۳۶۲۸
۰
۱۳۸۸/۱۰/۰۲

تاريخچه عمارت حرم حسيني عليه السلام

پدیدآور: رسول جعفريان

خلاصه

مهم ترین جسارت نسبت به مزار امام حسین در تاریخ مربوط به متوکل عباسی است که از سال 232 تا 247 تحت تأثیر اهل حدیث متعصب بغداد بر امور سیطره داشت.
تاریخچه عمارت حرم حسینی علیه السلام

رسول جعفريان




تعيين محل قبر امام حسين (ع)
پس از شهادت امام حسین علیه السلام و آنگاه که دشمنان، میدان جنگ را با بدن¬های برهنه شهیدان ترک کردند، طایفه بنی اسد که از محبان اهل بیت (ع) بودند، و مسکن آنان غاضریه بود، در میدان حاضر شده و شهدا را دفن کردند. اعتنای آنان به امام حسین، فرزندش علی اکبر و برادرش عباس، سبب توجه خاص آنان به محل دفن آن بزرگواران بود.
جابر بن عبدالله بن حرام انصاری روز اربعین شهادت امام حسین (ع) وارد کربلا شد و بر سر مزار امام رفت. این نشان از آن دارد که قبر کاملا مشخص و معین بوده است.
چهار سال بعد از آن، در سال 65 توابین به فرماندهی سلیمان بن صرد خزاعی پیش از رفتن به سوی شام از کوفه عازم کربلا شده و بر سر قبر آن حضرت چنان که مردمان در اطراف حجر الاسود گرد می آیند جمع شده سوگواری کردند « ازدحموا على قبره اكثر من ازدحام الناس على الحجر الأسود».
این هم نشانی از آن است که چهار سال پس از واقعه عاشورا، قبر امام حسین تشخّص داشته و کوفیان شیعه به زیارت آن می شتافته اند.
به روایت خوارزمی، مختار بن ابی عبید،‌اندکی پیش از قیامش در کوفه ، علی القاعده در سال 66 ، زمانی که از مکه به کوفه میآمد ابتدا به قادسیه آمده، از آنجا به کربلا بر سر قبر امام رفته و آن حضرت را زیارت کرد. وی خطاب به حضرت گفت: لباسم را از تنم درنخواهم آورد مگر آن که انتقام شما را بگیرم، آنگاه با قبر تودیع کرد.
در نقل دیگری آمده است که مصعب بن زبیر هم در وقت رفتن به جنگ عبدالملک بن مروان در سال 72 بر سر مزار امام حسین (ع) آمد. در این نقل آمده است «فلمّا بلغ الحیر دخل فوقف علی بر أبی عبدالله علیه السلام». از این عبارت چنین برداشت شده است که دست کم سایبانی روی مزار آن حضرت بوده است. این «حیر» می تواند نخستین استعمال کلمه «حائر» برای مزار امام باشد.
روایات فراوانی داریم که شیعیان از زمان امام سجاد علیه السلام به زیارت امام حسین می¬رفتند. خود امام سجاد (ع) نیز گاه گاه از محلی که در بادیه برای زندگی انتخاب کرده بود، راهی عراق شده و به زیارت قبر پدرش می شتافت.
دهها روایت از امام باقر و امام صادق علیهما السلام وجود دارد که از شیعیان می خواهد تا به زیارت قبر امام حسین بروند. این که در دوره امویان در آنجا بنایی هرچند مختصر بوده است یا نه، هرچند به لحاظ سیاسی پذیرفتن آن دشوار است، اما اشاراتی در برخی از نقلها هست. برای مثال از حسین بن ابی حمزه نقل شده است که گفت: در اواخر دوره اموی اراده زیارت قبر حسین را کردم ... حتی اذا کنت علی باب الحائر....
در برخی از این نقلها از امام صادق (ع) وجود حائر و باب و سقیفه یاد شده است. حتی در روایاتی از امام صادق (ع) از «باب الذی یلی المشرق» «الباب الذی عند رجل علی بن الحسین» و همین طور «خارج القبة» یاد شده است. همه اینها حکایت از آن دارد که پیش از سال 148 که سال رحلت امام صادق علیه السلام است، بر مزار حسین علیه السلام، بنایی هرچند مختصر بوده است.
