع و سی منزل طول و امتداد خاک آن است و عرض آن یازده منزل و منقسم به چهار قسمت می‌باشد:
قسمت اول بصه است و پایتخت آن را نیز بصه می‌گویند. کلیه اهالی این قسمت دوازده هزار نفر می‌باشند.
قسمت دوم کیاما که حاکم نشین آن نیز به همین اسم موسوم است. اهالی این قسمت سی هزار نفرند.
قسمت سوم واما که هیجده هزار نفر سکنه دارد.
قسمت چهارم نیکی نام دارد.
و کلیه اهالی این چهار قسمت بت پرست و نهایت به مستی و سکر و صرف مسکرات مایلند.
قسمت دیگر از سودان، بوریبا می‌باشد در جنوب برغو واقع و اهالی آن نوعی از سودانی هستند که اصحاب سلامت‌اند. مذهباً بت پرست و پادشاهی دارند مستقل، و سلطنت این مملکت به وراثت است. پایتخت آن موسوم به کاتونکا می‌باشد.
قسمت دیگر از سودان، مملکت بمباره است که در جنوب تنبکتو واقع و در حدود سنگامبی است. طول آن صد و پنجاه فرسخ و عرض آن صد فرسخ. نهری در این مملکت جاری است که از بعضی آبادیهای آن می‌گذرد. اکثر اهالی سودانی هستند، و غیر اکثر مغربی که در این مملکت آمده، توطن نموده‌اند. پایتخت این مملکت سیکو می‌باشد، و ده هزار نفر سکنه دارد. شهر جنی تابع این مملکت بود و حالا تبعیت مملکت فلاته را دارد.
این است جغرافی سودان که با نهایت دقت نوشته شده. مبسوط‌تر از این فقط سیاحت نامه های سیاحان متأخرین است.
نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

یادداشت های اجتماعی ـ مذهبی از تبریز میانه سالهای 1257 تا 1289ق / 1841 ـ 1872

رسول جعفریان

فردی به نام محمد رضا اهرابی که حرفه اش روضه خوانی و در عین حال نویسندگی بوده، کتابی با عنوان مطالع ا

پیشنهاد برگزاری هزاره ابوریحان بیرونی در سال 1440 ق

رسول جعفریان

چهار سال دیگر به سال قمری، یعنی در سال 1440 ق هزاره درگذشت ابوریحان بیرونی است. سزاوار است هزاره وی

منابع مشابه بیشتر ...

از کربلا تا کاشان (داستان آمدن صفیه دختر مالک اشتر به کاشان و حکایت پنجه شاه)

رسول جعفریان

داستان ساختگی آمدن ابولولو به کاشان، تنها داستانی نیست که در قرن های ششم و هفتم ساخته شد، بلکه بعدها

حکایتی عبرت آموز از شیخ علی خان زنگنه وزیر بزرگ عصر صفوی

رسول جعفریان

شب هنگام، نخست وزیر صفوی، شیخ علی خان زنگنه، عازم مسجد است... شبه درویشی را می بیند که .... شمع را ا

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

از کربلا تا کاشان (داستان آمدن صفیه دختر مالک اشتر به کاشان و حکایت پنجه شاه)

رسول جعفریان

داستان ساختگی آمدن ابولولو به کاشان، تنها داستانی نیست که در قرن های ششم و هفتم ساخته شد، بلکه بعدها

حکایتی عبرت آموز از شیخ علی خان زنگنه وزیر بزرگ عصر صفوی

رسول جعفریان

شب هنگام، نخست وزیر صفوی، شیخ علی خان زنگنه، عازم مسجد است... شبه درویشی را می بیند که .... شمع را ا