جسارت به قبر امام حسین (ع) می تواند از دوران سختگیری هارون الرشید (خلافت از 170 – 193) نسبت به علویان آغاز شده باشد. اشاراتی در این باره در برخی از منابع آمده است. گفته شده است در نزدیکی قبر آن حضرت، درخت سدری بوده است که آن را کندند. تحلیل شیعیان این بود که هدف از این کار «تغییر مصرع الحسین» بوده تا مردم بر محل آن واقف نباشند «حتی لایقف الناس علی قبره»
هشام بن محمد کلبی هم خبری از آب انداختن بر قبر حسین علیه السلام نقل کرده است. در این خبر هم از یک نفر از بنی اسد – طایفه ای که اکثر آنان شیعه بودند - یاد شده است که دوباره آمد و محل قبر را معلوم ساخت. از آنجایی که هشام کلبی متوفای 205 یا 206 هجری است، این برخورد نباید مربوط به زمان متوکل عباسی (خلافت از 232 – 247) باشد؛
چرا که چنان که خواهد آمد واقعه هائله زمان متوکل مربوط به سالهای 236 – 247 است. در منابعی که خبر مزبور نقل شده ، به نقل از همان فرد اسدی آمده است که هدف مخفی کردن قبر آن حضرت از چشم محبان بوده است:
أرادوا لیخفوا قبره عن صدیقه فطیب تراب القبر دلّ علی القبر
ابن کثیر با نقل این خبر این استنباط غلط را دارد که تا آن زمان محل قبر امام مشخص نبوده است! در حالی که درست به عکس، خبر مزبور نشان از آن دارد که توطئه ای از سوی دستگاه خلافت برای از میان بردن آثار قبر در کار بوده است.
در منبعی دیگر پس از نقل این خبر می نویسد که آب بستن به قبر حسین یک بار در عصر امویان و بار دیگر در عصر عباسیان بوده است.
هرچه رخ داده، و در زمان هر خلیفه، اما می توان یقین کرد که بار دیگر بنایی روی مزار امام حسین (ع) ساخته شده است که از چگونگی آن و یا بانی آن آگاهی نداریم. علی الاصول باید کار شیعیان سواد عراق باشد. این همان بنایی است که مردمان تا روزگار متوکل به زیارت آن می رفتند.
مهم ترین جسارت نسبت به مزار امام حسین در تاریخ مربوط به متوکل عباسی است که از سال 232 تا 247 تحت تأثیر اهل حدیث متعصب بغداد بر امور سیطره داشت. منابع وی را دشمن اهل بیت دانسته اند: «شدید البغض لعلیّ بن ابی طالب و لاهل بیته». ابوالفرج اصفهانی هم در وصف او نوشته است «کان المتوکل شدید الوطأة علی آل ابی طالب غلیظا علی جماعتهم مهتما بأمورهم شدید الغیظ و الحقد علیهم». بر این اساس بود که متوکل تصمیم گرفت تا مرقد امام حسین را که مهم ترین نماد تشیع بود، ‌ویران کند. در همین منبع در علت این اقدام آمده است که متوکل مغنیه ای را طلب کرد. وقتی به او گفتند که وی به زیارت امام حسین رفته است متوکل خشمگین شده و دست به این اقدام زد. اگر این خبر صحت داشته باشد،‌ صرفا باید یک بهانه باشد.
طبری این واقعه را ذیل رویدادهای سال 236 گزارش کرده و نوشته است: «أمر المتوکل بهدم قبر الحسین بن علی و هدم ما حوله من المنازل و الدور».
متوکل ضمن انهدام مرقد، با گذاشتن نگهبانان در راههای ورودی دستور داد هر زائری را در مسیر یافتند او را دستگیر کرده یا وی بکشند یا به شدت تنبیه کنند.
خبری که شیخ طوسی روایت کرده آن است که متوکل در سال 237 لشکری را برای انهدام قبر فرستاد، اما اهل سواد شورش کرده و مانع شدند. این کار متوقف شد تا آن که آن را در سال 247 به انجام رسانده مردم را تهدید کردند که هیج تعهدی در قبال زائرین ندارد.
به نظر می¬رسد روایت شیخ گرچه جزئیاتی در این باره دارد، اما بر اساس منابعی چون طبری و مسعودی باید بپذیریم که در همان سال 236 یورش آغاز شده اما به تدریج بر محدودیت ها افزوده شده است.
ابن عساکر نوشته است که در سال 236 دستور انهدام قبر حسین را صادر کرده خانه¬های اطراف را تخریب کرده همه را مزرعه کرده، مردم را از زیارت آن منع کرده آن را صحرا کرد. سپس می افزاید که مسلمانان از این کار ناراحت شده و مردمان بغداد روی دیوار منازل و مساجد او را دشنام دادند و شعرا او را هجو کردند (فتألم المسلمون من ذلك. و كتب أهل بغداد شتمه على الحيطان و المساجد، و هجاء الشعراء).
متوکل به سال 247 کشته شد و عبدالله بن دانیه گوید که در همین سال 247 وی مخفیانه به زیارت امام علی علیه السلام رفته و وقتی به کربلا رسیده آنجا را صحرا و پر از آب دیده است.
به نظر می¬رسد مرقد امام حسین که مورد علاقه اعراب سواد عراق بود، به زودی ساخته شد. نوشته‌اند:‌ منتصر عباسی که طی سالهای 247 – 248 خلافت کرد، دوباره تربت امام حسین را برپا داشت. مسعودی هم از حسن برخورد منتصر با زائران امام حسین سخن گفته است.
در خبری از فروریختن سقف مرقد امام حسین علیه السلام در سال 273 یاد شده است که نشان از بازسازی بنای روی مرقد دارد.
آل بویه که برای نخستین بار در سال 334 وارد بغداد شدند، فضای عراق را که برای شیعه آماده بود، کاملا متحول کرد. شیعیان تا نزدیک یک قرن بعد از آن که بویهیهان در عراق بودند، پشتیبانی استواری در عراق و ایران به دست آوردند. یکی از مظاهر حمایت آنان رسیدگی به عتبات، عمارت حرم ائمه در شهرهای مختلف و سادات مقیم این شهرها بود.
در این دوره امیران محلی دیگری هم در عراق بودند که شیعه بوده و علاقه‌مند به بازسازی حرم امام حسین علیه السلام بودند. در سال 368 رواقی از سوی عمران بن شاهین (موسس سلسله¬ شاهینیه در منطقه البطیحه) در حرم غروی و حائری ساخته شد. وی یک امیر محلی بود که کسی از بویهیهان قادر به آرام ساختن وی نبود و در سال 369 درگذشت.
عضدالدوله بزرگترین سلطان بویهی در سال 371 به زیارت نجف و کربلا رفت و کمک زیادی به فقرای این شهرها کرد. زمانی که ضبة بن محمد اسدی به کربلا یورش برده حرم را غارت کرد، توسط نیروهای عضدالدوله تعقیب و مجازات شد.
ساکنان شهرهای کربلا و نجف، د رهمه ادوار،‌ همه از شیعیان بودند و این دو شهر از اساس، به عنوان دو شهر شیعه بنیانگزاری شد. طبیعی است که مردم عرب و قبایل اطراف، نهایت توجه را نسبت به مراقد آن بزگواران داشتند. این بزرگترین حمایت از برقراری و پایداری بناهای ساخته شده بود.
همزمان برخی از بادیه نشیان که زندگی سختی داشتند به کربلا یورش می-آوردند. این امر سبب شد تا در سال 400 با حمایت حسن بن فضل بن سهلان رامهرمزی وزیر بهاءالدوله بویهی، دولت دیواری دور شهر کربلا کشیده شود. اخباری حکایت از آن دارد که کشیدن این دیوار تا سال 403 ادامه یافته است.
در 14 ربيع الاول سال 407 به دلیل بی احتیاطی، مشهد امام حسین (ع) آتش گرفت. علی القاعده باید به سرعت بازسازی شده باشد. این زمان هنوز بویهیان ولو ضعیف، در بغداد حکمرانی می¬کردند. جلال الدوله ابوطاهر فرزند بهاءالدوله در سال 431 با تواضع تمام به زیارت عتبات رفت. وی از یک فرسخ پیش از رسیدن به مشهد، پیاده شده و به زیارت رفت.
از نیمه دوم قرن پنجم تا نیمه نخست قرن هفتم، کثرت شیعیان در عراق از یک سو، و حضور برخی از وزیران و امیران شیعی در مناطقی از عراق – ماند آل مزید در حله – سبب توجه خاص به عتبات بود. در این میان، گاه مشکلاتی هم پدید می آمد. برای مثال گفته شده است که مسترشد عباسی، در سال 529 اموال خزینه مشهد امام حسین را تصرف کرد و گفت «ان القبر لایحتاج الی الخزانة». وی این اموال را صرف سپاهیانش کرد که عاقبت به خیر هم نشد
سقوط عباسیان، مانع عمده ای را از سر راه شیعیان برداشت. در دوره ایلخانان (656 – 736) به خصوص در روزگار غازان و سلطان محمد خدابنده معروف به الجایتو، به دلیل تمایلات شیعی آنان،‌توجه خاصی به تمامی مزارات اهل بیت در عراق شد. مشهد امام علی و امام حسین علیهما السلام دایما زیارت شده و به اصلاح عمارات آنها همت می شد. چنان که برای آبادانی آن منطقه نیز اقداماتی صورت می گرفت که از آن جمله کندن نهری به نام نهر غازانی در اطراف حله برای شیعیان بود. غازان در سال 703 به زیارت مشهد امام حسین علیه السلام رفت به طور معمول اموالی هم میان علویان مقیم عتبات تقسیم می¬شد.
آل جلایر که از سال 736 تا 814 بر عراق مستولی بودند، نسبت به عمارت مشهد امام حسین (ع) اقداماتی داشتند. تاریخ کتیبه ای در حرم حسینی سال 767 را به عنوان سال بنای آن بخش نشان می دهد. بانی این عمران و آبادی حرم،‌ مرجان امین الدین بن عبدالله والی عراق از سوی جلایریان بود. سلطان احمد جلایری دو مناره برای حرم حسینی در سال 786 بنا کرد.
تیمور گورکان نیز که در سال 795 بغداد را تصرف کرد، به زیارت امام حسین علیه السلام رفت و هدایای به علویان شهر داد.
ترکمانان قراقویونلو و آق قویونلو نیز کاملا موافق با توجه به عتبات بودند. میر اسپهد میرزا از امیران قراقویونلو که گفته اند به خاطر پیروزی ابن فهد حلی در مناظره با مخالفان شیعه شده بود، توجه خاصی نسبت به کربلا مبذول داشت. وقف‌نامه ای هم برای در ضریح امام حسین (ع)‌از روزگار دولت ترکمانان یافت شد که طی آن مقدار زیادی از اراضی کربلا وقف حرم امام حسین (ع) شده بود.
شگفت آن که به نقل از برخی از منابع، مولی علی بن محمد بن فلاح از امرای خاندان مشعشعی در سال 858 وارد کربلا شد و بسیاری از اموال حرم حسینی را برد. این به رغم ادعای تشیع آنان بود. این وضعیت بلافاصله توسط امیر پیربوداق جبران گردید.
صفویان در سال 907 بر تخت سلطنت ایران نشستند و بهترین دوران آبادی عتبات، پس از روزگار آل بویه، ‌در دورانی است که صفویان قدرت را در اختیار داشتند ( از سال907 تا 1135).
صفویان هر از چندی که بر عراق تسلط می یافتند، تمامی تلاش خود را برای بازسازی و تعمیر و گسترش عتبات به کار می¬گرفتند. نام صفویان و بعدها قاجار در جای جای عمارات عتبات نشان از حضور جدی آن در عمارت عتبات و حرم ائمه (ع) در عراق دارد.
در دوره شاه اسماعیل (907 – 930) ، طهماسب (930 – 984) شاه عباس اول (996 – 1038) و شاه صفی (1038 – 1052)‌ در دوره‌های کوتاهی که عثمانی ضعیف می‌شد، عراق در اختیار دولت صفوی بود و هر بار، بر طبق اسناد و منابع موجود، مهم ترین دغدغه آنان رسیدگی به امور حرم امامان و فراهم کردن تسهیلات برای زایران بود.
شاه اسماعیل که نخستین بار در سال 914 به عراق رفت و بر آن تسلط یافت، دستور داد شش صندوق زیبا با پوشش پارچه‌ای بسیار زیبا برای شش امام مدفون در عراق ساخته شود و جایگزین صندوق های قبلی که روی مزار امامان بود، گذاشته شود.
اما در بیشتر این دوره، عراق در اختیار عثمانی ها بود. در این دوره، برخی از سلاطین عثمانی خود به تعمیر حرم امامان در عراق از جمله حرم امام حسین (ع) می پرداختند. شاه سلیمان عثمانی (سلطنت از 926 – 974) که عراق را از دست صفویان گرفت، در سال 941 خود به زیارت امام حسین رفت.
عثماین ها به صورت طبیعی اجازه مداخله به دولت صفوی و ایرانیان برای بازسازی و تعمیر حرمین و حتی اهدای نذورات و هدایا نمی‌دادند. گاهی هم که پذیرفته می‌شد در انبارها نهاده می شد. در عوض برای این که نشان دهند که به اهل بیت علاقه‌مند هستند، خود تلاش¬هایی در این باره داشتند.
بر پایه اشاراتی که علامه مجلسی در شرح صحن قدیم امام حسین دارد، چنین به دست می آید که در دوره صفوی، و به طور خاص در روزگار طهماسب، حرم حسینی در سمت مخالف قبله توسعه یافته است. طهماسب در سال 936 بغداد را تصرف کرده و در کشیدن برخی از نهرها برای آبادی عتبات تلاش کرد.
شاه عباس در سال 1032 به زیارت عتبات رفت و در سال 1033 تلاش زیادی برای تزیینات داخلی مشهد حسینی صورت داد. در سال 1040 شاه صفی به زیارت عتبات رفت. به دستور او بود که مسجد پشت سر را توسعه داده و رواقی در شمال حرم بنا کردند که به نام رواق شاه شهرت یافت. دیوار شمالی صحن نیز خراب شده، زمین های آن سمت خریداری شده و صحن توسعه یافت. این اقدامات در سال 1048 صورت گرفت.
بعد از آنی که دوباره عراق تحت سلطه عثمانی ها درآمد، گاه گاه اخباری در باره توجه برخی از امرای عثمانی در عراق نسبت به مشهد حسینی داریم که از آن جمله مربوط به حسن پاشا (حکومت در بغداد از 1116 – 1136)‌ است که طی سالهای 1117 تا 1129 اقدامات تعمیری صورت داد. تجدید و بازسازی نهر حسینیه از جمله اقدامات حسن پاشا بود. وی همچنین در سال 1129 ایوان بارگاه حسینی را تعمیر کرده و کاروانسرای بزرگی هم در کربلا ساخت تا مورد استفاده زائران قرار گیرد.
در سال 1133 در روزگار شاه سلطان حسین (سلطنت از 1106 – 1135)، صندوقی برای قبر امام حسین علیه السلام ساخته شد که در زمان حمله وهابی ها به کربلا در سال 1216 صدماتی دید و سال 1219 و 1225 تعمیراتی در آن صورت گرفت.
در روزگار نادر شاه هم توجه ویژه به عتبات وجود داشت و گفته شده است که همسر او گوهر شاه خانم – دختر شاه سلطان حسین - مبالغ هنگفتی (20 هزار نادری) برای تعمیر و تزیین حرم حسینی ارسال شده است.
در دوره قاجار، همان احساس دوره صفوی بلکه با شدت بیشتری وجود داشت. روابط آنان با عثمانی‌ها در این دوره بهتر بود و آنان می توانستند اقدامات بهتر و گسترده¬تری در مقایسه با زمان صفویان، انجام دهند.
آقامحمد خان قاجار، نخستین سلطان این سلسله، در سال 1205 دستور تجدید گنبد و تذهیب و تزیین آن را صادر کرد. اقدامات وی به خصوص در خصوص گنبد بسیار استوار و متین بوده است.
در سال 1213 با تلاش مرجع وقت سید علی طباطبائی، راهی میان مزار شهیدان و مرقد امام حسین (ع) گشوده شده و هر دو در یک مقبره قرار گرفت.
در سال 1216 وهابیان به عراق یورش آورده و نه تنها کربلا را غارت کردند بلکه آسیب جدی به حرم وارد آوردند. آنان ضریح و صندوق را از جا کنده و زیورآلاتی را که در آنجا بود غارت کردند. خبر این غارت در بسیاری از منابع تاریخی آن دوران ضبط شده است. در این حمله تعداد زیادی از زائران حسینی به شهادت رسیدند.
اهمیت تجدید بنای گنبد و صحن در دوره محمد شاه چندان بود که حتی بعد از این خرابی، در سال 1217 – 1219 همچنان او را به عنوان بانی بنای جدید می¬شناختند. . در سفرنامه ناصرالدین شاه در سال 1287 نیز از طلاکاری گنبد توسط محمد شاه یاد شده است.
در سال 1216 ضریح تازه ای به دستور فتحعلی شاه برای حرم امام حسین ساخته شد و در سال 1218 نصب گردید. محمدعلی میرزا والی کرمانشاه از سال 1220 به بعد، اقدامات بسیار زیادی برای اصلاح و تعمیر حرم حسینی انجام داد.
در دوره فتحعلی شاه، نه تنها سلطان قاجار بلکه برخی از درباریان از جمله زنان درباری مبالغ هنگفتی هزینه تزیین حرم حسینی کردند. همسر فتحعلی شاه در سال 1232 ایوان مقابل قبر را طلاکاری کرد. در سال 1337 همین زن، مناره های حرم حسینی را طلاکاری کرد.
طی سال 1259 و 1260 نجیب پاشا حاکم بغداد به بهانه مبارزه با اشرار، به کربلا یورش برده و شمار فراوانی ازمردم را به قتل رساند.
به طور معمول برای تعمیرات در عتبات کسی از طرف شاه یا درباریانی که اصل هزینه را می‌پرداختند،‌ انتخاب می شد و بر کار تعمیرات نظارت داشت. در این میان برخی از علما مسؤولیت این کار را می¬پذیرفتند. طی سالهای 1270 – 1276 شیخ عبدالحسین تهرانی از علمای برجسته وقت، تعمیرات مفصلی را در حرم امام حسین علیه السلام انجام داد. کمکهای مالی از سوی ناصرالدین شاه بود. گفته‌اند که بخشی از هزینه ها برای انجام کارهای حرم ائمه، که توسط شیخ عبدالحسین هزینه شد، از ثلث مرحوم امیر کبیر بود.
یکی از بهترین وصف‌ها از بنای حرم امام حسین در اواخر قرن سیزدهم هجری، از ادیب الملک است که در سال 1273 به عتبات رفته و وصف جامعی از حرم و سابقه آن و تعمیرات انجام شده به دست داده است. گزارش دیگری از سال 1280 از سیف الدوله در دست است. گزارش دیگری از وضعیت حرم در سال 1284 را عضد الملک آورده است. پیش از وی خود ناصرالدین شاه هم در سفرنامه عتباتش که در سال سال 1287 انجام شده، توضیحاتی در باره حرم امام حسین علیه السلام داده است.
از حوالی سال 1300 قمری به بعد، تعمیرات فراوانی در حرم حسینی توسط قاجارها، اعم از شاه یا شاهزادگان ادامه داشت. جزئیات این تعمیرات در منابع سفرنامه¬ای و تواریخی که برای این شهرها نوشته شده، آمده است. در این دوره، شماری از تاجران برجسته ایرانی و عراقی نیز در این قبیل اقدامات سهیم بودند. تجار هندی هم به خصوص از بهره‌های اسماعیلی مذهب در این قبیل امور مشارکت فعال داشتند. از آن جمله سید طاهر سیف الدین هندی اسماعیلی مذهب بود که در سال 1355 ق با دیدن وضعیت اسف بار حرم حسینی، دست به اقدامات جدی زد.
درتمام نقاط حرم حسینی – بسان دیگر مراکز زیارتی عراق – نام سلاطین صفوی، قاجار، امیران این دو سلسله روی کتیبه ها دیده می شد که همگی آنها در دوره صدام نابود گردید تا آثار ایرانی در عتبات به طور کامل محو شود. امروزه این نام ها تنها در کتابها، برخی تصاویر و به احتمال اسنادی که در آرشیوهای عثمانی برجای مانده، قابل رؤیت است.
نظر شما ۰ نظر

نظری یافت نشد.

پربازدید ها بیشتر ...

یادداشت های اجتماعی ـ مذهبی از تبریز میانه سالهای 1257 تا 1289ق / 1841 ـ 1872

رسول جعفریان

فردی به نام محمد رضا اهرابی که حرفه اش روضه خوانی و در عین حال نویسندگی بوده، کتابی با عنوان مطالع ا

پیشنهاد برگزاری هزاره ابوریحان بیرونی در سال 1440 ق

رسول جعفریان

چهار سال دیگر به سال قمری، یعنی در سال 1440 ق هزاره درگذشت ابوریحان بیرونی است. سزاوار است هزاره وی

منابع مشابه بیشتر ...

از کربلا تا کاشان (داستان آمدن صفیه دختر مالک اشتر به کاشان و حکایت پنجه شاه)

رسول جعفریان

داستان ساختگی آمدن ابولولو به کاشان، تنها داستانی نیست که در قرن های ششم و هفتم ساخته شد، بلکه بعدها

حکایتی عبرت آموز از شیخ علی خان زنگنه وزیر بزرگ عصر صفوی

رسول جعفریان

شب هنگام، نخست وزیر صفوی، شیخ علی خان زنگنه، عازم مسجد است... شبه درویشی را می بیند که .... شمع را ا

دیگر آثار نویسنده بیشتر ...

يک گزارش و سه سند در باره حجاج ايراني در راه جبل

رسول جعفريان

یش از یک هزار و سیصد سال، ایرانیانی که عازم حج بودند از راه جبل، به مکه می رفتند. این راه، حد فاصل ک

نشانه ها 11 _ 15

رسول جعفريان

نشانه ها گزيده اي است از نکات برگزيده در حوزه کتاب و تاريخ. اين سري در وبلاگ بنده در خبرآنلاين با تص